"امپراتوری کارتن خواب"


"امپراتوری کارتن خواب"

آلباتروس عاشق

شما ها دیگه چقدر باحالین .....!!!

من کلی حال کردم . . ... . . . . با کامنت های محبت آمیز و . .. . .شوخی های باحالتون . . . ..

پریسا خانوم که ما رو از اوران گوتان هم فراتر میدونن .. . . .که خیلی ممنونم از محبتشون . .. . 

اول گفت خوبه خودتم میدونی اوران گوتانی !!!!!!!!!!!

_ جــــــــان !!!!!!!!؟؟؟؟؟؟

انقدر ما رو شرمنده کردین که من از خوشحالی دارم پر پر میشم >>>>>

من یه خورده شیطونم دیگه اگه کسی خیلی تعجب کرده از عکس ها باید بگم >>>>>>>>

که از درخت و در دیوار آویزون شدن کلا تو خونمه . .. .

خدمت سارا خانم هم عرض کنم که اگه میخوای بدونی امپراتور من یا "آلباتراس" چیه روی عکس آلباتراس

بالای صفحه کلیک کنین .......!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

شوکول خانم ( دختر شکلاتی ) هم لطف کرده اند و ما رو شرمنده کردند . ... . .

شوکول : فکر میکنم اوران گوتان باشی جذاب تری تا اتو کشیده و مثلا با کلاس!!!!! 

خب به اون کلمه ی اوران گوتان توجه کنین که از ارزش و غرب زیادی برخورداره !!!!!!!

>>>>>>>>>> جالبه نـــــــه !!!!!!!   اون اوران گوتانه بازتابه خوبی داره !!!!!!!!!

خب فکر کنم باید اسمه وب رو عوض کنم بزارم امپراتوری اورن گوتان

عاطفه عزیز گفتن جا نبود عکس بندازی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

که در جواب ایشون باید بگم که چرا دفعه ی بعد در نظر دارم توی باغ وحش کنار برو بکس اوران گوتان عکس

بندازم که دوستان بهتر بتونن دست بگیرند ما رو !!!!!!!!  

یکی گفت چرا اون بالایی میوه هم که نداره >>>>>>>>>

خدمت عزیزم عرضم که اتفاقا چند تا نارگیل درشت هم انداختم پایین که مایل بودین بفرستم خدمت جنابتون !

خلاصه الان من قیافه ام از خجالت شده اینجوری !!!!!!!!!!!!!!  

در ضمن نظرتونو بازم بهم بگین !!!!!

میخوام چند تا سفر های علمی برم اگه دوس داشتین عسکاشو براتون بزارم !!!!!!

  از اون فیل بشکن هم که استقبال نشد انگاری ...... ولی خیلی باحاله


بای بای



نوشته شده در 21 Sep 2011ساعت 5:14 PM توسط پدرام | |




دوستانم سلام

با آرزوی  خوشی و سلامتی برای همه شما عزیزان برنامه ف-ی-ل-ت-ر ش-ک-ن جدیدیو بهتون معرفی میکنم

اول از دوست خوبم حامد جان تشکر میکنم که اول ایشون این برنامه را به من معرفی کرد حامد جون مرسی

سپس از خودم تشکر میکنم که این برنامه رو تیکه تیکه کردم تا دوستانی که از اینترنت ذغالی رنج میبرن بتونن دانلودش کنن





برچسب‌ها: فیل, تر, شکن, jondo, freegate
ادامه مطلب
نوشته شده در 19 Sep 2011ساعت 7:36 PM توسط پدرام | |

بهترین لحظات عاشقانه زندگی از نگاه چارلی چاپلین

بهترین لحظات زندگی
از نگاه چارلی چاپلین

 

 

To fall in love .
عاشق شدن

To laugh until it hurts your stomach
آنقدر بخندی که دلت درد بگیره .

To find mails by the thousands when you return from a vacation
بعد از اینکه از مسافرت برگشتی ببینی
هزار تا نامه داری .

To go for a vacation to some pretty place
برای مسافرت به یک جای خوشگل بری .

To listen to your favorite song in the radio
به آهنگ مورد علاقت از رادیو گوش بدی .

To go to bed and to listen while it rains outside
به رختخواب بری و به صدای بارش بارون گوش بدی .

To leave the Shower and find that
the towel is warm!
از حموم که اومدی بیرون ببینی حو له ات گرمه !

To clear your last exam .
آخرین امتحانت رو پاس کنی .

To receive a call from someone, you don’t see a
lot, but you want to .
کسی رو که معمولا زیاد نمی بینیش ولی دلت
می خواد ببینیش بهت تلفن کنه .

To find money in a pant that you haven’t used
since last year .
توی جیب شلواری که از سال گذشته ازش استفاده
نمی کردی پول پیدا کنی .

To laugh at yourself looking at mirror, making
faces !!!
برای خودت تو آینه شکلک در بیاری و
بهش بخندی !!!

Calls at midnight that last for hours .
نیمه شب تلفن داشته باشی که ساعتها هم
طول بکشه .

To laugh without a reason .
بدون دلیل بخندی .

To accidentally hear somebody say something good
about you .
بطور تصادفی بشنوی که یه نفر داره
از ت تعریف می کنه .

To wake up and realize it is still possible to sleep
for a couple of hours !
از خواب پاشی و ببینی که چند ساعت دیگه
هم می تونی بخوابی !

To hear a song that makes you remember a special
person .
آهنگی رو گوش کنی که شخص خاصی رو به یادت
می یاره .

To be part of a team .
عضو یک تیم باشی .

To watch the sunset from the hill top .
از بالای تپه به غروب خورشید نگاه کنی .

To make new friends .
دوستهای جدید پیدا کنی .

To feel butterflies!
In the stomach every time
that you see that person !
وقتی “اونو” میبینی دلت هری
بریزه پایین !

To pass time with
your best friends .
لحظات خوبی رو با دوستانت سپری کنی .

To see people that you like, feeling happy .
کسانی رو که دوستشون داری خوشحال ببینی .

See an old friend again and to feel that the things
have not changed .
یه دوست قدیمی رو دوباره ببینی و
ببینی که فرقی نکرده .

To take an evening walk along the beach .
عصر که شد کنار ساحل قدم بزنی .

To have somebody tell you that he/she loves you .
یکی رو داشته باشی که بدونی دوستت داره .

To laugh …….laugh. . ………and laugh …….
remembering stupid
things done with stupid friends .
یادت بیاد که دوستهای احمقت چه کارهای
احمقانه ای کردن و بخندی
و بخندی و
……..
باز هم بخندی .

These are the best moments of life …
اینها بهترین لحظه‌های زندگی هستند

Let us learn to cherish them .
قدرشون روبدونیم .
“Life is not a problem to be solved, but a gift to be enjoyed”
زندگی یک مشکل نیست که باید حلش کنی
بلکه یک هدیه است که باید ازش لذت برد

....................................................................
وقتی زندگی 100 دلیل برای گریه کردن به تو نشان میده ،
تو 1000 دلیل برای خندیدن به اون نشون بده .

 

نوشته شده در 18 Sep 2011ساعت 11:49 PM توسط پدرام | |

سلام به همگی >>>

به همه ی اونایی که با تیکه هاشون ما رو سرخ کردن تا بالاخره من تصمیم بگیرم پرده از راز اون عکس توضیحات وبلاگ بردارم >>>>>

خوب بعضی ها اومدن کامنت هایی گذاشتن که من براتون به صورت مکالمه وار میذارم :

آقا پدرام یه توضیحی در مورد عکست میدی ؟؟؟؟

_ فعلا نه .

آقا پدرام اصلا اون عکسه خودتی ؟؟؟؟

_ شاید .

آقا پدرام چرا شبیه دخترایی ؟؟؟

_ ببخشید .

پدرام راستی اون عکسه خودتی یا خواهرت ؟؟؟؟؟

_ خواهرم ؟؟؟؟

میشه علت اینکه این عکسو واسه معرفی وبت گذاشتی بدونم ؟؟؟

_ چرا میخوای بدونی؟

به نظر ادم خاصی میای ! اما نمیدونم دقیقااز چه لحاظ ! اما باید بگم یه کوچولو خطرناک میزنیراجع به

عکس که حرفی نزدی...مهم نیس چون سلایق شخصیه اما درکل کنجکاوم !

_ کنجکاو ؟؟؟؟ راجع به چی ؟

این عکسی که برای معرفی سایتت گذاشتی عکس خودته!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟0

اگه هست یه عمل انجام بده برای تغییر جنسیت اینجوری ادم می فهمه که با کی طرفه 

زن؟؟؟؟؟؟؟
یا
مرد؟؟؟؟؟؟

اسمت که مردونست ولی قیافت هیچ شباهتی به هیچ مردی تو هیچ جای دنیا نداره

یه تجدیدنظری تو قیافه یا جنسیتت بکن !!!!!!

بای خانوم یا آقای پدرام

_ شاید بعدا یه تجدید نظری در مورد تغییر جنسیت کردم ؟؟؟؟!!!!! ( واقعا که !! )

سلام پدرام جان خوبی؟ وب قشنگی داری اگه خواستی باهم تماس بگیر *******0938

_ ای وای من !!!!!! آخه چرا این کارو میکنی ؟؟؟


خوب اون آخریه یه خانم با شخصیت بودن که زنگ زدن و یه مکالمه ی کوتاه داشتیم که بچه ی اصفهون هم بودن گویا !!!!

خوب چیه مگه کنجکاو شده بودن که ببینن اون منم یا نه ؟؟

اون اسم مطلب هم یه نیمه توپ در اومد هــــــــــا!!!! نـــــــــه ؟؟؟؟؟ (بودن یا نبودن ؟؟؟ )

بد بخت هملت !!!!!!!!!!

حالا بنده میخوام یه چیزیو بگم اونم اینه که اون عکس اون بالا من نیستم آقایون و خانم های محترم و گرامی >>>>>>>>>

این عکس ها هم عکس های بنده ی حقیره !!!!!!!!!!

البته اون اوران گوتانی که از درخت آویزونه فکر نکنید منم ها !!!!!! خب چیکارش میشه کرد خودمم !!!!!!!

اینم یه عکس با شخصیتی که نگین این پدرام چقدر سبکه !!!!


اگر احیانا صاحب اون عکس بالا این آپ رو دید خودش میدونه باید چیکار کنه !!!!!!!!!

اینم از این !!!!!!!!

ولی اینم خودش یه هدف بود برام واقعا جالب بودن طرز برخورد افراد مختلف با دیدن این عکس !!!!!

حتما نظرتونو بگید برام !!!!!!!!

بــــای بـــــــای



نوشته شده در 18 Sep 2011ساعت 11:27 AM توسط پدرام | |

همسر دوک کاونتری انگلیس زنی خیلی محبوب و محترمی بود.
وقتی ظلم شوهر و مالیات سنگینی که باعث بدبختی مردم شده بود،را مشاهده کرد .
اصرار زیادی کرد به شوهرش که مالیات رو کم کنه ولی شوهرش از این کار سرباز می زد.

بالاخره شوهرش یه شرط گذاشت،گفت اگر برهنه دور تا دور شهر بگردی من مالیات رو کم می کنم .
گودیوا قبول می کنه،خبرش در شهر می پیچد،گودیوا سوار یک اسب در حالی که همه ی پوشش بدنش موهای ریخته شده روی سینه اش بود در شهر چرخید،

ولی مردم شهر به احترامش اون روز،هیچکدوم از خانه بیرون نیامدند و تمام درها و پنجره ها رو هم بستند.
در تاریخ انگلیس و کاونتری بانو گودیوا به عنوان یک زن نجیب و شریف جایگاه بالایی داره و مجسمه اش در کاونتری ساخته شده است….

حالا من دیدگاه شما عزیزان رو میخوام در مورد گیدورا و سایر گیدورا ها بدونم که این چنین از خود گذشته اند !!
و آیا باز هم مثل اون پیدا میشه !!!!
یا همه فقط به فکر خودشونن و حتی از وضعیت همسایه ی بقلی خودشونم خبر ندارند ؟؟؟؟؟؟!!!
نوشته شده در 17 Sep 2011ساعت 8:18 PM توسط پدرام | |

مکالمه عاشقانه یک پسر و دختر

روزی دختری از پسری که عاشقش بود پرسید …:
چرا مرا دوست داری …؟
چرا عاشقم هستی …؟
پسر گفت …:
نمی توانم دلیل خاصی را بگویم اما از اعماق قلبم دوستت دارم …
دختر گفت …:
وقتی نمی توانی دلیلی برای دوست داشتن پیدا کنی چگونه می توانی بگویی عاشقم هستی .!.!.؟
پسر گفت… :
واقعا دلیلش را نمی دانم اما می توانم ثابت کنم که دوستت دارم …
دختر گفت …:
اثبات.!.!.؟
نه من فقط دلیل عشقت را می خواهم …
شوهر دوستم به راحتی دلیل دوست داشتنش را برای او توضیح می دهد…
اما تو نمی توانی این کار را بکنی …
پسر گفت …:
خوب …
من تو رو دوست دارم …
چون …
زیبا هستی…
چون…
صدای تو گیراست …
چون…
جذاب و دوست داشتنی هستی…
چون …
باملاحظه و بافکر هستی …
چون …
به من توجه و محبت می کنی …
تو را به خاطر لبخندت …
دوست دارم …
به خاطر تمامی حرکاتت…
دوست دارم …
دختر از سخنان پسر بسیار خشنود شد …
چند روز بعد …
دختر تصادف کرد و به کما رفت…
پسر نامه ای را کنار تخت او گذاشت…
نامه بدین شرح بود …:
عزیز دلم …
تو رو به خاطر صدای گیرایت دوست دارم …
اکنون دیگر حرف نمی زنی …
پس نمی توانم دوستت داشته باشم …
دوستت دارم …
چون به من توجه و محبت می کنی …
چون اکنون قادر به محبت کردن به من نیستی…
نمی توانم دوستت داشته باشم…
تو را به خاطر لبخندت و تمامی حرکاتت دوست دارم …
آیا اکنون می توانی بخندی …؟
می توانی هیچ حرکتی بکنی …؟
پس دوستت ندارم …
اگر عشق احتیاج به دلیل داشته باشد…
در زمان هایی مثل الان…
هیچ دلیلی برای دوست داشتنت ندارم…
آیا عشق واقعا به دلیل نیاز دار…؟
نه هرگز…
و من هنوز دوستت دارم …
عاشقت هستم…

نوشته شده در 14 Sep 2011ساعت 12:24 PM توسط پدرام | |

تا قلب عریان کسی را ندیدی بدن عریانت را نشان نده

چارلی چاپلین به دخترش گفت: تا قلب عریان کسی را ندیدی بدن عریانت را نشان نده هیچگاه چشمانت را برای کسی که معنی نگاهت را نمیفهمد گریان مکن قلبت را خالی نگاه دار و اگر هم روزی خواستی کسی را در قلبت جای دهی فقط یک نفر باشد. … به او بگو تورا بیشتر از خودم و کمتر از خدا دوست دارم زیرا به خدا اعتقاد دارم و به تو نیاز

نوشته شده در 14 Sep 2011ساعت 12:22 PM توسط پدرام | |

بــازی روزگـــار
از دلنوشته های پروفسور حسابی




بازی روزگار را نمی فهمم!
من تو را دوست می دارم... تو دیگری را... دیگری مرا... و همه ما تنهاییم!

داستان غم انگیز زندگی این نیست که انسانها فنا می شوند،
این است که آنان از دوست داشتن باز می مانند.

همیشه هر چیزی را که دوست داریم به دست نمی آوریم،
پس بیاییم آنچه را که به دست می آوریم دوست بداریم.

انسان عاشق زیبایی نمی شود،
بلكه آنچه عاشقش می شود در نظرش زیباست!

انسان های بزرگ دو دل دارند؛
دلی که درد می کشد و پنهان است و دلی که میخندد و آشکار است.

همه دوست دارند که به بهشت بروند،
ولی کسی دوست ندارد که بمیرد ... !

عشق مانند نواختن پیانو است،
ابتدا باید نواختن را بر اساس قواعد یاد بگیری. سپس قواعد را فراموش کنی و با قلبت بنوازی.

دنیا آنقدر وسیع هست که برای همه مخلوقات جایی باشد،
پس به جای آنکه جای کسی را بگیریم تلاش کنیم جای واقعی خود را بیابیم.


محبتشان نسبت به یکدیگر نامحدود می شود.

عشق در لحظه پدید می آید
و دوست داشتن در امتداد زمان
و این اساسی ترین تفاوت میان عشق و دوست داشتن است.

‏‏اگر انسانها بدانند فرصت باهم بودنشان چقدر محدود است؛
راه دوست داشتن هر چیز درک این واقعیت است که امکان دارد از دست برود :

انسان چیست ؟
شنبه: به دنیا می آید.
یكشنبه: راه می رود.
دوشنبه: عاشق می شود.
سه شنبه: شكست می خورد.
چهارشنبه: ازدواج می كند.
پنج شنبه: به بستر بیماری می افتد.
جمعه: می میرد.



فرصت های زندگی را دریابیم و بدانیم که فرصت با هم بودن چقدر محدود است ...

 

نوشته شده در 14 Sep 2011ساعت 11:10 AM توسط پدرام | |


امیر تتلو آهنگ بن بست

برای دانلود روی آهنگ مورد نظر خود کلیک راست کنید و بعد گزینه Save Target As را بزنید

فرمت : Mp3 / کیفیت : 128Kbps

بن بست

فرمت : Ogg / کیفیت : 56Kbps

بن بست

نوشته شده در 14 Sep 2011ساعت 10:30 AM توسط پدرام | |


بچگیا یادت هست بازیا اشکنک داشت

گفتن نریم توپ بازی چون شیشمون ترک داشت

 

بچگیا یادت هست رفتیم تو حوض ماهی

مامان تو بهم فت خیر نبینی الهی

 

بچگیا یادت هست نیومدی به بازی

گفتم بیام تو کردی بهم زبون درازی

 

بچگیا یادت هست دروازبان نداشتیم

تا ضربه کاشته بود جون واسه اون می ذاشتیم

 

بچگیا یادت هست از رو دیوار پریدیم

اهالی داد کشیدن ما خندیدیم شنیدیم

 

بچگیا یادت هست با همه دعوا کردم

مشت خودم رو اونروز پیش همه وا کردم

 

یچگیا یادت هست گفتن که خیر نبینیم

گفتن که ما بدترین آدمای رو زمینیم

 

بچگیا یادت هست نیومدی تو کوچه

حتی واسه خرید لواشکو آلوچه

 

بچگیا یادت هست پنجرتونو بستی

دلی که پشت اون بود آخر زدی شکستی

 

بچگیا یادت هست دنبال هم تو کوچه

اون دوره گردی که داشت لواشکو آلوچه

 

بچگیا یادت هست توپَ رو پاره کردن

حرفای بد زدند وبه ما اشاره کردند

 

بچگیا یادت هست دیگه محل نذاشتی

انگار از اون روز دیگه اصلا دوسم نداشتی

 

بابا مامانت اون روز تو کوچه بلوا کردند

بچه ها از حسودی باز منو رسوا کردند

 

اما نگات از اونروز با چشمای من بد شد

هر وقت نگات منو دید تندی گذشتو رد شد

 

کاش که همون روزا بود اون روزای طلایی

اون روزا که یکی بود پولداری و گدایی

 

بزرگ شدی تو کوچه بهت دادم یه نامه

گفت سلام واجبه چون جواب سلامه

 

حالا شنیدم تو رو میدن به یه غریبه

مرده بودم مگه من چقد کارات عجیبه

 

حالا به من توپ نزن به من کمک کن کمک

چون مثِ شیشه ما پره دلم از ترک

نوشته شده در 13 Sep 2011ساعت 1:56 PM توسط پدرام | |

سلام امروز یه کلیپ آخر خنده براتون گذاشتم که تقلیده کلیپ iq to icu از ساسی مانکن هستش

و از خنده روده بر میشید !!!!!

این کلیپ جلوه های خوبی هم داره که جالبه !!!!!

حتما دانلود کنید !!

از اینجادانلود کنید

همچنین از اینجا به طور زنده و آنلاین میتونید تماشا کنید !!

در ضمن حتما نظرتونو در مورد کلیپ بگید

نوشته شده در 12 Sep 2011ساعت 5:23 PM توسط پدرام | |

 

 

چندی پیش اسپمر سیستم وبلاگدهی میهن بلاگ را برای شما روی سایت قرار دادیم و با استقبال خوبی روبرو شد. حالا اسپمری با کاربردهایی به مراتب بالاتر از نسخه قبلی برای شما آماده کرده ایم که به وسیله آن قادر خواهید بود به سیستم های وبلاگدهی بلاگفا، پرشین بلاگ و بلاگ اسکای نظرات تبلیغاتی ارسال نبوده و اقدام به معرفی سایت یا کالای خود نمایید.

 

برخی از ویژگی های این اسپمر:

- محیط کاربری ساده و فارسی
- امکان ارسال کامنت به جدیدترین وبلاگ های بروز رسانی شده
- پشتیبانی از سه سرویس وبلاگ دهی فارسی پرطرفدار
- قابلیت بروز رسانی خودکار در جهت رفع مشکلات احتمالی
- قابلیت نمایش عناوین پست وبلاگ های موجود در لیست بروز رسانی
- قابلیت ویرایش و اضافه نمودن امکانات جدید بر اساس نیاز کاربران

- قابلیت ایجاد و ذخیره لیست وبلاگ های دلخواه

- قابل اجرا بر روی ویندوز های XP ، Vista و Seven

- و ...

 

در ادامه مطلب شما را با نحوه کار این برنامه آشنا می کنیم.


ادامه مطلب
نوشته شده در 12 Sep 2011ساعت 4:19 PM توسط پدرام | |

آلبوم فوق العاده زیبا و شنیدنی مهدی احمدوند با نام موج منفی

این آلبوم واقعا قشنگ هست ، من از هر خواننده ای خوشم نمیاد ولی آقا مهدی واقعا شاهکار کرده !

براش آرزوی موفقیت میکنم


http://s1.picofile.com/file/7111808595/Mehdi_Ahmadvand.jpg



    MP3 128      


  1- Moje Manfi.mp3  


 02 - Ye Shakhe Gol.mp3


 03 - Ghariboone.mp3


 04  - Eltehab.mp3


 05 - Omre Mani.mp3


 06 - Kheili Dire.mp3


 07 - Ghasam.mp3


 08 - Keili Doost Daram Ye.mp3


 09 - Dige Dooset Nadaram.MP3


 10 - Ye Bahoone.mp3


نوشته شده در 11 Sep 2011ساعت 10:22 AM توسط پدرام | |

   در اين دنياي پر آشوب

   دلم چون شمع سوزاني ست كه

   تنها مونسش پروانه ي عاشقي ست كه

   شبها به آشيانه اش پر ميكشد

   و گريه ها ي شمع را با نگاهش به

   نوازش مي برد و 

   ز بي كسي با ناله رو به خدا مي آورد  و با

   موهايي پريشان و شوريده حال ميگويد

   خدايا اينجا چه سراي محبت است

   در نيمه اي از قلبش مسافريست تنها

   اما با نام ونشان مانده بر سر راه عاشقي

   بي نام ونشان اينجاست كه چشمان مسافر تيري

   به سوي دلش پر مي كشاند و مي بيند

   جرعه جرعه خون هاي كه به زلالي

   اشكهاي عاشق وآب شدن

   وجودش چون شمع بر زمين جاري اند

   تا كه بيند توانش را در برابر عشقي سوزان

   بر نوك پيكارش قطره خوني ز دل جاريست

   كه بر جاده تنهايي مي نويسد:

   منم آن عاشق تنها كه كس نكرد يادم

   حال در اين دنياي بي كسي پيكار يار

   مي بيند خطي ز طاقتم

   مينويسم خون دلهايم را با خطي سياه

   تا كه روزي بخواند ، ياد و نگاهش

   هست تنها يادگارم

   گر چه ميبرم با خون اين سياه دلي را به گور

   شايد ليلي من با آمدنش پايان برد شب تارم

   اميد دارم كه سيراب شوم از جام وجودش

   تا كه بر جهان فرياد زنان بگويم تنها تويي همدم

   ♥   تنهايي ام 

نوشته شده در 11 Sep 2011ساعت 10:0 AM توسط پدرام | |

شاید شما دوست داشته باشید بدونید که اسمتون چندمین اسم معروف در دنیاست

چند نفر در آمریکا هم اسم شما هستند

چه نسبتی از مردم دنیا با شما هم اسم هستند

شکل اسمتون با حروف بریل ، کد مورس و زبان بارکد به چه صورت است

و یا اینکه بدانید آیا اسم شما به عنوان نام معروف تره یا نام خانوادگی!

واقعا باحاله فقط کافیه نام یا فامیلیتون رو تایپ کنید و اینتر بعد همه ی اطلاعات رو بهتون میده !!!

همه این ها را می توانید در سایت pokemyname و با زدن اسم خود در کادری که در صفحه اول آن مشخص هست با خبر شوید ،

برای ورود به این سایت اینجا را کلیک کنید

نوشته شده در 11 Sep 2011ساعت 9:7 AM توسط پدرام | |

«پروژه ماسونر نشان دادن اسلام جدی است»

حدود 400 سال پیش تشکّل فراماسونری به شکل آشکار در برخی از لژ ها مانند وال بیلدرز آغاز به فعالیت کرد. اما این فعالیت آشکار به معنای نشان دادن ساختاری نظام فراماسونری نبود بلکه تنها اعلام موجودیت کرد و تمام نماد ها و راز های خود را همچنان پنهان نگه میداشت .

در سال 2007 به واسطه استراتژی کوه یخ (iceberg strategy) کم کم برخی راز های خود را فاش کرد تا به چند هدف برسد .

یکی از اهدافی که آنان از طرح علنی کردن فراماسونری می خواهند به آن برسند؛ منتسب کردن برخی از نماد ها به مسلمین است. تا آنجا که ما مشاهده کردیم ظاهرا این پروژه در حال تکمیل شدن است . 

کل مطلب را در سه عنوان بررسی میکنیم :

1- ماسونر نشان دادن اسلام

2- ماسونر نشان دادن جمهوری اسلامی ایران (مرکز بیداری جهان) 

3- خطرناک نشان دادن مسلمین با نماد ها


بررسی : 

1- ماسونر نشان دادن اسلام 

 برای رسیدن به این هدف، باید مسلمانان را به واسطه نماد "چشم چپ" که نماد دجال است؛ ماسونر نشان داد . چیزی که مشاهده کردیم این طور نشان داد که نماد چشم چپ که متعلق به دجال است؛ در عموم فیلم ها فردی این نماد را داراست که طرف بد ماجراست به عنوان مثال : 


در کارتون "استرو بوی" (Astro Boy) محصول 2009 آمریکا، نماد چشم چپ را کسی داراست که طرف بد ماجراست و رنگ او قرمز است  :

در این تصویر شهردار، به واسطه چشم چپ و هرم، شکل هرم و چشم را میسازد :


در تصویر بعدی که همان شهردار که در کالبد یک ربات رفته است؛ چشم راستش کور میشود :

تصویر بعدی متعلق به یک فیلمی است که از شبکه تهران پخش شده است؛ در این فیلم یک موجود سبز که طرف بد ماجراست تک چشم است :

هم چنین در فیلم اسپایدرویک که بارها از تلویزیون ما پخش شده، نماد چشم چپ را کسی دارات که طرف بد ماجراست . و در فیلم های متعدد دیگر باز همین نماد دیده میشه . پس میتوان احتمال داد که شاید این حرکت برای نشان دادن خروج دجال (ضد مسیح ) از طرف مسلمانان است . از آنجایی که دشمن اصلی آنان مسمانان خصوصا شیعیان اند و در تصویر بالا دیدیم که نماد چشم چپ را منتسب به موجودی سبز منتسب کرده بود؛ با این تفاسیر آنان در حال نشان دادن نماد دجال یا ضد مسیح به مسلمانان اند که نشان دهند که فرمانده سپاه مسلمانان در جنگ آرمگدون، دجّال است .


این پروژه تا حدی جلو رفت که در فیلم ارباب حلقه ها از نماد چشم آن هم در دست یک جادوگر به نام سارامون، به عنوان نمادی شیطانی یاد شد :



و نکته قابل تامل تر شباهت عجیب سارامون به شیخ یاسین،  بنیانگذار جنبش مقاومت اسلامی فلسطین است ( ایشان در سال 2004 توسط اسرائیل ترور شدند) و در این سه گانه به روشنی در حال القای فرض مذکور است ( البته این تشابه چهره در وبسایت های انگلیسی زبان هم نشان داده شده بود) :



و به همین دلیل است که در قسمت سوم ارباب حلقه ها، برجی که بر بالای آن چشم قرار داشت تخریب میشود چرا که آن برج نماد اسلام و تفکر اسلامی بود و در جنگی که در حقیقت جنگ آرمگدون بود، نابود شد . 


و از طرف دیگر موجودات یک چشم غالبا موجوداتی خوب و دوست داشتنی اند :

عروسک های المپیک 2012 لندن :

غفلت ما حد و مرز ندارد. بارها و بارها سه گانه ارباب حلقه ها از سیما پخش شده اما ظاهرا هیچ کسی در خود سازمان متوجه تفکر نهان درون فیلم نشده بود. ما نشسته ایم و غفلت وجود مارا فرا گرفته است و مثلا به چنین شرکت هایی اسرائیلی مجوز رسمی فعالیت میدهیم :


2- ماسونر نشان دادن جمهوری اسلامی ایران (مرکز بیداری جهان)

 پروژه بعدی و خطرناک نظام سلطه فراماسون نشان دادن ایران اسلامی است. این پروژه به واسطه باز شدن و آگاهی عموم مردم درمورد فراماسونری و نماد ها به حدی خطرناک شده که اگر مسئولان مربوطه دیر اقدام کنند؛ پروژه به ثمر خواهد نشست . 

در این پروژه، سعی بر آن شده که نظام اسلامی ایران نظامی تحت تفکر فراماسون ها جلوه کند . به همین دلیل اول باید عموم مردم از فراماسونری و نماد ها آگاهی یابند؛ بعد نظام ایران ماسونر نشان داده شود. به همین جهت آشنایی با فراماسونری خود به مشکلی برای امثال ما بدل شده که اگر نویسنده های مطلب آگاه نباشند؛ ضربه ای اساسی به نظام خودشان وارد کرده اند. به همین جهت همواره در برخی مطالب از اساس قرار گیری نماد ها در ایران (که همین فرض است) پرده برداشتیم .

آنان هنگامی که دیدند نمیتوانند از راه های نظامی حتی دیپلماتیک جلوی ایران بایستند، تصمیم به تخریب نرم ایران گرفتند که یکی از این روش ها فراماسون نشان دادن ایران، کانون بیداری جهانیست. در پروتکل های صهیون آماده که برای آن که حکومت بر مردم جهان را در دست بگیریم باید جهان را دو قطبی کینم تا عده ای در قطب 1 قرار بگیرند و عده ای دیگر در قطب 2 . و از همه مهم تر این که ما باید هر دو قطب را در دست داشته باشیم. به عبارت دیگر تز و آنتی تز متعلق به خودمان باشد و در ظاهر این دو قطب مخالف هم باشند . نمونه کوچک این عمل 2 قطب دموکرات و جمهوری خواه در ایالات متحده آمریکاست که در ظاهر مخالف هم اند و یقینا در باطن از یک نظام مخفی (دولت سایه) هدایت میشوند. (جالب اینجاست که خود مردم هم در یک نظرسنجی که گرفتیم فرض هدایت آمریکا به واسطه دست پنهان راتایید کرده اند ).

آنان در حال ماسونر نشان دادن نظام ایران اند که بیان کنند که این نظام هم به اصطلاح "دستش با ما در یک کاسه است" یا همدست ماست و قتی چنین فرضی را مردم باور کنند حمایت خود را از نظام برخواهند داشت و نظام به آسانی سقوط خواهد کرد. اما تفکر امام خمینی آنقدر قوی بود که هنگامی که خواستند اعلام موجودیت کنند فرمودند که " نه شرقی نه غربی" یعنی نه بولک شرق که تحت سلطه کمونیست، و نه بلوک غرب که تحت سلطه امپریالیسم و لیبرالیسم بود.و هر کشوری که از بلوک شرق بیرون می آمد در دام غرب می افتاد و بلعکس. بنابراین هدف امام حکومت اسلامی بود. امام دیدشان آنقدر وسیع بود که میدانستند بلوک شرق و غرب در حقیقت با هم همدست هستند و به همین جهت بود که آن سخن معروف را فرمودند. 

بنابراین برای ماسونر نشان دادن ایران ابتدا دست بر روی امام خمینی (ره) گذاشتند و گفتند که ایشان یک ماسون است! چراکه زمان ورود وی به ایران 9 و 33 دقیقه بوده . این فرض تا حدی جلو میرود که متاسفانه در اخبار های صدا وسیما و دیگر رسانه ها نیز بیان میشود که امام در زمان مذکور وارد ایران شده است . اما حقیقت چیز دیگری است زمان ورود امام خمینی (ره)، 9 و 27 و 30 ثانیه بوده . (به آرشیو روزنامه های آن زمان راجعه کنید) 

متاسفانه باز هم در اخبار و دیگر رسانه ها اخیرا به امام خمینی (ره) میگویند " معمار کبیر انقلاب " حال آن که در نظام فراماسونری به ماسون درجه 33 میگویند معمار بزرگ یا کبیر . چقدر ما غافلیم ؟ 

بعد از مراسم 14 خرداد  سال پیش که روز ارتحال امام خمینی (ره) بود؛ عکس هایی هوایی از حرم امام منتشر شد که واقعا تعجب برانگیز بود. 

در عین ناباوری مشاهده شد که اطراف حرم امام، چهار هرم ساخته شده است . البته سازنده گفت که منظور ما از ساخت این بنا هرم نبوده بلکه خیمه بوده چرا که بنا راس مربعی دارد. اما مشخص است که اگر کسی بخواهد نمادی را در جایی قرار دهد به یک باره نماد هرم و چشم را قرار نمیدهد. صبر میکند تا نماد به اصطلاح خیمه عادی شود آن هنگام است که کم کم ساخت هرم را شروع میکند. 

البته برخی درمورد این هرم های ناقص اینگونه تبیین کردند که " اگر گنبد را نماد اسلام و یا جمهوری اسلامی بدانیم؛ فراماسون ها میخواهند بیان کنند که ما در همه جا حضور داریم در چهار طرفتان"

اندکی آن طرف تر یعنی بهشت زهرای تهران، در نزدیکی قطعه 26 که قطعه شهداست؛ باز هم در کمال غفلت نماد آبلیسک ساخته شده . اگر مطالب را دنبال کرده باشید حتما میدانید که آبلیسک نماد چیست!

اما به کارگیری این نماد آن هم در این جا تا حدی بد است که مثلا فرض شود که در میان کشته شدگان اسرائیلی پرچم ایران باشد . این نماد در اینجا در حقیقت اوج تخریب مقام شهداست . تا کی باید غفلت کرد ؟

باز هم اندکی آن طرف تر در کنار نمای بیرونی ایستگاه مترو "حرم مطهر" نماد چشم دیده میشود :



چندی پیش مطلبی تحت عنوان " نماد های فراماسونری در ایستگاه مترو امام خمینی (ره)" در این گروه منتشر شد که بعد از درج مطلب در خبرگزاری فارس، مسئولان مترو بلافاصله نماد ها را برداشتند. همین اقدام ماسونر نبودن کشور را به اثبات میرساند. چرا که هیچ دولت ماسونری هرگز اقدام به نابودی نماد ها نخواهد کرد.

پروژه بعدی ماسونر نشان دادن رئیس جمهور وقت یعنی آقای احمدی نژاد بود. و توطئه یهودی جلوه دادن ایشان که بیان کنند ایشان در خدمت اسرائیل است و همچنین چند عکس از ایشان منتشر شد که بیان کنند ایشان فراماسون است اما با هوشیاری سایت وعده صادق دروغ این ادعا فاش شد (لینک مربوطه

پروژه ماسونر نشان دادن جمهوری اسلامی تا حدی پیش رفت که چندی پیش پرده از حقیقت نمای جدید میدان انقلاب تهران کنار رفت و ستاره معروف هگزاگرام یا صهیون در آن دیده شد . حتما میدانید که این ستاره نه متعلق به یهود است و نه حضرت سلیمان (ع) این ستاره از ابزار های جن گیری و دیگر اعمال شیطانی به کار میرود و الان هم که نماد ستاره صهیون است .بنابر این واقعا تعجب برانگیز است که این ستاره آن هم در میدان انقلاب که نماد قبلی آن تصویری از امام خمینی (ره) بود به کار رود. همین ستاره  آن هم در این میدان مهم تهران خود به ابزاری برای ماسونر نشان دادن نظام مان بدل شده . که امیدواریم سریع تر نمای میدان انقلاب را اصلاح کنند. 


کم کم که سطح اطلاعات افراد از فراماسونری افزایش یافت و عکس هایی از ساختمان های مهم در اینترنت منتشر شد که نماد های فراماسونری به وضوح در آن به کار رفته بود.

به عنوان مثال چندین ماه پیش عکس هایی منتشر شد که نشان داده شده بود که ساختمان مجلس شورای اسلامی دارای چند نماد ماسونی است . یکی از این نماد ها ظاهر خود ساختمان است که شبیه به هرم است و از بالا نماد گونیا و پرگار بر آن منطبق است . دیگر نماد به کار رفته در این ساختمان تعداد پنجره های بزرگ آن است که ۱۳ عدد است و تعداد پنجره های کوچک ۲۰ عدد است که با جمع پنجره های بزرگ تعداد آن به ۳۳ عدد میرسد. ۱۳ و ۳۳ درست است که از اعداد مقدس ماسون هاست اما در این جا معنی بسیار مهمی میدهد.

توجه داشته باشید که ۱۳ در لژ های ماسونی تعداد سال هایی که یک ماسون اشراف زاده یا شاه زاده باید  بگزراند تا به مقام ماسون اعظم یا معمار بزرگ برسد و ۳۳ تعداد سال هایی است که یک فرد عادی باید بگذراند تا به مقام ماسون اعظم برسد . بنابراین به کار بردن ۱۳ و ۳۳ در این بنا به معنای لژ بودن این بناست آن هم بنایی که در آن قرار است برای یک کشور قانون وضع کنند. 
اما حقیقت درمورد این بنا آن است که قرار بوده در زمان محمد رضا پهلوی ساختمان جدید مجلس ساخته شود و طراح اصلی این بنا ماسون های فرانسوی بودند. که با انقلاب اسلامی ایران تمام پروژه های آنان برای ایران نقش بر آب میشود. و البته با غفلت مسئولان وقت آن زمان این بنا که نقشه آن موجود بوده ساخته میشود.

دشمنان ما از همین ساختمان برای ماسونر نشان دادن ایران استفاده کردند. امیدواریم مسئولان آگاه شوند و تغییراتی در این بنا ایجاد کنند که از این حالت بیرون آید.

یکی دیگر از فرض هایی که دشمنان میتواند از آن برای ماسونر نشان دادن نظام ایران استفاده کنند آرم شبکه خبر است . بار ها همکاران ما در مطالب خودشان به مسئولان مربوطه شبکه خبر گفتند که آرم را از حالت فعلی خودش دربیاورید اما ظاهرا صدای ما به ایشان نرسیده . 

آرم نسبتا جدید شبکه خبر که حدود یک یا دو سال پیش طراحی شده بود با به کارگیری مثلث متحرک پشت آن لحظه ای به شکل مثلث و چشم یا هرم و چشم در میاید .همان نمادی که از نشانه های دجال است . 

مطلب عجیب تر در مورد این آرم این است که مثلث در حدود 9 ثانیه طول میکشد تا از سمت چپ آرم به سمت راست باز گردد و حدود 11 ثانیه طول میکشد تا دوباره از سمت چپ نمایان شود. چرا هر دو 9 ثانیه یا 11 ثانیه طول نمیکشد ؟ چرا عدد 9 و 11 آن هم در آرمی که لحظه ای نماد هرم و چشم دیده میشود؛ به کار رفته ؟

البته ای کاش غفلت شبکه خبر تا این حد بود . شماره - ظاهرا - روابط عمومی این شبکه هم بسیار جالب است .

بار ها به طور مستقیم و غیر مستقیم به ایشان گفتیم که سعی کنید شماره را تغییر دهید اما راه به جایی نبرد. 

شماره این شبکه 22013911 است . 22 اول شماره پیش شماره آن منطقه در تهران است . اما چرا 13 ، 9 و 11 در آن به کار رفته ؟ جدی اتفاقی بوده ؟ و چرا 9 و 11 در کنار هم به کار گرفته شده ؟ عدد 911 از ترکیب دو عدد مقدس ماسون هاست که عددی مهم به حساب میآید و نماد 911 را بسیار به کار برده اند. این عدد در حقیقت عدد پرش از خداست . کابالیست ها معتقد اند که عدد خدا 10 است بنابراین شمارش 9 و 11 بدون محاصبه 10، عدد پرش از خدا تلقی میشود. دقیقا 911 روز بعد از حادثه برج های تجارت جهانی در ماه 9 و روز 11، انفجار هایی در مادرید اتفاق می افتند. شماره 911 در آمریکا یک شماره ای مثل 110 در ایران است . که هنگامی که با این شماره تماس میگیرد به مشکلات شما رسیدیگی میکنند. شماره ای که نماد امانیست است و به اصطلاح آنان خدا را با این شماره حذف کرده اند. 

به هر حال امیدواریم مسئولان این شبکه آگاه شوند .

برخی دیگر از نماد هایی که متاسفانه در ایران در حال انتشار است؛ معماری وحشتناک شهر ها خصوصا تهران است صرف معماری وحشتناک و درهم این بناها، در اغلب خانه ها در تهران شاید بتوان گفت از هر 10 خانه بافت جدید حد اقل یک خانه دارای نماد های ماسونی است . مثلا در تصویر پایین نماد دروازه شیطان را مشاهده میکنید که نگارنده مطلب حد اقل روزی ده ها خانه میبیند که این نماد در آن ها به کار رفته است .

چندی قبل هم تصاویری از سوی همکاران ما منتشر شد که نماد ستاره صهیون را بر روی سطل های زباله شهر مشهد به کار گرفته شده بود . این مصادیق کوچک تنها برای نشان دادن آن است که دشمنان تا کجا ها میخواهند نماد های خود را در کشور ما به کار ببرند تا نظام ما را فراماسونری جلوه دهند . البته یاد آور میشویم که افرادی که چنین بناهایی یا نماد هایی را به کار میبرند 99 % نمیدانند که این ها به چه معنیست . و تنها دست پنهانی است که از خارج از ایران این جریان را کنترل میکند.




چند ماه پیش هم در کتاب های کوچکی که در اتوبوس های شرکت واحد تهران است، نماد چشم در یک مطلبی که درباره پیامبر (ص) بود دیده شد .



تمامی این مطالب و مصادیق آن به خاطر این بود که نشان دهیم دست پنهان فعال دشمن دانای ما تا کجا آماده است .اگر واقعا به این نظام ایمان داریم؛ باید نگذاریم چنین چیزهایی در سطح کشور رشد کنند. بار ها نگارنده مطلب در فضاهای دیگر سایبری مشاهده کرده است که عده ای فریب خورده، از همین مطالب سوء استفاده کرده اند و نظام ما را ماسونر جلوه دادند. و در قسمت نظرات آن مطلب هم برخی این دروغ ها را باور کرده اند . به همین دلیل به مسئولین مربوطه میگوییم که مراقب این جریان در کشور باشند و هشیار باشند که به همین سادگی دشمن با غفلت ما میتواند ضربه هایی به کانون بیداری اسلامی وارد سازد 


3- خطرناک نشان دادن مسلمین با نماد ها

 پروژه جدی و خطرناک نظام سلطه، دشمن معرفی کردن مسلمانان خصوصا شیعیان به طور مستقیم و غیر مستقیم به جهانیان است . 

روش مستقیم این توطئه، دروغ پردازی ها نسبت به مسلمین است مثلا بیان میکنند که حادثه برج های تجارت جهانی به دست مسلمانان ایجاد شده .در حالی که این یک خودزنی از سوی شیاطین یا دولت مردان اصلی (پشت پرده) آمریکایی بود. و یا مناطقی را بمب گذاری میکنند و یک گروهک دست پرورده آمریکایی به نام القاعده مسئولیت بمب گذاری را به عهده میگیرد که البته وانمود میکنند که مسلمان اند. و نظام سلطه به واسطه فیلم ها و بازی ها یا به عبارت کلی رسانه هایش، مسلمین را وحشی، دشمن و نابودگر معرفی میکنند. که البته بسیار هم موفق بوده اند  چرا که مردم غربی در کم ترین بینش سیاسی به سر میبرند و نظام سلطه آنان را مشغول دنیا پرستی کرده است. 

اما روش غیر مستقیم به کار برده شده برای معرفی مسلمانان به عنوان دشمن، بسیار هوشمندانه در حال اجراست . 

این روش به دو دلیل به کار میرود. اول این که این روش، عمل مستقیم را تقویت میکند یعنی فرد در کنار این که به وی میگویند مسلمانان خطرناک اند به شیوه های غیر مستقیم هم همین فرض را به وی القا می کنند تا این خشونت در فرد تثبیت شود وگر نه روش مستقیم مقطعی است و طی گذر زمان از بین میرود.  علت دیگر این روش، آشنایی کودکان با این مسئله است .چرا که کودک هنوز توانایی درک این مسائل را ندارد به همین جهت این مسئله را در ساده ترین مباحث در ذهنش ثبت میکنند. و از همه مهم تر ذهن کودک به شدت تاثیر پذیر است و به راحتی هر نمادی را در خودش ثبت خواهد کرد. طبق گفته جناب کلبرگ، کودکان چون نمیتوانند این مسائل را تحلیل کنند به همین دلیل هرچه به آن ها القا میشود را ثبت خواهدن کرد. 

قبلا در نقد نارنیا گفتیم که رنگ سبز بر اساس دکترین جناب فرانسیس فوکویاما رنگ منجی در شیعه است .و البته نماد مسلمانا هم هست . به همین جهت در برخی فیلم ها و بازی های ویدئویی، نماد سبز را به عنوان نماد دشمن به ذهن خواننده القا شده است به عنوان مثال در این روش غیر مستقیم : 

برای کودکان کارتونی ساختند به نام "کسپر" که یک روح خوب آبی است (درمورد رنگ آبی در مطالب گذشته توضیح داده شده ) و البته طرف بد داستان کسپر در برخی از قسمت ها موجودی سبز رنگ است . همان طور که در عکس نیز مشخص است؛ رنگ سبز در این جا به عنوان نماد دشمن در ذهن فرد قرار میگیرد.


و دوباره برای همین گروه سنی بازی ویدئویی بسیار جذابی ساخته میشود به نام "پرندگان عصبانی" در این بازی بسیار جذاب، بازیکن باید به وسیله پرندگان خوک های سبز را نابود کند. بسیار جالب است که اصلا هیچ خوکی درجهان به رنگ سبز نیست و به این دلیل خوک را به رنگ سبز درآورده اند که خوک جز کثیف ترین حیوانات است و نماد سبز به کار رفته در آن به معنی وحشی و بد نشان دادن نماد شیعه و اسلام است .

کم کم که کودک بزرگ تر میشود وی را با چنین بازی هایی مشغول میکنند. بازی هایی جنگی که هدف، دشمنان سبز اند:

این پروژه غیر مستقیم تا حدی جلو میرود که نماد یکی از گروه های بد ماجرا در چندگانه هری پاتر، به شکل مار سبز است . جالب اینجاست که نماد مار اساسا متعلق به خود ماسون هاست اما در اینجا به رنگ سبز به نمایش در آمده و البته گروه گریفیندور که یک گروه خوب است؛ نمادش شبیه به نماد حکومت بریتانیای سلطه گر است .

در دو فیلم نارنیا و آلیس هم که دو فیلم در حوزه آخرالزمان غربی به شمار میاید باز هم نماد سبز به کار فته به طوری که در فیلم آلیس در لحظه ای نماد خوک سبز از جلوی چشم آلیس گذر میکند

در این فیلم تنها به اشاره کوچکی به نماد سبز شده اما در فیلم نارنیا اساسا هدف نابودی نیروی سبز است به شکلی که این نیرو را به صورت یک مه سبز نشان داده که در حال نابودی مردم است :

اما شاید یکی از جدی ترین تهدید ها و تخریب هایی که تا به امروز ما در صنعت بازی ها دیدیم، بازی "Generals" باشد . اصولا بازی های ویدئویی تاثیر بیشتری نسبت به فیلم ها دارند چرا که ممکن است یک بازی بار هاو بار ها توسط کاربر اجرا شود. بازی جنرال، یکی از پر ترفدار ترین بازی ها در سبک استراتژیک است.که همواره از سوی برخی از گروه های نیمه حرفه ای به روز میشود. درقسمت استوری یا داستان بازی دشمنان به رنگ سبز اند و GLA نام دارند . این دشمنان که باز هم نماد مردمان خاور میانه یا مسلمین اند در استوری بازی همیشه به رنگ سبز اند حتی در تیتراژ آغازین بازی نشان داده شده که چندین نیروی GLA سبز، از پس چند تانک تیم USA و China بر نمی آیند. 

در این بازی پر طرفدار، جدی ترین مبانی جنگ علیه مسلمین به کار گرفته شده . به عنوان مثال بد جلوه دادن ساختمان های سنتی و مساجد مسلمین. مثلا در ورژن کنترا این بازی از درون یکی از ساختمان های گنبدی شکل که شباهت فوق العاده ای به مسجد دارد؛ موشک اسکات با کلاهک بمب هسته ای شلیک میشود . در این جا هم مساجد به عنوان نماد خشونت معرفی شده است :

گروه GLA نمادش شبیه به چشم است. در این جا هم باز ردی از پروژه ماسونر نشان دادن به چشم میخورد

اما مهم ترین چیزی که در این بازی نشان داده شده تروریست نشان دادن مسلمانان است به شکلی که در جای جای این بازی افراد دشمن به صورت انحاری به بازیکن حمله میکنند. البته در بازی "c&c tiberium wars" هم که به شکلی ادامه این بازیست؛ باز هم دشمنان انحاری اند و نماد های مسلمین را دارا هستند.

تمام این مطالب به منزله گوشزدی است برای ما تا در کنیم که امروز برای ما مسلمین، دام های بزرگی پهن کرده اند. آنان برای رسیدن به هدفشان بسیار بسیار زحت میکشند. ای کاش همه ما مسلمین قدری مانند این شیاطین زحمت میکشیدیم تا اینقدر مجبور نشویم مطالبی از این دست بنویسیم و پروژه های دشمن را فاش کنیم . امثال این مطالب به ما میخواهد بگوید که تنها عامل انتشار چنین مطالبی غفلت ما بوده است . اگر ما غفلت نمیکردیم دیگر نیاز به این همه روشنگری نبود.

به علت مهم بودن یک پروژه مجبوریم در این مطلب هم یادی از این پروژه احتمالی بکنیم که حواستان را به تاریخ 2011.11.11 بیشتر معطوف کنید .


نوشته شده در 11 Sep 2011ساعت 8:39 AM توسط پدرام | |

دانشجوی تهران شمال :
نکته : وقتی می خونید این قسمتو سعی کنید لباتون تا حد امکان غنچه باشه:
بی ادب , تو واقعا عقلتو از دست دادی . منو ترسوندی بی ...تلفظ : بی ششووور ) امیدوارم ولنتاین کچل شی . بد بد بد)


دانشجوی تهران جنوب :
(.... .... .... ..... ... .. ... ..کلا سانسور شد )


دانشجوی دانشگاه تهران :
وطن فروش مزدور , لیبرال خود فروخته , مخل نظام , تو حق شرکت در انتخابات بعدی رو نداری با اون کاندید از خودت نفهم تر , فاشیست تند رو
(توجه داشته باشید که موضوع دعوا سیاسی بوده)


دانشجوی پزشکی :
در دیکشنری این بروبچ کلمه ی فحش تعریف نشدست


دانشجوی هنر :
من شعر دوازدهم از هشت کتاب استاد سهراب رو به تو بی ادب بی فرهنگ تقدیم می کنم امیدوارت گیتارت بشکنه و تا اخر عمر یکه و تنها و بی عشق و ژولیت بمونی .
وفتی هم کار بالا می گیره کاریکاتور همدیگه رو می کشن .


دانشجوی الهیات :
یا ایهو الذی فحشو فحشً فاحشتن ای هستیت به عدم مبدل , ای دچار دور تسلسل شده , ای علتت به ممکن الوجود گرویده , فلسفه ی تو دچار تضاد شده و من به خود اجازه ی بحث نمی دم .... *
*: این آخری که گفت از اون ناجوراش بود که فلش بک زد به دوران دبیرستان و رشته ی علوم انسانی که می خوند و واسه خودش یلی بود


دانشجوی تربیت بدنی:
به من گفتی ... , ... خودتی و جد و آبادت
به همین کوتاهی البته بعدش یه 2 ساعتی بزن بزن می شه


دانشجوی زبان خارجی :
هنوز دعوا نشده , شروع می کنن خارجکی بلغور کردن البته به نظر من اگه ترجمه ی حرفاشونو می دونستند خودشون رو زبونشون فلفل می ریختن و 2 روز تو اتاق خودشونو حبس می کردن


دانشجوی حقوق :
تو با این کارت به حقوق شهروندی من تجاوز کردی و من طبق اصل 153 قانون اساسی حق دارم ازت شکایت کنم و مادرتو به عزات بشونم شما می تونید هیچی نگید اما هر چی بگید بر علیه شما تو دادگاه استفاده می شه .
راستی اگه وکیل تسخیری خواستی به خودم بگو


دانشکده ی کاشون :
کسی با تو حرف نزد . کثافت مرض . از جلو چشام خفه شو
( من قصد توهین یه هیشکی رو ندارم )


دانشجوی دختر
دراکثرموارددختره وقتی باپسره دعواش میشه:

دختر:تو همیشه به من دروغ گفتی ,
تو هیچ وقت منو دوست نداشتی ,
من بازیچه ی دستای کثیفت بودم ,
حالا جواب خونوادمو چی بدم ؟
برو گمشو دیگه نمی خوام ببینمت .
نوشته شده در 10 Sep 2011ساعت 10:2 AM توسط پدرام | |

تاریخ  - در ماهنامه یغما جلد سوم سال 1329 نقلی از خازرات فتحعلی شاه دارد که در زیر می خوانید:

نایب‌السلطنه عباس میرزا پسر فتحعلی‌شاه در دوران حاکمیت خود بر تبریز، شش نفر را روانه انگلستان کرد. این شش نفر عبارت بودند از: میرزا صالح شیرازی، میرزا جعفر مهندس، میرزا جعفر طبیب، میرزا رضا (مترجم فارسی ناپلئون بناپارت)، محمد‌علی شاگرد قورخانه و میرزا حاجی بابا که خود در لندن مشغول تحصیل علم طب بوده است.

در میان این عده، میرزا صالح شیرازی، به خط خود سفرنامه‌ای نوشته که از روز حرکت کردن از تبریز به همراه کلنل «میجر دارسی» به سوی روسیه و از آنجا به انگلستان تا روز بازگشت به استانبول و سپس ورود به ایران را روز به روز یادداشت کرده است. وی در این سفرنامه، تاریخ روابط روس و فرنگستان و شمه‌ای از تاریخ ناپلئون و حمله به روسیه و حریق مسکو و غیره تا ایام توقف او در جزیرة سنت هلن برشتة تحریر کشیده است.

داستان تحصیل او و پنج تن از شاگردان ایرانی در لندن و اشکالات عجیب و غریبی که در راه پیشرفت کار ایشان بوجود می‌آمده است، براستی داستان غم فزائی است که تا کسی نخواند نتواند باور داشت.
میرزاصالح مذکور در ضمن داستان خود بوسیلة بعض رجال خیر‌اندیش وارد در انجمن فراماسون‌ها می‌شود، و خود در دو جای سفرنامة خود که به خط اوست باین موضوع تصریح کرده به تاریخ پنجشنبة بیستم رجب مطابق سیزدهم ماه مه 1233 هجری قمری می‌نویسد:

«... چون مدتها بود که خواهش دخول مجمع فراموشان را داشته فرصتی دست نمی‌داد تا اینکه مستر‌پارس، استاد اول فراموشان را دیده که داخل به محفل آنها شده باشم و قرارداد روزی را نمودند که در آنجا روم... روز 20 رجب مطابق 13 می‌ به همراه مستر پارس و «دارسی» داخل به فراموشخانه گردیده شام خورده در ساعت یازده مراجعت کردم. زیاده ازین درین باب نگارش آن جایز نیست...»

باز در وقایع چهارشنبة 1323 (13 نوامبر 1818) می‌نویسد:

«... در صحن کلیسا مستر هریس نامی را که بزرگ‌خانة فراموشان بود و بنده را به دو مرتبه از مراتب مزبور رسانیده بود مرا دیده مذکور ساخت که یک هفته دیگر عازم ایران هستید و فردا فراموشخانه باز است اگر فردا شب به آنجا خود را رسانیدی مرتبة اوستادی را به تو می‌دهم و اگرنه ناقص به ایران می‌روی ـ خواستم زیاده در خصوص رفتن گفتگو کنم فرصت نشد...»

«... روز پنجشنبه مطابق چهارم نوامبر هنگام صبح از مهمانخانة مزبور سوار شده دو ساعت از ظهر گذشته وارد به لندن گردید و چون روزی بود که بنده بایست داخل به فراموشخانه شود، یک ساعت بعد از آن که در سه ساعت از ظهر گذشته باشد داخل به فراموش خانه شده و هفت ساعت از ظهر گذشته بعد از شام از فراموش خانه بیرون رفتم...»

پس در این صورت میرزا صالح نخستین کسی است که از ایرانیان وارد این جمعیت شده و به قراری که نوشته‌اند همو اول کسی است که مطبعة حروفی وارد ایران کرده و خود او هم در سفر‌نامه‌اش اشاره به فرا گرفتن طریقة چاپ و مرکب سازی کرده و از خریداری اسباب و ابزار کار چاپ هم ذکری می‌کند.

و همواست که به عقیدة پروفسور براون در عهد محمد شاه نخستین روزنامة فارسی دایر کرده است و شنیده‌ام که اولین لژماسونی را هم او در ایران راه انداخته است.

نوشته شده در 10 Sep 2011ساعت 9:31 AM توسط پدرام | |

قبل از ازدواج

پسر: بالاخره موقعش شد. خیلی انتظار کشیدم.
دختر: میخوای از پیشت برم؟
پسر: حتی فکرشم نکن!
دختر: دوسم داری؟
پسر: البته! هر روز بیشتر از دیروز!
دختر: تا حالا بهم خیانت کردی؟
پسر: نه! برای چی میپرسی؟
دختر: منو میبوسی؟
پسر: معلومه! هر موقع که بتونم.
دختر: منو میزنی؟
پسر: دیوونه شدی؟ من همچین آدمی ام؟!
دختر: میتونم بهت اعتماد کنم؟!
پسر: بله.
دختر: عزیزم!
.

.

.

.

.

بعد از ازدواج

کاری نداره! از پایین به بالا بخون

نوشته شده در 3 Sep 2011ساعت 12:35 PM توسط پدرام | |

وطن امروز: ۷ دانش‌آموز آمریکا‌یی وقتی دختر نوجوان را پشت در بسته کلاس رقص مدرسه‌شان دیدند به وی حمله کردند و به طرز فجیعی وی را تحت تجاوز قرار دادند. این صحنه شیطانی در حالی رخ داد که ۲۰ زن و مرد تماشاچی آن بودند و هیچ اقدامی برای نجات دختر ۱۵ ساله که التماس می‌کرد و کمک می‌خواست انجام ندادند.

بازگشت شوم به مدرسه

ظهر ۲۷ اکتبر سال ۲۰۰۹ میلادی- ۵ آبان ماه ۸۸- دختر ۱۵ ساله‌ای در کالیفرنیا بعد از اینکه کلاس رقص مدرسه‌اش تعطیل شد و همه رفتند از میانه مسیر خانه‌اش به مدرسه بازگشت. این دختر که نمی‌دانست چه سرنوشت شومی خواهد داشت وقتی چند پسر جوان را که با خوردن مشروبات الکلی رفتار مناسبی نداشتند روی سکوهای پله کلاس رقص دید با بی‌اعتنایی به آنها از پله‌ها بالا رفت. این در حالی بود که به خاطر تعطیلی مدرسه، ۴ پلیس محافظ که همیشه کلاس‌های رقص را کنترل کرده و از آن حفاظت می‌کردند نیز رفته بودند و آنجا خلوت بود.

دختر نوجوان که می‌خواست برگردد ناگهان خود را در محاصره ۷ پسر وحشی دید که اجازه نمی‌دادند وی آن محوطه را ترک کند. التماس‌های این دختر نیز کارساز نشد و پسران مست به سمت وی حمله کردند و بدون ترس از اینکه در روز روشن و محلی عمومی می‌خواهند نیت شیطانی‌شان را به مرحله اجرا درآورند، دختر ۱۵ ساله را هدف ضربات مشت و لگد گرفتند تا وی تسلیم خواسته شوم آنها شود.

تماشاچیان خونسرد

دختر جوان فریادزنان کمک می‌خواست، این در حالی بود که نزدیک به ۲۰ زن و مرد رهگذر در برابر دبیرستان «ریچموند» کالیفرنیا شاهد این صحنه دردناک بودند و همه خونسردانه به جای اطلاع دادن به پلیس یا هواخواهی از دختر بیچاره تنها نظاره‌گر بودند. این تجاوز گروهی به مدت ۲ ساعت طول کشید و هیچ‌کس پلیس را خبر نکرد تا اینکه ۷ ابلیس پا به فرار گذاشتند و دختر که با کتک‌های متجاوزان نیمه‌جان روی زمین افتاده بود با مرگ دست و پنجه نرم می‌کرد.

هلی‌کوپتر اورژانس

در بین این تماشاچیان یک مرد وقتی دید ابلیس‌ها، دختر نوجوان را ترک کرده‌اند خود را بالای سر وی رساند و وحشت‌زده برای نجات جان این دختر با پلیس تماس گرفت. این در حالی بود که ۲ ساعت از شروع حمله متجاوزان به دختر آمریکایی گذشته بود و هیچ ردپایی از فراری‌ها نبود. پلیس وقتی دید چه بلایی سر دختر نوجوان آمده است با اورژانس تماس گرفت و خواست به خاطر وخامت حال این دختر هلی‌کوپتر اورژانس به مدرسه ریچموند اعزام شود. دخترک دقایقی بعد در حالی که بدنش کبود بود روی برانکارد گذاشته شد و با هلی‌کوپتر به نزدیک‌ترین بیمارستان انتقال یافت و با اقدامات پزشکی از مرگ حتمی نجات یافت.

وحشت در ریچموند

این حادثه بازتاب گسترده‌ای در میان ساکنان کالیفرنیا پیدا کرد و همه را به وحشت انداخت. پلیس نیز با دستور دادستان تحقیقات ویژه‌ای را شروع کرد تا پرده از جزئیات این تجاوز گروهی بردارد.

ماموران پی بردند که کلاس رقص کاملا تعطیل بوده و به خاطر مراجعه ناگهانی دختر ۱۵ ساله به مدرسه وی در برابر حمله ۷ ابلیس قرار گرفته است. وقتی بازپرس پلیس به محل تجاوز مراجعه کرد از ادعاهایی که می‌شنید تعجب کرد. این حادثه ۲ ساعت طول کشیده و رهگذران به راحتی این صحنه‌ها را دیده اما هیچ اقدامی برای نجات دخترک نکرده بودند. مشخصات تعدادی از متجاوزان در اختیار پلیس قرار گرفت و هنوز ۶ روز طول نکشیده بود که پسر ۱۵ ساله‌ای از دانش‌آموزان همان مدرسه بازداشت شد. این پسر در تحقیقات ادعا کرد سردسته باندشان پسر ۱۹ ساله‌ای به نام «مانوئل اورتگا» بوده که قبلا دانش‌آموز همین مدرسه بوده است؛ آنها به خاطر دوستی با یکدیگر همراه هم‌مدرسه‌ای دیگری و ۴ دوست هم‌محلی‌شان در برابر سکوهای مدرسه مشروب خورده بودند که دختر ۱۵ ساله را دیده و به وی حمله کرده‌اند. ماموران بلافاصله مانوئل اورتگا را نیز بازداشت کردند و دانش‌آموز سوم نیز شناسایی شد اما وی که دخالت زیادی در تجاوز نداشت، خیلی زود آزاد شد.

هیولا

پلیس پی برد که اورتگا بارها به خاطر تجاوز و سرقت تحت اتهام بوده و بین هم‌مدرسه‌ای‌‌ها و دوستانش لقب «هیولا» را دارد. دارا کاشمان، رئیس واحد حمله جنسی ریچموند با ابراز تاسف از بی‌اعتنایی تماشاچیان به صحنه تجاوز به دختر دانش‌آموز گفت: در حال بررسی شواهد هستیم تا ببینیم آیا اتهامات متجاوزان جنایی است و در صورت وارد شدن به این مرحله مطمئنا مهاجمان با مجازات سنگینی مواجه خواهند بود. وی افزود: تا آنجایی که اطلاع داریم کلاس رقص از سوی ۴ مامور پلیس محافظت می‌شد اما در زمان وقوع حادثه این کلاس تعطیل شده و همه رفته بودند که دیگر نیازی به حضور پلیس نبوده و با بازگشت دخترک به مدرسه، وی مورد حمله قرار گرفته است.

ترس در مدرسه

مارین تروجیلو، سخنگوی مدرسه ریچموند در این باره گفت: در کلاس رقص مدرسه معلمان و پلیس همزمان حضور دارند اما زمانی این اتفاق افتاده که باید دختر دانش‌آموز در خانه‌شان می‌بود و ما مطمئن بودیم همه بچه‌های مدرسه نزد خانواده‌هایشان هستند. وی افزود: این یک حادثه هشدارآمیز بوده است. باید از این به بعد بین مسؤولان مدرسه و خانواده دانش‌آموزان تماس‌های تلفنی برقرار شود تا مطمئن شویم آنها به خانه رفته‌اند. تروجیلو گفت: مطمئن باشید دیگر چنین حادثه‌ای تکرار نمی‌شود، کلاس‌های رقص با امنیت کامل برگزار خواهند شد و نباید خانواده‌ها نگرانی‌ای داشته باشند. سخنگوی مدرسه ریچموند ادامه داد: پس از این حادثه غم‌انگیز تیم بحران مدرسه تشکیل شده است. ابتدا روی دختر ۱۵ ساله باید کارهای روانکاوی صورت بگیرد تا در این محیط احساس آرامش و امنیت کند سپس قرار گذاشتیم با هزینه زیادی همه محوطه مدرسه را با دوربین‌های مداربسته تحت کنترل قرار دهیم.

می‌ترسیم

دانش‌آموزان این مدرسه در کالیفرنیا می‌ترسند. استاینبرگ ۱۶ ساله در این باره به آسوشیتدپرس گفت: مادرم دیگر اجازه رفتن به کلاس رقص بویژه سه‌شنبه‌ها را نمی‌دهد. اینجا امن نیست. مادر دانش‌آموز دختری گفت: باید مقصران این حادثه محاکمه و مجازات شوند. من در عجبم زنان و مردانی که این صحنه را می‌دیدند یک لحظه فکر نکردند شاید روزی دختر آنها مورد حمله قرار بگیرد. نمی‌دانم این جامعه به کدام‌سو حرکت می‌کند.

محاکمه متجاوزان

پس از دستگیری هیولا و نوچه‌هایش با توجه به اینکه بیشتر متجاوزان در سنین نوجوانی بودند، شروع دادگاه‌ آنها تا ۲ سال طول کشید و این در حالی است که دختر نگونبخت بعد از بهبودی هنوز از یادآوری آن روز شوم وحشت دارد.

در اوایل سال ۲۰۱۰ میلادی نخستین جلسه محاکمه این ۷ شیطان آغاز شد و هنوز ادامه دارد و این در حالی است که هنوز مشخصات متجاوزان و دختر جوان جز اورتگا معروف به هیولا فاش نشده است.

نوشته شده در 6 Aug 2011ساعت 8:59 PM توسط پدرام | |

دانلود فیلم جدید و زیبای Harry Potter and the Deathly Hallows Part 1 با لینک مستقیم از ۳ سرور …

| کیفیت بلوری ۷۲۰p اضافه شد |

harry%20potter%20%20cover دانلود فیلم Harry Potter and the Deathly Hallows Part 1

ژانر: ماجراجویی . خانوادگی . فانتزی

تاریخ انتشار: ۱۹ نوامبر ۲۰۱۰

امتیاز: ۷٫۸/۱۰

محصول: ایالات متحده

مدت زمان فیلم: ۱۴۶ دقیقه

کیفیت: ۷۲۰p – فوق العاده

فرمت: MKV

حجم: ۱ گیگابایت

کارگردان: David Yates

بازیگران: Daniel Radcliffe, Emma Watson and Rupert Grint

خلاصه ی داستان:قدرت ولدمورت افزایش یافته و در حال حاضر وزارت سحر و جادو را کنترل میکند. هری که سال تحصیلی جدیدی را آغاز کرده به همراه رون و هرمیون تصمیم میگیرند ادامه کار دامبلدور به پایان برسانند و لرد سیاه را شکست دهند اما امید آنها …

 

Chart دانلود فیلم Harry Potter and the Deathly Hallows Part 1 حجم :۱ گیگابایت

chat دانلود فیلم Harry Potter and the Deathly Hallows Part 1 به منظور سهولت در دانلود این فیلم به ۳ پارت تقسیم شده است.

dl%20icon دانلود فیلم Harry Potter and the Deathly Hallows Part 1دانلود فیلم با لینک مستقیم | پارت ۱ | پارت ۲ | پارت ۳ |

MediaFire دانلود فیلم Harry Potter and the Deathly Hallows Part 1دانلود فیلم ار مدیافایر

dl%20icon دانلود فیلم Harry Potter and the Deathly Hallows Part 1دانلود فیلم ار پازسا سپیس : بزودی

dl%20icon دانلود فیلم Harry Potter and the Deathly Hallows Part 1نمایش صحنه هایی از فیلم

dl%20icon دانلود فیلم Harry Potter and the Deathly Hallows Part 1دانلود زیرنویس فارسی

chat دانلود فیلم Harry Potter and the Deathly Hallows Part 1 منبع : فیلمها

نوشته شده در 6 Aug 2011ساعت 7:54 PM توسط پدرام | |

jolie

 

به گزارش شیعه آنلاین به نقل از آزادی نیوز، سایت خبری "القاهره نت" به نقل از برخی روزنامه های آمریکایی اعلام کرد که "آنجلینا جولی" بازیگر سرشناس سینماهای آمریکا قصد دارد در آینده ای نزدیک مسلمان شود و خبر مسلمان شدنش را رسما اعلام کند.

این روزنامه های آمریکایی در حالی این خبر را اعلام کردند که در ادامه آن نوشته اند: البته تا به این لحظه "آنجلینا جولی" این خبر را تأیید و یا تکذیب نکرده است.

"قاهره نت" در ادامه نوشت: این روزنامه های آمریکایی برای اثبات مدعای خود اعلام کردند که این بازیگر سرشناس آمریکایی طی چند وقت اخیر اهمیت بسیار زیادی به "تمدن اسلامی" داشته و اعلام کرده که قصد دارد مطالعاتی در این زمینه داشته باشد.

این سایت در ادامه نوشت: "آنجلینا جولی" همچنین قصد دارد در چند وقت آینده زبان عربی بیاموزد تا بتواند بهتر با این فرهنگ و تمدن آشنا شود.

نوشته شده در 7 Apr 2011ساعت 7:13 PM توسط پدرام | |

دانلود انیمیشن جدید و فوق العاده زیبای Hop با لینک مستقیم بهمراه نمونه کیفیت ..

Hop%20Cover دانلود انیمیشن Hop

ژانر:انیمیشن . خانوادگی . کمدی

تاریخ انتشار: ۱ آپریل ۲۰۱۱

امتیاز: ۵٫۴/۱۰

محصول: امریکا

مدت زمان فیلم : ۹۵ دقیقه

کیفیت:- TS . پرده سینما

فرمت: AVI

حجم: ۷۰۰ MB

کارگردان: Tim Hill

دوبلور و بازیگران : Russell Brand, James Marsden and Elizabeth Perkins

خلاصه ی داستان: “فرد” یک نوازنده ی موزیک است که باید در مراسم عید پاک به همراه یک گروه موسیقی به اجرای موزیک بپردازد.اما در یک تصادف رانندگی دچار سانحه می شود و مجروح می شود.حالا خرگوش خانگی او به همراه دوست جوجه اش به فرد کمک می کنند تا زودتر بهبود پیدا کند.اما “فرد” نمیتواند تا زمان اجرای مراسم خوب شود. بنابراین خرگوش و دوست کوچکش نقشه ای تازه می کشند.

Chart دانلود انیمیشن Hop حجم : ۷۰۰ مگابایت

dl%20icon دانلود انیمیشن Hopدانلود فیلم با لینک مستقیم | نمایش صحنه های از فیلم

dl%20icon دانلود انیمیشن Hopدانلود زیرنویس فارسی : بزودی

chat دانلود انیمیشن Hop منع : فیلمها

نوشته شده در 6 Apr 2011ساعت 5:29 PM توسط پدرام | |

یه شاعر خیلی با حال و اهل دلی میگه: من که از گل بهترم، پسرم، من پسرم، تو که خار هر گلی، دختری، تو دختری.
به به لذتی بردیم عجب شعری عجب با مثما دمت جلیزو ولیز شاعر جان.


بعد از این حرفا میریسم به بحث داغ امروز که مربوط میشه به ویزگی های دخترای دانشجو.
این شما و این دخترای دانشجو.

ویژگی های کلی دخترای دانشجو:
این دختران از آن دسته دخترانی هستند که تا زمان ورود به دانشگاه با واژه ای به اسم پسر غریبه هستند و تنها وسیله نقلیه ای که سوار شده اند اتوبوس می باشد.
از نظر شکل ظاهری بیشتر شبیه مردان غیرتمند و با خدا هستند!!!

خصوصیات دانشجویان دختر:

ترم ۱:
اصولاً وقتی به آنها بگویید با سه حرف پ- س – ر یک کلمه معنی دار بسازید مخ آنها ERROR میدهد!
چون فکر میکنند تنها دانشجوی این مملکت هستند عمراً کسی را تحویل نمیگیرند.
و تا وقتی که قبل از اسمشان کلمه مهندس و دکتر را به کار نبرید جوابتان را نمی دهند!

ترم ۲:
طولانی ترین مسیری را که طی میکنند مسیر دانشگاه تا خانه می باشد.
به پسران همکلاسی به چشم خواستگار نگاه می کنند.
تمام کتب ترم اول را می خرند و با دقت جلد میگیرند.
سوژه خنده دانشجویان ترم بالایی هستند.
وقتی به آنها سلام میکنید به چشم یک مزاحم خیابانی به شما نگاه میکنند!(بی جنبن دیگه!!!).
در فاصله بین کلاسها نان و پنیر دستپخت مادر را میل میکنند تا انرژی بگیرند!

ترم۳:
به معنای واژه پسر پی می برند و با ماهیت آن موجودات عجیب و غریب آشنا می شوند.
سوژه خنده پیدا می کنند.
همه کتابها را از کتابخانه می گیرند و متوجه میشوند که تا ۴ جلسه میتوانند سر کلاس غیبت کنند.
می فهمند که شهر خیلی بزرگ است و غیر از خانه شان جاهای دیگری هم دارد!
تریا دانشکده تبدیل به پاتوق آنها میشود.
در جواب سلام شما میگویند سلام!

ترم ۴:
با واژه BF آشنا میشوند اما راه و رسم تور کردنش را بلد نیستند.
ابروها نازک میشود و سیبیل ناپدید!
در ساعت های استراحت بین کلاسها و حتی وسط کلاس ها به WC میروند!!!
همیشه در دانشگاه از قسمتهای “پر پسر” عبور میکنند.
شروع میکنند به پرسیدن آدرس از پسرای خوش تیپ دانشگاه!

نکته:
(اگر دیدید که جلوی در آموزش یه دختر ازتون آدرس آموزش رو پرسید.
پس:
۱ – دختره ترم ۴ درس میخونه.
۲- شما خوشتیپید!.
۳ – یالا مخشو بزن دیگه چلمن!)

شروع میکنن به نوشتن جزوه!
هر ۲-۳ شب یکبار به خانه میروند برای حاضری و به خاطر غر زدن های مامان بابا.
(خوب پدر مادرن دیگه دلشون تنگ میشه شما به بزرگی خودتون ببخشید!)
و تعویض لباس و بقیه روز ها خونه دوستشون درس میخونن!
(آره جون خودت. بیچاره پدر, مادره خبر نداره خوابگاه دخترا بغل خوابگاه پسر است!!!!) در جواب سلام شما میگویند: سلام.چطوری؟خوبی؟

ترم ۵:
یکی از این موجودات خوش خط و خال (BF) را بدست می آورند اما چون تازه کار هستند بامبول های زیادی سرشان پیاده میشود!
چون BF دارند دیگه احدی را تحویل نمیگیرند و درست مثل ترم یک میشوند.
( چون این دفعه فکر میکنن فقط خودشونن که BF دارند و آسمان باز شده این پسره افتاده تو بغل اینا! =آخر بی جنبگی).
کوتاهترین مسیری را که طی میکنند مسیر دانشگاه به کافی شاپ و سپس خانه میباشد.
از چهره مردانه گذشته تنها خاطره ای باقی مانده است!
(اینجاست که میگن مردونگی مرده!!!)
به دلیل افزایش آرایشات روی صورتشون اضافه وزن می آورند و برای جبران آن از مقدار شلوار و مانتو شان کم میکنند!
یک میز اختصاصی برای خودشان و BF شان در تریا دانشکده رزرو است!
تابلو میشوند.
کارکنان حراست دانشگاه آنها را به اسم کوچک می شناسند.
سند کمیته انضباطی را به نامشان میکنند!

در جواب سلام شما (بعد از ۱۰ دقیقه!) می گویند: اوا سلام، ببخشید، حواسم نبود.
(طرف داره عاشق میشه و حواسش یه جای دیگست …. خاک بر سرت!)

ترم ۶:
خیلی تابلو میشوند!
عاشق میشوند!
مشروط میشوند!!!

ترم ۷:
به طرز وحشتناکی تابلو میشوند!
در عشق شکست میخورند!
مشروط میشوند!

ترم ۸:
دوباره آدم میشوند.
دیگر تابلو نیستند چون جوانان مستعد دیگری جای آنها را میگیرند.
(من لذت می برم میبینم این جوونا …….!)
جای جای دانشگاه برایشان خاطره انگیز است.
مثل بچه آدم این ترم درس میخوانند فارغ میشوند.
در به در دنبال شوهر میگردند.
به اولین پیشنهاد جواب مثبت میدهند و از چاله به چاه می افتند!!!!

نوشته شده در 5 Apr 2011ساعت 8:22 PM توسط پدرام | |

بزرگترین سایت سرگرمی تفریحی  www.taknaz.ir

اول اینو بخون
فرض کن این عکس تو توی آفریقاست
و تو با یه طناب به درخت وصل شدی و مثل لنگر کشتی تو هوا معلق هستی
یه شمع هم به آرومی داره طناب رو می سوزونه
و یه شیر هم اون زیر واستاده تا تو بیفتی و شیره ناهارشو بخوره
و تا زمانی که طناب سالم باشه تو هم زنده هستی ، کسی هم نیست که بهت کمک کنه
تنها راه اینه که شیر رو متقاعد کنی که شمع رو خاموش کنه

چه جوری تو این کار رو انجام می دی…؟!

بزرگترین سایت سرگرمی تفریحی  www.taknaz.ir


برای دیدن جواب به ادامه مطلب برو . . . . .


ادامه مطلب
نوشته شده در 1 Apr 2011ساعت 2:40 PM توسط پدرام | |

برلی اینکه عکس های ای مطلب رو ببینید به ادامه مطلب مراجعه کنید


ادامه مطلب
نوشته شده در 1 Apr 2011ساعت 1:32 PM توسط پدرام | |

اعدام جنایتکار معروف که دخترا رو می ترسوند حتما ببینید !!!!!!!!!!!!!!

برای مشاهده به ادامه مطلب مراجعه کنید


ادامه مطلب
نوشته شده در 31 Mar 2011ساعت 10:45 PM توسط پدرام | |

فعال کردن رادیو بدون هدست

 

جهت مشاهده ی آموزش به ادامه ی متن مراجعه فرمایید ...


ادامه مطلب
نوشته شده در 31 Mar 2011ساعت 9:39 PM توسط پدرام | |

 

چند ترفند براي مكالمه مجاني(رایگان) با تلفن همراه
چند ترفند جدید و قدیمی درخواستی کاربران برای مکالمه مجانی (رایگان با موبایل) که میتونید این ترفند هارو از میهن دانلود بخونید.!!!(هم ترفند جدید هم قدیمی پس حرفه ای ها بد فکر نکند برای استفاده کاربران گذاشته شده)
روش اول مکالمه مجانی با موبایل

۱- درصفحه اول یا همون میز کار موبایلتون تايپ كنيد ( #094021 *21 * ) البته تا 5 دقيقه مسئوليتش با من ولي بيشتر با خودتون چون بعد از 5دقيقه خطتون رديابي ميشه وبعد مصادره به نفع مخابرات البته اگر 100دقيقه هم صحبت كنيد مجانيه راستي بعد ازتايپ اعداد بالا بايد كليد ok رابزنيد وبراي كنسل کردن این کد هم تايپ كنيد ( #21# )


--------------------------------------------------------------------------------------------

روش دوم مکالمه مجانی با موبایل


تايپ كنيد ( #09۰ *21 * ) البته تا ۳ دقیقه میتوانید مجانی صحبت کنید و اگر بیشتر طول کشید مثل روش بالا خط شما رد یابی نمیگردد ولی مثلا اگر ۳ دقیقه شد ۳ دقیقه و ۱ ثانیه پولش محاسبه و ۲ برابر می شود وهمینطور که ادامه پیدا کند ۳ برابر میشود پس سعی کنید تایم بگیرید و قبل ازپایان ۳ دقیقه مکالمه مجانی به تماس خود خاتمه دهید و در صورت تمایل دوباره تماس بگیرید

--------------------------------------------------------------------------------------------

روش سوم در موبایلهای سری ۶۰

tools---->settings---->security----->Pone And Sim----->Closed User group


بعد از باز شدن پنجره مورد نظرخواهید دید که ۳ گزینه وجود دارد که به صورت پیش فرض گزینه Default تیک دار است با انتخاب گزینه On تلفن را از حالت پیش فرض Default خارج میکنیم سپس مشاهده میکنیم که پنجره دیگری باز شد که از ما در خواست عددی را دارد یا بهتر بگویم چهار رقم آخر شماره خود را در آن کادر سفید وارد میکنید ودر انتها Ok میکنید.


این کد محدودیتی برای تماس ایجاد نمیکند ومیتوانید تا هر مدتی که خواستید به مکالمه خود ادامه دهید. این کد باعث نصف شدن هزینه مکالمه شما میگردد .


البته لازم به ذکر است که دوتا کد اولی به درد همه موبایلها میخوره ولی کد سوم روی بعضی از گوشی ها جواب میده .

--------------------------------------------------------------------------------------------

روش چهارم :

يه خط دائمي ايرانسل بخريد و با پرداخت ماهيانه 15000 تومان عضو طرح قرمز ايرانسل شويد و به صورت نامحدود بين خطوط ايرانسل مكالمه رايگان داشته باشيد ، علاوه بر اين بين خطوط ديگر تا 50 درصد از تخفيف برخوردار شويد!

نوشته شده در 31 Mar 2011ساعت 9:37 PM توسط پدرام | |

به درخواست دوستانی که دارای گوشی های نوکیا دارای سیمبیان سری 60 ورژن 5 هستند این ترفند را قرار دادیم. همانطور که می دانید در بعضی برنامه ها و بازی های فول اسکرین برای 5800 گاهی اوقات یه اسکرین کیپد مانند عکس زیر میاد و مسلماً هم زیاد جالب نیست . در ادامه آموزش حذف این کنترل رو قرار دادم برای دریافت ترفند به ادامه ی متن بروید...

 

Nokia 5800


ادامه مطلب
نوشته شده در 31 Mar 2011ساعت 9:28 PM توسط پدرام | |

به درخواست بسيار زياد كاربران سايت مقاله اي را براي شما تهيه كرده ايم كه با خواندن آن می توانید به راحتی تمامی پیام های خطای گوشی نوکیای خود را مدیریت و برطرف نمایید.

 

ترفند موبايل

 

 

با این پیغام احتمالا موقع گرفتن عکس مواجه شوید.

پیشنهاد برای رفع این مشکل :

۱- خاموش روشن کردن گوشی
۲- خالی کردن فایلهای tmp از MMC (با برنامه Extended File Manager می‌تونید این کار رو انجام بدید )
۳- خالی کردن ram گوشی ( برای اینکار کلید meno را بزنید و نگه دارید و با زدن کلید c برنامه های را که احتیاج ندارین ببندید )
* روشی که نتیجه داده: خالی شدن باطری گوشی تا اینکه خود گوشی اتوماتیک خاموش شود، بعد از ساعاتی گوشی را به شازژ بزنید و پس از شارژ روشن کنید.

App Closed main :

این یک پیغام کلی است و پیگیری این پیغام کار آسونی نیست.

پیشنهاد برای رفع این مشکل :

۱- پاک کردن آخرین برنامه‌های ریخته شده روی گوشی
۲- مستر ریست گوشی

App. Closed sSaverdaemon :

اخطاری است برای اسکرین سیوری که خوب کار نمی‌کند، برنامه اسکرین سیور خودتان را پاک کنید.

App..Closed.ACN LIST :

اخطاری است که به دلایل زیر پیش می‌یاید:

۱.ایجاد مشکل در نرم افزار
۲. ناهمخوانی نرم افزار با سخت افزار گوشی
۳. اجرای همزمان چندین برنامه

App.Closed mailnit :

این پیغام زمانی ظاهر می‌شود که در مموری کارت مشکل پیش بیاد، در این حالت مموری کارت باید فرمت بشود.

App. Closed ncnlist :

وقتی messege میاد بجای زنگ زدن این erorr مشاهده می‌شه .

پیشنهاد برای رفع این مشکل :

۳- پاک کردن آخرین برنامه‌های نصب شده.
۴- غیر فعال کردن Receive Report در بخش Text Message
۵- پاک کردن پیغامهایی که بصورت فونت فارسی در گوشی ذخیره شدند
۶- مستر ریست گوشی

System Error :

پیغام مربوط به سیستم گوشی هست. مشکلات زیادی باعث ایجاد این error می شود :

۱- وصل کردن مموری کارت گوشی دیگه که روش برنامه نصب هست
۲- کامل نصب نشدن یک برنامه که در روت گوشی نصب شده
۳- مستر ریست کردن گوشی قبل از فرمت کردن مموری کارت و...

پیشنهاد برای رفع این مشکل :

۱- مستر ریست گوشی

phone will be restarted :

این پیغام وقتی میاد که شما برنامه های زیادی رو لود کرده باشید

General :Alredy in use :

اینError هنگام پاک کردن مسیج و یا فایلی دیده شده.

پیشنهاد برای رفع این مشکل :

فایلی توی فولدر Message بصورت Hidden شده که اگر از Hidden بودن خارجش کنید درست میشه. برای اینکار از برنامه SeleQ استفاده کنید.

Memmory Card Corrupted :

این مشکل زمانی ایجاد می‌شود که مموری کارت خوب فرمت نشده و یا در حین فرمت با مشکل دیگه‌ای روبرو شده، برای مثال خود من وقتی یکبار مموری کارت روفرمت می کردم، وقتی وسطهای کار Cancel کردم - این پیغام را برای من می‌داد. دوباره فرمت کردم و درست، شما هم سعی کنید دوباره فرمت کنید و اگه نشد با کارت ریدر فرمت کنید.

there is nothing good palying :

زمانی با این پیغام مواجه می‌شویم که از برنامة mum sms و یا برنامه‌های مشابهی که برای sms هست استفاده می‌کنیم. این برنامه‌ها اس ام اس ها رو مخفی میکنه - اگه شما این برنامه رو پاک کنید از این مشکل هم راحت می شوید.

Phone Startup Failed.Contact the retailer :

این پیغام موقعی ظاهر میشود که بعلت ریستارت نادرست و یا نصب یک برنامه مخرب فایل startup گوشی پاک شده باشد
برای حل این مشکل سیم کارت ومموری کارت را درآورده و دوباره جا بزنید، اگه درست نشد مستر ریست کنید. در صورتیکه با فلش هم درست نشود نیاز به سرویس در یک نمایندگی است و احتمال مشکل سخت افزاری دارد.

close all application :

هنگام نصب برنامه و یا ... رخ می‌دهد. گوشی را خاموش کرده و پس از روشن کردن دوباره سعی نمایید

unable to install comitable with series ۶۰ support version ۰.۰۰ :

معمولا برای گوشی های غیراز سری ۶۰ به هنگام نصب برنامه ایجاد می‌شود ولی گاهی در گوشی هایی که مربوط به سری ۶۰ هم هستند دیده می‌شود. برای اینکار بهتر است گوشی را مستر ریست کنید.

select access point (no data) :

علت اون پیغام اینکه یکی از برنامه های موجود در گوشی شما در خواست دسترسی به اینترنت میکنه اون میتونه یک برنامه آنتی ویروس یا هر برنامه دیگری باشه. اونها رو غیر فعال کنید

گوشی فقط عدد تایپ می‌کنه :

پیشنهاد برای رفع این مشکل :

۱- دکمه مربع را بگیرید و نگه دارید تا حروف تایپ بشه
۲- تعریف کردن کاری برای دکمه مربع درگوشی ( مانند برنامه‌های چراغ قوه (power torch ) و ... )

ساعت گوشی عقب وجلو می‌شه:

پیشنهاد برای رفع این مشکل :

به قسمت تنظیم زمان می روید و GMT offset را روی ۰۳:۳۰+ تنظیم می کنید به محض تغییر دادن offset از شما سوال می کند که
update date and time of the phone? شما No را انتخاب کنید

آمدن صدای موسيقي از گوشی هنگام استفاده از هندزفری :

این مشکل روی گوشی‌های ۳۶۵۰ می‌باشد
راه حلی غیر علمی دارد به این صورت که خیلی آروم فیش هندز فری رو تا نصفه داخل گوشی فرو کنید بعد که صدا داخل اسپیکر ها شد فیش رو آروم تا ته فرو کنید.

گوشی مدام پیغام خطای با علامت ! را نشان می دهد.

احتمالا Error مربوط به برنامه Mini Gps باشه که تنظیم شده روی Event Alarm و یا یه برنامه مثل ( screen saver ) که بعد از هر ۲۰-۳۰ ثانیه میخواد فعال شه و چون نمیتونه ارور میدهد

موبایل پیغامهایی مثل رسیدن پیام کوتاه ( مَسیج ) و تلفنهایی که جواب نداده شده ( میس کال ) را نمایش نمی دهد :

در قسمت log گوشی منوی چپ را بزنید و سپس در قسمت اپشن گوشی در قسمت log duration به جای گزینه no log یا ۱ روز یا ۱۰ یا ۳۰ را انتخاب کنید!

کم شدن صدا هنگام صحبت در ۶۶۰۰ :

برنامة Callcheater را غیر فعال کنید و یا کلاً پاک کنید

پس از خاموش کردن گوشی روشن نمی شود :

این مورد در موارد زیادی اتفاق می‌افتد. در حالت شایع وقتی sms ها در حالت Sending در Outbox باقی بمانند و گوشی خاموش شود، دیگه روشن نمی‌شه.
بهتره در درجة اول مموری کارت رو درآورده و گوشی رو روشن کنید اگه درست نشد مستر ریست کنید و بعد گوشی رو فرمت.

مشکل ۶۶۰۰ که ساعتش خود به خود عوض میشه ممکن هست از قسمت auto time update باشه.اگر اون فعال باشه این مشکل پیش می آید

موزیک روشن شدن گوشی نوکیا ۶۶۰۰ قطع و وصل میشه :

در حالت Safe Mode این مشکل بوجود نمیاد. این مشکل مربوط به مموری کارت می‌باشد و ربطى هم به Firmware نداره. بهتره نرم افزار هاى Autorun رو حذف کنید. کسانی هم که پین کد وارد گوشی کردند اگه مدتی پس از درخواست پین کد و وارد کدن اون فاصله بذارند مشکل حل می‌شود.

دریافت نکردن sms :

اگه برنامه‌ای درباره sms دارید پاک کنید. به تنظیمات message مراجعه کنید و شماره مرکز sms رو چک کنید. در صورتی که با اینکارها درست نشد مستر یست و غیر از اون مراجعه به مخابرات.

جایگزینی صدای زنگ اصلی گوشی ۳۲۳۰ بجای زنگ انتخابی :

با تعویض سیمکارت درست شده

ذخیره نشدن عکسهای گرفته شده توسط گوشی، وارد نشدن به گالری ، نمایش داده نشدن عکسها در گوشی :

فقط مستر ریست

قطع شدن تماسها و دادنmiss call به آنها :

این ایراد از مخابرات می‌باشد و از گوشی شما مشکلی ندارد.

ویبره موبایل کار نمی‌کند :

مشکل سخت افزاری و یا مکانیکی است، ضربه های کوچکی به گوشی وارد کنید.

نوشته شده در 31 Mar 2011ساعت 9:25 PM توسط پدرام | |

با توجه به درخواست یکی از بازدیدکنندگان این مطلب رو براتون قرار میدم. ممکنه گوشی شما رو دزد ببره و گوشی دست شما نباشه اما حداقل میتونید نزارید اون هم ازش استافده کنه! البته جایی شنیدم واسه این راه حل ما هم راهی برای دزد وجود داره اما کار هر کسی نیست و یه شخص حرفه ای باید سریال گوشی رو عوض کنه و شاید هم صحت نداشته باشه. برای مشاهده متن کامل به ادامه متن مراجعه فرمایید ...

 

Arash98.com


ادامه مطلب
نوشته شده در 31 Mar 2011ساعت 9:22 PM توسط پدرام | |

selena gomez

سلنا ماری گومز متولد 22 ژوئیه 1992 در گراند پرایری، تگزاس ایالات متحده می باشد. او بیشتر به خاطر بازی در نقش آلکس روسو در سریال کمدی «جادوگران سرزمین لرزان» از شبکه دیزنی به شهرت رسیده است. وی بازیگری را با نقش آفرینی در فیلم‌های تلویزیونی شروع کرد و البته در دنیای موسیقی هم برای خود جایی باز کرده و جدیدترین آلبوم وی a year without rain  نام دارد.

زندگی شخصی

نام مادر وی مندی تیف بوده و ایتالیایی تبار است. مادر گومز دارای سابقه بازیگری نیز بوده پدر وی، ریکاردو گومز،اصلیت مکزیکی دارد. پدر و مادر سلینا وقتی که وی ۵ ساله بوده از هم جدا شدند. مادر وی دوباره در سال ۲۰۰۶ ازدواج کرد.

رنگ مورد علاقه سلنا سبز است ، قد او 170cm میباشد و جدیدا کمی هم چاق شده . به شامپوی پانتن علاقه دارد و عاشق گروه برادران جوناس است. Demi Lovato از دوستان صمیمی سلنا هستش و البته یک دوست پسر بنام تیلور لانر هم داره که میگه با همه تفاوت دارد. به صدای درو سیلی علاقه دارد.

فعالیت‌های شغلی

سلنا گومز ، فعالیت‌های بازیگری، خوانندگی، نوازندگی و همچنین شاعری و دوبلری یک کارتون به اسم هورتون را دارد. بازی در نقش مری سانتیاگو در فیلم another cinderella story و رقصیدن عجیب و بی نظیر وی همراه با اندرو سیلی ، موجب شد تا وی شهرت بسیار خوبی پیدا کند. اکنون وی به یکی از بزرگ‌ترین ستارگان جوان امریکا تبدیل شده است

بازیگری

وی شغل بازیگری خود را در سن ۷ سالگی با بازی در فیلم بانی و دوستان اغاز کرده. سپس عهده دار نقش مکملی در فیلم بازی تمام شده شد. در سال ۲۰۰۴ استعداد وی مورد توجه عوامل شبکه والت دیزنی قرار گرفت وی ابتدا به عنوان بازیگر مهمان در چند فیلم از جمله هانامونتانا بازی کرد

سپس عهده دار نقش اصلی در فیلم Wizards of Waverly Place شده حضور وی در مجموعه Disney Channel movie در سال ۲۰۰۹ سبب شد تا این مجموعه به بیش از۱۱٫۴ میلیون بیننده در اولین قسمت خودش دست یابد. از دیگر کارهای وی ، بازی در نقش اول another cinderella story و بازی در نقش اول فیلم princess protection که نقش اول را با demi lovato با هم بازی میکردند. وی به تازگی فیلمی بازی کرده به نام Ramona and Beezus که Joey King در آن نقش Ramona و سلنا نقش خواهر بزرگترش Beezus را بازی میکند. این فیلم سینمایی برگرفته از رمان های متعدد Ramona & Beezus ساخته شده است که به تازگی نیز به روی پرده آمده است

موسیقی

سلنا اکنون به یکی از خواننده های مشهور جهان تبدیل شده است. او می تواند به هر سبکی بخواند اما سبک اصلی وی rock and roll می باشد.

Filmography

2011 Monte Carlo (completed)

Grace

2007-2011 Wizards of Waverly Place (TV series)

Alex Russo

Daddy's Little Girl (2011) … Alex Russo

Three Maxes and a Little Lady (2011) … Alex Russo

Journey to the Center of Mason (2010) … Alex Russo

Lucky Charmed (2010) … Alex Russo

Alex Gives Up (2010) … Alex Russo

See all 85 episodes »

2010 Arthur et la guerre des deux mondes

Selenia (voice)

2010 Ramona and Beezus

Beezus Quimby

2009 Arthur et la vengeance de Maltazard

Selenia (voice)

2009 Wizards of Waverly Place: The Movie (TV movie)

Alex Russo

2009 The Suite Life on Deck (TV series)

Alex Russo

Double-Crossed (2009) … Alex Russo

2009 Disney 365 (TV series)

Wizards of Waverly Place (2009)

Summernightastic: Fantasmic/Light Parade (2009)

Summernightastic: Pixie Hollow/Fireworks Spot (2009)

2009 Princess Protection Program (TV movie)

Carter

2009 Barney: Top 20 Countdown (video)

Gianna

2008 Another Cinderella Story (video)

Mary Santiago

2007-2008 Hannah Montana (TV series)

Mikayla

(We're So Sorry) Uncle Earl (2008) … Mikayla (uncredited)

That's What Friends Are For? (2007) … Mikayla

I Want You to Want Me... to Go to Florida (2007) … Mikayla

2008 Horton Hears a Who!

Helga (voice)

2007 Arwin! (TV series)

Alexa

2007 What's Stevie Thinking? (TV movie)

Stevie Sanchez

2006 The Suite Life of Zack and Cody (TV series)

Gwen

A Midsummer's Nightmare (2006) … Gwen

2006 Brain Zapped (TV short)

Emily Grace Garcia

2005 Walker, Texas Ranger: Trial by Fire (TV movie)

Julie

2003 Spy Kids 3-D: Game Over

Waterpark Girl

2002 Barney & Friends (TV series)

Gianna

Splish Splash (2002) … Gianna

Stop! Go! (2002) … Gianna

Puppy Love (2002) … Gianna

نوشته شده در 28 Mar 2011ساعت 12:32 PM توسط پدرام | |

Mehri Vedadian

کبری (مهری) ودادیان در سال 1315 در تهران به دنیا آمد

وی در دهه 30 وارد حوزه هنر و بازیگری شد و در همان سال در تلویزیون با اجرای برنامه‌های زنده و حضور در فیلم‌ها و مجموعه‌های تلویزیونی مختلف ایفای نقش کرد.

ودادیان در سال 1346 با اجرای نقش کوتاهی در فیلم آشیانه خورشید، حضور خود در سینما را اعلام کرد و سال بعد در فیلم شوهر آهو خانم بازی کرد.

وی در طول بیش از 50 سال فعالیت هنری، در برابر دوربین کارگردانان شاخصی از جمله ناصر تقوایی، علی حاتمی، بهرام بیضایی و بهمن فرمان‌آرا به ایفای نقش پرداخت.

شازده احتجاب، تنگسیر، تنگنا، رگبار، خاطرخواه، قلندر، خداحافظ رفیق، صبح روزچهارم، زیر پوست شب و شوهر آهو خانم از جمله فیلم‌هایی است که پیش از انقلاب در آنها به ایفای نقش پرداخت.

ودادیان همچنین در سریال‌های دایی جان ناپلئون به کارگردانی ناصر تقوایی و آتش بدون دود ساخته نادر ابراهیمی بازی کرده است.

مرد آفتابی ساخته همایون اسعدیان، الو الو من جوجو‌ام ساخته مرضیه برومند، رابطه ساخته پوران درخشنده و گل‌های داوودی ساخته رسول صدرعاملی از جمله فیلم‌هایی است که مهری ودادیان بعد از انقلاب در آنها بازی کرده است.

بازی در فیلم‌های عاشق و تاکسی آخرین فعالیت هنری ودادیان محسوب می‌شوند. آخرین کار تلویزیونی وی بی گناهان بود.

مهری ودادیان مادر مهربان تلویزیون ایران و بازیگر قدیمی تئاتر و سینما، در اواخر عمر به بیماری آلزایمر و پارکینسون مبتلا و در ۹ اسفند ۱۳۸۹ در بیمارستان امام سجاد واقع در میدان فاطمی تهران درگذشت و پیکرش از مقابل خانه سینما در تهران تشییع و به خاک سپرده شد.

 

فیلم شناسی

* راننده تاکسی (۱۳۸۵)   * عاشق (۱۳۸۵)   * معادله (۱۳۸۲)

* کمیته مجازات (۱۳۷۷)  * زندگی (۱۳۷۶    * سرحد (۱۳۷۵)

* شب روباه (۱۳۷۵)    * متهم (۱۳۷۵)    * سلام به انتظار (۱۳۷۴)

* فردا روز دیگری است (۱۳۷۴)* مرد آفتابی (۱۳۷۴)* الو!الو! من جوجوام (۱۳۷۳)

* سفر بخیر(۱۳۷۳)   * جاده عشق(۱۳۷۲)    * از بلور خون (۱۳۷۱)

* بازیچه (۱۳۷۱)    * تابع قانون (۱۳۷۱)    * بهترین بابای دنیا (۱۳۷۰)

* دلشدگان (۱۳۷۰)    * دیدار در استانبول(۱۳۷۰)    * افسانه آه(۱۳۶۹)

* بازگشت قهرمان(۱۳۶۹) * دخترم سحر (۱۳۶۸)* عبور از غبار (۱۳۶۸)

* فانی (۱۳۶۸)    * آخرین لحظه(۱۳۶۷)    * خبرچین (۱۳۶۶)

* در انتظار شیطان (۱۳۶۶)    * سایه‌های غم(۱۳۶۶)    * سیمرغ(۱۳۶۶)

* شکار(۱۳۶۶)    * صعود (۱۳۶۶)    * محکومین(۱۳۶۶)

* بگذار زندگی کنم(۱۳۶۵)    * تصویر آخر (۱۳۶۵)   * رابطه(۱۳۶۵)

* قصه زندگی(۱۳۶۵)    * پدربزرگ(۱۳۶۴)    * گردباد(۱۳۶۴)

* گمشده(۱۳۶۴)    * مدار بسته(۱۳۶۴)    * گلهای داوودی(۱۳۶۳)

* میلاد(۱۳۶۳)    * بازجویی یک جنایت(۱۳۶۲)   * شیلات (۱۳۶۲)

* مرز(۱۳۶۰  * شجاعان ایستاده می‌میرند(۱۳۵۹)    * جمعه(۱۳۵۶)

* اگر برگی نریزد(۱۳۵۵)  * چلچراغ (۱۳۵۵) * مردی در آتش (۱۳۵۵)

* فاصله (۱۳۵۴)    * بزن بریم دزدی (۱۳۵۳)   * بنده خدا (۱۳۵۳)

* تهمت(۱۳۵۳)* خوشگلا عوضی گرفتین (۱۳۵۳) * زیر پوست شب (۱۳۵۳)

* شازده احتجاب (۱۳۵۳) * مرغ همسایه(۱۳۵۳)    * مظفر(۱۳۵۳)

* بدکاران(۱۳۵۲)    * بی حجاب (۱۳۵۲)   * تنگسیر(۱۳۵۲)

* تنگن(۱۳۵۲)    * حریص(۱۳۵۲)    * خیالاتی(۱۳۵۲)

* در آخرین لحظه (۱۳۵۲) * رو سیاه (۱۳۵۲) * طاهر (۱۳۵۲) * کیفر (۱۳۵۲)

* محبوب بچه‌ها (۱۳۵۲) * مردها و نامردها (۱۳۵۲) * نعمت نفتی (۱۳۵۲)

* هشتمین روز هفته (۱۳۵۲)   * احمد چوپان (۱۳۵۱)  * تجاوز (۱۳۵۱)

* توبه (۱۳۵۱)   * خاطرخواه(۱۳۵۱)    * خواستگار (۱۳۵۱)

* رضا هفت خط(۱۳۵۱)    * رگبار (۱۳۵۱)    * شیر بها (۱۳۵۱)

* قدیر (۱۳۵۱) * قلندر (۱۳۵۱)  * کاکل زری (۱۳۵۱) * گذر اکبر (۱۳۵۱)

* مطرب (۱۳۵۱) * بدنام (۱۳۵۰) * فریاد (۱۳۵۰) * گناه زیبایی(۱۳۴۸)


نوشته شده در 28 Mar 2011ساعت 12:27 PM توسط پدرام | |


 
15 نقاشی گران قیمت جهان!
 سال 2006, دیوید گیفن دلال بانفوذ آثار هنری شاهکار جکسون پولاک به نام شماره 5 1948 را به قیمت 140 میلیون دلار فروخت. این تابلوی پولاک گران‌ترین اثر هنری در تاریخ مدرن به حساب می‌آمد. او لیستی هم از دیگر آثار هنری تحسین شده و گران قیمت تهیه کرد. از پولاک تا پیکاسو، رنوآر تا ون گوک... همه مان می‌دانیم که قیمت گذاری هنرهای زیبا در جهان امروز بسیار متفاوت با گذشته است. برای تحسین این شاهکارها و نیز ثروتمندانی که اینها را خریداری می‌کنند، لیستی از 15 نقاشی گران‌قیمت جهان تهیه دیده ایم.
برای آماده کردن این لیست،‌ ما ارزش دلار را در سال 2008 آمریکا در نظر گرفته ایم. (چرا که این گزارش سال 2008 تهیه شده است) برای مثال تابلویی از ون گوک که در سال 1987 53.9 دلار فروخته شد، اما این مقدار پول در سال 2008 معادل 102.3 میلیون دلار است.

شماره 15- تک چهره پیکاسو اثر پابلو پیکاسو
 
پرتره پابلو پیکاسو

تک چهره پیکاسو که در سال 1901کشیده شده شاید در نگاه اول خیلی قابل تشخیص نباشد، اما می‌توانیم با اطمینان بگوییم در زمینه خرید و فروش آثار هنری قیمت بالایی خواهد داشت. مدتها قبل از اینکه پیکاسو سبک‌های کوبیسم و سورئالیسم را تجربه کند، کارهای رنگ روغن اولیه اش نیز به همان اندازه خیره کننده بودند.
حکایت جالبی هم در مورد پیکاسو وجود دارد- اینکه اسم کاملش پابلو دیه گو خوزه فرانسیسکو دپالما جوان نِپوموسِنو ماریا دِلوس رِمِدیوس سیپریانا دِلا سانتیسیما ترینیداد مارتیور پاتریسیو کلینتو ریوز پیکاسو بوده است!! و این اصلا یک جوک نیست.
هنرمند: پابلو پیکاسو
سال: 1901
سال فروش: 1989
قیمت فروش: 47.85 میلیون دلار
قیمت معادل امروز: 83.2 میلیون دلار

شماره  چهارده: کشتزار گندم و سروها - اثر وینسنت ون گوک

کشتزار گندم و سروها  ون گوک

یکی از دو اثر ون گوک از زمین و طبیعت به نام کشتزار گندم و سروها در این لیست 15تایی ما، نقاشی از طبیعت همراه با سبک خاص ون گوک در رنگ کردن چرخشی آسمان است. این نقاشی تا سال 2002 متعلق به به دیپلمات نیکوکار والتر آننبرگ بود و حالا بعد از مرگش جزو دارایی و مایملک او به حساب می‌آید.
هنرمند: وینسنت ون گوک
سال: 1889
سال فروش: 1993
قیمت فروش: 57 میلیون دلار
قیمت معادل امروز: 85.1 میلیون دلار

شماره سیزده: آغاز نادرست- اثر جَسپر جانز 
 
آغاز نادرست اثر جَسپر جانز
تنها اثر مربوط به دوره معاصر در لیست پانزده تایی در میان یک مجموعه هنری بزرگ فروخته شده توسط دیوید گیفن در سال 2006 می‌باشد. اگر شما هم مثل ما باشید در مورد برچسب قیمت این نقاشی سخت فکر خواهید کرد...
 هنرمند: جسپر جانز
سال: 1959
سال فروش: 2006
قیمت فروش: 80 میلیون دلار
قیمت الان: 85.6 میلیون دلار

شماره 12: Les Noces de Pierrette- اثر پابلو پیکاسو
 
نقاشی پابلو پیکاسو
این نقاشی پیکاسو مربوط به سال‌های «دوره آبی» می‌شود، یعنی همان دوره ای که کارهای معروف زیادی خلق کرد. در آن دوران پیکاسو با تنگدستی، تنهایی و نبودن یک دوست صمیمی ‌دست به گریبان بود (چرا که دوست قبلی‌اش خودکشی کرده بود). اما بالاخره همین آثار دوره آبی موجبات رسیدن به ثروت و روزهای پربار آینده شد.
هنرمند: پابلو پیکاسو
سال: 1905
سال فروش: 1989
قیمت فروش: 49.3 میلیون دلار
قیمت معادل امروز: 85.7 میلیون دلار

شماره یازده: نقاشی سه لته- اثر فرانسیس بیکِن
 
فرانسین بیکن
فرانسیس بیکِن نقاش ایرلندی به عنوان یکی از هنرمندان برتر دوران سورئالیست در این نقاشی فرم سه-لته ای (صفحه ای) را کشف کرد. اثر او با همین نام جدیدترین اثر هنری فروخته شده در لیست ما به شمار می‌آید.
هنرمند: فرانسیس بیکِن
سال: 1976
سال فروش: 2008
قیمت فروش: 86.3 میلیون دلار
قیمت معادل امروز: 86.3 میلیون دلار

شماره ده: قتل عام بی گناهان- اثر پیتر پل روبنس
 
پیتر پل روبنس
نقاشی پیتر پل روبنس هم یکی از دو اثر قدیمی‌تر در لیست ما می‌باشد و نیز تنها نقاشی الهام گرفته شده از مذهب. این اثر که در سال 1611 خلق شده نشان دهنده صحنه قتل عام برگرفته از انجیل متی است.
هنرمند: پیتر پل روبنس
سال: 1611
سال فروش: 2002
قیمت فروش: 76.7 میلیون دلار
قیمت معادل امروز:  91.9 میلیون دلار
 
شماره نه: تک چهره بدون ریش ون گوک- اثر وینسنت ون گوک
 
پرتره ون گوک

تک چهره بدون ریشی که ون گوک از خودش کشیده نشان دهنده این است هنرمند چیزی را پنهان می‌کند. در همان سال کشیدن این پرتره ون گوک درحالیکه از بیماری افسردگی شدید رنج می‌برد گوشش را برید و این افسردگی بعدها منجر به خودکشی او شد.
هنرمند: وینسنت ون گوک
سال: 1889
سال فروش: 1998
قیمت فروش: 71.5 میلیون دلار
قیمت معادل امروز: 94.6 میلیون دلار
شماره هشت: چهره دورا مار- اثر پابلو پیکاسو
 
نقاشی دورا مار معشوقه پیکاسو
یکی از بزرگترین آثار پابلو پیکاسو پرتره معشوقه اش دورا مار است. دوشیزه مار در آن زمان 29 ساله و 26 سال کوچک تر از پابلو پیکاسو بود. موضوع نقاشی: تصویری از دوشیزه مار بر روی صندلی همراه با یک گربه سیاه.
هنرمند: پابلو پیکاسو
سال: 1941
سال فروش: 2006
قیمت فروش: 59.2 میلیون دلار
قیمت معادل امروز: 95.2 میلیون دلار
شماره هفت: زنبق‌ها- اثر وینسنت ون گوک
 
زنبق‌ها اثر ون گوک
دومین اثر ون گوک با موضوع طبیعت در لیست ما دارای نام ساده «زنبق‌ها»ست و در یک نگاه اجمالی جهانی تقریبا آفتابی و روشن را نشان می‌دهد که در تضاد با خلق و خوی خود نقاش است.
هنرمند: وینسنت ون گوک
سال: 1889
سال فروش: 1987
قیمت فروش: 53.9 میلیون دلار
قیمت معادل امروز:  102.3 میلیون دلار
شماره شش: پسری با پیپ- اثر پابلو پیکاسو
 
پسری با پیپ اثر پیکاسو
« پسری با پیپ» گرانترین تابلوی پیکاسو در لیست ماست که سال 2004 به قیمت 104.2 میلیون دلار فروخته شد (که ارزش آن الان 118.9 میلیون دلار است). این پسر یکی از بازیگرانی بود که در محله مونتمارته پاریس زندگی می‌کردند، تعداد زیادی از این افراد مدل نقاشی پیکاسو می‌شدند.
هنرمند: پابلو پیکاسو
سال: 1905
سال فروش: 2004
قیمت فروش: 104.2 میلیون دلار
قیمت معادل امروز: 118.9  میلیون دلار
 
شماره پنج: لامولَن دُ لاگالِت- اثر پیِر آگوست رنوآر
 
تابلوی پییر آگوست رنوآر
رنوار هم با اثر منحصر به فردش به نام «لامولَن دُ لاگالِت» در لیست 15تایی ما جای می‌گیرد. Ryoei Saito  کلکسیونر هنرهای زیبا و رئیس یک روزنامه ژاپنی در سال 1990 این نقاشی را خرید.
هنرمند: پییر آگوست رنوآر
سال: 1876
سال فروش: 1990
قیمت فروش: 78.1  میلیون دلار
قیمت معادل امروز: 128.8  میلیون دلار

شماره چهار: پرتره دکتر گجت- اثر وینسنت ون گوک

نقاشی ون گوک

آخرین نقاشی ون گوک در لیست ما، و دومین اثر در لیست ما که Ryoei Saito   آن را خریده است. این نقاشی که به قیمت 82.5 میلیون دلار فروخته شد، گران ترین نقاشی ون گوک به شمار می‌آید (ارزش آن الان 136.1 میلیون دلار است)
هنرمند: وینسنت ون گوک
سال: 1890
سال فروش: 1990
قیمت فروش: 82.5  میلیون دلار
قیمت معادل امروز: 136.1  میلیون دلار
 
شماره سه: تک چهره آدلِ بلاخ- بائوِر- اثر گوستاو کلیمْت
 
نقاشی گوستاو کلیمنت
 گوستاو کلیمْت برای این نقاشی که در زمره یکی از گران ترین نقاشی‌های جهان است، سه سال وقت صرف کرد تا اثری را با  رنگ روغن بر زمینه طلا خلق کند. خریدار این نقاشی هم کسی نبود جز غول شکر سوئیس در دنیای تجارت و شوهر همین خانمی ‌که در این نقاشی می‌بینید!
هنرمند: گوستاو کلیمْت
سال: 1907
سال فروش: 2006
قیمت فروش: 135  میلیون دلار
قیمت معادل امروز: 144.4  میلیون دلار
 
شماره دو: زن سوم- اثر ویلم دِ کونینگ
 
 
دومین تابلوی گران در لیست ما در سال 2006 توسط دیوید گیفن به فروش رفت. این تابلو جزو شش تابلوی این هنرمند بود که بیبن سالهای 1951 تا 1953 در موزه هنرهای معاصر تهران نگهداری می‌شد و به خاطر طرفداری اش از قوانین حکومت در مورد تلفات و مرگ و میر در معرض نمایش بازدید عموم مردم قرار نمی‌گرفت.
هنرمند: ویلم دِ کونینگ
سال: 1953
سال فروش: 2006
قیمت فروش: 137.5  میلیون دلار
قیمت معادل امروز: 147 میلیون دلار
 
شماره یک: شماره 5.1948- اثر جکسون پولاک
 
نقاشی جکسون پولاک
نقاشی جکسون پولاک با عنوان شماره 5.1948 که در سال 1948 کشیده شده، را شاید بتوانیم بزرگترین شاهکارش بنامیم. این اثر ناب ترین بیان هنری سبک خاص جکسون پولاک به شمار می‌آید. وقتی که جکسون پولاک این اثر را در سال 2006 فروخت، با قیمتی معادل 149.70 امروز ما گران‌ترین اثر هنری فروخته شده در کل تاریخ هنر را  رقم زد.
هنرمند: جکسون پولاک
سال: 1948
سال فروش: 2006
قیمت فروش: 140  میلیون دلار
قیمت معادل امروز: 149.70 میلیون دلار
 
شما دیدید که در لیست پانزده تایی ما نام ون گوک بیشتر از بقیه ذکر شد. مجموع قیمت تابلوهای ون گوک چیزی معادل 418.1 میلیون دلار می‌شود که این مبلغ ون گوک را اولین و گران‌ترین هنرمند در لیستمان قرار می‌دهد و پس از او هم پیکاسو با قیمت 389.6 میلیون دلار (مجموع تابلوها) عنوان دوم را کسب می‌کند. نکته جالب دیگری که بد نیست بدانید این است که تابلوی پرتره آدل بلاخ- باور اثر گوستاو کلمنت نسخه دیگری هم داشته که آن هم به قیمت 94 میلیون دلار فروخته شده، پس ما باید اسم این تابلو را دو بار در متن ذکر می‌کردیم!
حالا به نظر شما قیمت این نقاشی‌ها چگونه بود؟ آیا این قیمتها برایشان مناسب است؟! یا اینکه ارزششان بالاتر است؟
 
تهیه و ترجمه: گروه فرهنگ و هنر سیمرغ/ مریم محبعلی‌نژاد
نوشته شده در 25 Mar 2011ساعت 6:19 PM توسط پدرام | |

امروز براتون تیتراژ بسیار زیبای سریال موج و صخره با صدای رویایی رضا صادقی رو گذاشتم

دانلود تیتراژ ابتدایی با کیفیت 128


دانلود تیتراژ پایانی با کیفیت   128


نوشته شده در 24 Mar 2011ساعت 9:38 PM توسط پدرام | |

فردوسی‌پور: دوستم دارند چون دروغ نمی‌گویم
عادل فردوسی‌پور می‌گوید تا زمانی برنامه «۹۰» را می‌سازد که مردم بخواهند و بشود از این تریبون از حق دفاع کرد.


خبر آنلاین: این حاصل گپی است دوستانه که شاید عادل فردوسی‌پور با دیدنش در قالب گفت‌و‌گویی کوتاه، دلخور شود. عادل مدت‌هاست که مصاحبه نمی‌کند. او که یکی از کاربران سایت ما هم محسوب می‌شود، بعد از اجرای آخرین برنامه ۹۰ سال ۱۳۸۹ چند دقیقه‌ای را با ما به بحثی دوستانه نشست.

فردوسی‌پور که به کارشناس ورزشی در میان مردم شهره است و او را همه به صبقه ورزشی‌اش می‌شناسند، در نظرسنجی خبرآنلاین به عنوان کاندیدای بخش تلویزیون معرفی شد. جایی که توانست از میان چهره‌هایی سرشناس چون مهران مدیری، داود میرباقری و فریبرز عرب نیا با اختلاف رای بالا مرد سال لقب بگیرد.

فردوسی‌پور با کسب ۶۴ درصد آرا در حالی که مهران مدیری به عنوان نفر دوم، تنها ۱۱ درصد آرا را کسب کرده بود توانست مرد سال «تلویزیون» ایران از نگاه شما باشد. راستی چرا عادل این قدر بین مردم محبوب است؟ چه ویژگی از او سبب می‌شود تا با این اختلاف، بالاتر از همه بایستد؟

این سئوالی بود که او با خنده درباره‌اش می‌گوید: «البته قبل از هر چیز فکر می‌کنم این موفقیت به کمک لطف الهی بوده است؛ اینکه همیشه یک نیرویی کمکم کرده تا بتوانم در کارم موفق شوم. اما اگر قرار باشد یک عامل دیگر هم از بین همه عواملی که سبب شده تا این موفقیت از نظر مردم برای برنامه‌ام به وجود بیاید بگویم، خودم فکر می‌کنم این است که همیشه سعی کردم با آنها صادق باشم و تأکید می‌کنم که همیشه کوشیده‌ام که به آنها دروغ نگویم. این بزرگترین دلیلی است که توانستم به مردم نزدیک باشم.»

عادل عادت دارد همیشه و همیشه برنامه‌اش را با یک جمله کلیشه‌ای به پایان می‌برد. اینکه: «هفته بعد اگر عمری بود و این تریبون جایی بود برای دفاع از حق و حقیقت در خدمت تان خواهیم بود.» اما او که هر چند وقت یکبار، شایعه توقیف برنامه‌اش رسانه‌ای می‌شود، فکر می‌کند تا چه زمانی می‌تواند ۹۰ بسازد و با ۹۰ برای مردم، چهره‌ای محبوب باشد؟

عادل در پاسخ به این پرسش می‌گوید: «باز هم می‌گویم؛ تا زمانی که بشود از این تریبون از حق دفاع کرد. تا روزی که حس کنم کیفیت برنامه طوری است که مردم دوستش دارند و نظرشان را جلب می‌کند. این که بتوانم ارتباط دوجانبه‌ام را با مخاطبانم حفظ کنم.»

راستی عادل؛ چرا هر چند وقت یکبار با هجمه‌ای از انتقادها روبه‌رو می‌شوی؟ چرا مربیان و بخشی از بدنه ورزش کشور برابر برنامه ات صف می‌کشند؟ در پاسخ به این پرسش، اول شروع به حرف زدن می‌کند: «به هر حال بحث انتقاد پذیری است دیگر. . .»

او ناگهان صرف نظر می‌کند و جمله تاریخی‌اش را می‌گوید: «بی خیال استاد! ولش کن خودت چطوری؟»

ردیف کردن اسم‌ها از قلعه نویی تا کمالوند و مسئولان ورزش کشور تنها برایش یک خنده زیبا را به همراه دارد می‌گوید: «بی خیال بزرگوار. دیگه چه خبر؟»

و البته او حتماً ما را برای اینکه گپ دوستانه مان را برای تان منتشر کردیم خواهد بخشید؛ البته امیدواریم.
نوشته شده در 18 Mar 2011ساعت 8:45 PM توسط پدرام | |

دروازه بان پرسپولیس تغییر رشته می دهد؛ مشت حقیقی بر صورت عادل+عکس
علیرضا حقیقی در پایان مسابقه پرسپولیس – الوحده با مشت صورت عادل دروازه بان رقیب را نوازش داد.


پرسپولیس  همانطور که نتوانست از سد شهرداری تبریز بگذرد مقابل الوحده امارات هم متوقف شد تا تا تا دایی در جملاتی جدید و بهانه ای بدیع بگوید؛ چون در کنفدارسیون فوتبال آسیا آدمی نداریم آقای نیشیمورای ژاپنی(داوری در حد فاینال جام جهانی) حق ما رو به نفع اعراب می خورد!
اما  سوای بهانه های تکراری دایی ، موضوع اصلی مشت جانانه ای بود که علیرضا حقیقی پس از سوت پایان بازی حواله صورت صورت دروازه بان نگون بخت الوحده کرد…کاری که علی آقا در آن متخصص  شده!

نوشته شده در 18 Mar 2011ساعت 8:35 PM توسط پدرام | |

تیمی از دانشمندان و مهندسان با همکاری شبکه تلویزیونی نشنال جغرافی موفق شدند با الهام از انیمیشن “بالا” خانه ای را با استفاده از ۳۰۰ بادکنک رنگی در آسمان به پرواز در آورند…

 

تیمی از دانشمندان و مهندسان با همکاری شبکه تلویزیونی نشنال جغرافی موفق شدند با الهام از انیمیشن “بالا” خانه ای را با استفاده از ۳۰۰ بادکنک رنگی در آسمان به پرواز در آورند.
انیمیشن زیبای “بالا” محصول استودیو پیکسار را به یاد می آورید؟ اکنون تیمی متشکل از دانشمندان، مهندسان، شبکه تلویزیونی نشنال جغرافی و دو خلبان بالن با موفقیت توانستند با الهام از این انیمشین، خانه ای به مساحت ۴٫۹ در ۴٫۹ متر و ارتفاع ۵٫۵ متر را با استفاده از ۳۰۰ بادکنک رنگی ۲٫۵ متری در آسمان به پرواز در آوردند.

این خانه به همراه بادکنکهای رنگی در حالی که یک خلبان بالن سوار آن بود توانست تا ارتفاع ۳٫۰۴ کیلومتری (۱۰ هزار پایی) بالا برود و حدود یکساعت پرواز کند.

مهندسان مشغول باد کردن بادکنکهای رنگی هستند

بادکنکها به سقف خانه متصل می شوند

خانه به همراه خلبان بالن از زمین بلند می شود

خانه ای که با الهام از کارتون “بالا” تا ارتفاع بیش از ۳ کیلومتری بالا رفت

نوشته شده در 18 Mar 2011ساعت 8:23 PM توسط پدرام | |

من در حالی که ۱۱ سال داشتم با یک جواهر‌فروش که ۱۳ سال داشت، ازدواج کرده و دو سال بعد باردار شدم.

رسانه‌های رومانی اعلام کردند که یک زن کولی ۲۳ ساله جوان‌ترین «مادربزرگ» دنیا است.
«ریفکا استانسکو» که در زمان تولد دخترش «ماریا» تنها ۱۳ سال داشت، هم‌اکنون به دلیل تولد نوه‌اش در سن ۲۳ سالگی جوان‌ترین مادر بزرگ دنیا لقب گرفته است.
این زن ۲۳ ساله در این باره به روزنامه‌ دیلی میل عنوان کرد: من در حالی که ۱۱ سال داشتم با یک جواهر‌فروش که ۱۳ سال داشت، ازدواج کرده و دو سال بعد باردار شدم. دخترم «ماریا» در سن ۱۱ سالگی ازدواج کرده و هم اکنون نوه کوچکی به نام «یان» دارم.
جوان ترین مادربزرگ دنیا
این زن که از کولی‌های رومانی است، در این باره خاطر نشان کرد: از این که دخترم در سن ۱۱ سالگی ازدواج کرده، نگران یا ناراحت نیستم اما به او تاکید کرده‌ام تا مدرسه را به پایان ببرد تا بتواند در تربیت پسرش موفق باشد. علاوه بر این، مادر من هم در سن ۴۰ سالگی دارای نتیجه شده و از این بابت بسیار خوشحال است.
پیش از این زن رومانیایی یک زن انگلیسی در سن ۲۶ سالگی مادربزگ شده بود. دختر او در سن ۱۲ سالگی باردار شده بود.
نوشته شده در 18 Mar 2011ساعت 8:22 PM توسط پدرام | |

ماجرای تلخ حیوانی که قادر به جفت گیری نیست و همیشه تنهاست!!

یک برنامه آمریکایی پرده از زندگی تنهاترین وال نر دنیا برداشته که به دلیل …

 

یک برنامه آمریکایی پرده از زندگی تنهاترین وال نر دنیا برداشته که به دلیل مشکلات صوتی قادر به جفت‌گیری نیست.
این گونه خاص وال بالین از سال ۱۹۹۲ توسط سازمان ملی اقیانوسی و جوی توسط یک مجموعه از هیدروفون‌های نیروی دریایی که برای ردیابی زیردریایی‌های دشمن استفاده می‌شود تحت پیگری بوده است.
فرکانس آواز این وال که تنها ۵۲ هرتز است بسیار بلندتر از صدای هم‌قطارانش است که میانگین آوازی بین ۱۵ تا ۲۵ هرتز دارند.
مساله دیگری که به وخیم‌تر شدن وضع این وال منجر شده آن است که مسیر شناخته شده مهاجرت سایر گونه‌های وال بالین باقیمانده را دنبال نمی‌کند و در نتیجه مدت‌هاست که تنها مانده است.
به گمان دانشمندان این وال احتمالا گونه‌ای دورگه و تغییر یافته از دو وال دیگر یا شاید آخرین بازمانده یک گونه ناشناخته است.
البته این وضعیت به دانشمندان کمک‌های بسیار کرده است.
آنها به دلیل متفاوت بودن آواز این وال توانسته‌اند تغییرات صدای این موجود را در طول زمان مورد پیگیری قرار دهند. بر همین اساس است که امروزه ما می‌دانیم که صدای وال‌ها با گذشت زمان عمیق‌تر و جاافتاده‌تر می‌شود.

نوشته شده در 18 Mar 2011ساعت 8:21 PM توسط پدرام | |

زنی که شما را شگفت زده می‌کند، زنی که با معجزه باردار می‌شود!! (+عکس)

پس از ۸ ماه من باردار شدم! خبری که باعث تعجب همه دوستان و پزشکان شد. آنها تمام تلاش خود را کردند حتی به من گفتند که درصورت ادامه این وضع من خواهم مرد…

 

زن ۳۵ ساله‌ای است که دارای ۲ فرزند بوده و درحال حاضر منتظر تولد سومین فرزندش می‌باشد اما نکته ای وجود دارد: او از نظر جسمانی دچار مشکل می‌باشد و عنوان کوتاه‌ترین و کوچک‌ترین مادر جهان را به خود اختصاص داده است.
او با قدی ۷۳ سانتی‌متری از بیماری Osteogenesis Imperfecta شکنندگی استخوان‌ها و همچنین از توسعه نیافتگی ریه‌هایش رنج می‌برد اما هیچ کدام از این مشکلات باعث نشد که او از تصمیمش برای مادر شدن کوتاه بیاید.
استیسی و همسرش در کنتاکی امریکا زندگی می‌کنند. او درمورد آشنایی‌شان می‌گوید که هر دو در سال ۲۰۰۰ سوپر مارکت کار می‌کردند و بایکدیگر آشنا شدند و در سال ۲۰۰۴ ازدواج کردند.

 

http://www.seemorgh.com/images/iContent/1388-7/zzzzznffcvcz.jpg

استیسی می‌گوید: پزشکان به ما گفتند که امکان بچه دار شدن برای من وجود ندارد، چرا که امکان داشت رشد بچه در بدن من صدمه شدیدی به اعضا بدنم وارد کند. پس از این صحبت‌ها من بسیار ناراحت شدم اما امیدم را از دست ندادم.
پس از ۸ ماه من باردار شدم! خبری که باعث تعجب همه دوستان و پزشکان شد. آنها تمام تلاش خود را کردند حتی به من گفتند که درصورت ادامه این وضع من خواهم مرد اما من تصمیم خودم را گرفته بودم و تلاش‌های آنها نتیجه نداد.
پس از ۲۸ هفته پزشکان با عمل سزارین اول فرزند این زن را در سال ۲۰۰۶ به دنیا آوردند. تولد این دختر شادی بسیاری را برای این خانواده همراه داشت اما آنها متوجه شدند که دخترشان وضعیت استیسی را به ارث می‌برد و به رشد طبیعی دست پیدا نخواهد کرد.

 

http://www.seemorgh.com/images/iContent/1388-7/zzzzzzzzzzzzzxzx.jpgدرمورد بارداری دومش میگوید: وضعیت بسیار بدی بود، پزشکان به هیچ وجه اجازه نمی دادند که من فرزندم را به دنیا بیاورم اما بازهم من ایمان داشتم که می‌توانم. به آنها گفتم که خدا این معجزه را برای من انجام داده است و من آن را ادامه خواهم داد.
فرزند دوم او در هفته ۳۴ به دنیا امد، دختری که در هنگام زایمان، نیمی از بدن مادر خود را اشغال کرده بود. اینبار شانس به آنها رو کرده بود چرا که فرزند دوم آنها کاملا سالم و مانند یک کودک طبیعی می‌باشد.
هم اینک او منتظر تولد سومین فرزند و اولین پسر خود می‌باشد. باید منتظر ماند و دید که آیا این پسر هم مانند مادر خود می‌باشد یا زندگی طبیعی مثل پدرش خواهد داشت؟

نوشته شده در 18 Mar 2011ساعت 8:11 PM توسط پدرام | |

مدلی از قطار مگلو، در محیط آزمایشگاهی جنوب غربی چین توسعه یافت؛ قطاری که قرار است از هواپیما نیز سریع‌تر حرکت کند. هرچند که برای به انتها رسیدن این پروژه راه زیادی باقی است. با تحقیقات انجام شده در دانشگاه Jiao Tong در شانگهای، مدلی از این قطار پر سرعت توانایی حرکت بین ۶۰۰ تا ۱۲۰۰ کیلومتر بر ساعت را دارد؛ یعنی معادل سرعت یک هواپیما. انتظار می‌رود این تکنولوژی تا ۱۰ سال آینده عملیاتی شود و تا سال ۲۰۳۰ در سراسر کشور گسترش یابد. با کمک این تکنولوژی، مسافران قادر خواهند بود فاصله‌ی بین پایتخت تا “گوانگ‌ژو” (۲۲۹۴ کیلومتر) را در زمان ۲ ساعت طی کنند. مسافتی که با استفاده از هواپیما ۳ ساعت طول می‌کشد.


تنها دو کشور ایالات متحده و سوئیس هستند که بر روی این تکنولوژی تحقیق و پژوهش می‌کنند. بد نیست بدانید که از لحاظ تئوری با استفاده از این تکنولوژی می‌شود تا ۲۰۰۰۰ کیلومتر بر ساعت قطارها را به حرکت در آورد. برخی از مزیت‌های این تکنولوژی، مصرف یک دهم سوخت مورد مصرف هواپیماها و ایجاد تقریبا هیچ نویز است. البته هزینه‌ی استفاده از این تکنولوژی نیز نجومی است. یکی از استادان دانشگاه Jiao Tong البته با دیده شک به قضیه می‌نگرد. او از لحاظ فنی و اقتصادی آن را مورد سوال قرار می‌دهد و اضافه می‌کند که برای مردم بسیار خطرناک است که با کمک این تکنولوژی با میانگین سرعتی بیش از ۳۵۰ کیلومتر مسافرت کنند.

نوشته شده در 18 Mar 2011ساعت 7:57 PM توسط پدرام | |

مردی که زنش یکباره چندسال بزرگ شد!!
زمانی که من به خواستگاری همسرم رفتم، وی سن خود را ۱۸ سال معرفی کرد، در حالی که …
مرد جوانی که مدعی بود همسرش در زمان ازدواج سن واقعی‌اش را به وی نگفته است، با حضور در دادگاه خانواده درخواست طلاق کرد.
این مرد جوان با بیان این‌که «من به دلیل این دروغ نمی‌توانم با همسرم زندگی کنم»، به رییس دادگاه گفت: زمانی که من به خواستگاری همسرم رفتم، وی سن خود را ۱۸ سال معرفی کرد، در حالی که سن واقعی‌اش بیشتر بود.
وی با بیان این‌که «هرگز فکر نمی‌کردم همسرم به من دروغ گفته باشد و به همین دلیل هیچوقت شناسنامه‌اش را نگاه نکردم»، در مورد نحوه اطلاع یافتن از این موضوع اظهار کرد: پس از گذشت دو سال از زندگی مشترک‌مان به صورت اتفاقی شناسنامه همسرم را دیدم و متوجه شدم او برخلاف حرفی که در زمان خواستگاری به من زده بود، نه تنها از من کوچک‌تر نیست بلکه حتی یک سال هم از من بزرگ‌تر است.
این مرد جوان در ادامه با بیان این‌که «نمی‌توانم با کسی که درباره‌ چنین مساله‌ مهمی دروغ گفته زندگی کنم»، روی درخواست خود تاکید کرد.
در ادامه‌ جلسه‌ی دادرسی، همسر مرد جوان که در دادگاه حضور داشت، اظهار کرد: من به دلیل علاقه‌ زیادی که به همسرم داشتم مجبور شدم به او دروغ بگویم؛ زیرا می‌دانستم او به مساله‌ سن و سال من حساس است.
وی ادامه داد: من در زندگی مشترک با همسرم هرگز کم نگذاشته‌ام و او بهتر از هر فرد دیگری می‌داند که من چقدر به او علاقمندم.
در پایان جلسه‌ دادرسی، رییس دادگاه پس از شنیدن اظهارات طرفین، با تشویق مرد شاکی به ادامه‌ زندگی از او خواست از همسرش ناراحت نباشد و گله‌ها را کنار بگذارد و به این ترتیب حکم طلاق برای این زوج صادر نشد.
نوشته شده در 18 Mar 2011ساعت 7:55 PM توسط پدرام | |

دردسر صیغه کردن زن 34ساله توسط جوان 24ساله!
بعد از مدتی او را صیغه کردم و بعد از ازدواج موقت متوجه شدم که…
حسادت انگیزه‌یی شد تا زن ۳۴ ساله برای انتقام از همسر صیغه‌یی خود دست به اقدام عجیبی بزند.
این زن وقتی دید پسر ۲۴ساله علاقه‌یی به زندگی با وی ندارد، خودرویش را به آتش کشید و او را تهدید به اسیدپاشی کرد!
ماجرای آشنایی این زن و مرد زمانی آغاز شد که اواخر آذرماه سال جاری زن جوانی به نام هانیه در میهمانی یکی از دوستانش شرکت کرد. هانیه در مراسم تولد دوستش دل به یک جوان شیک‌پوش به نام مهران بست و آن شب آنها یک رابطه دوستانه را آغاز کردند.

۲ ماه بعد
۱۰‌بهمن‌ماه سال جاری مهران پسر ۲۴ ساله روبروی میز بازپرس دادسرای شهید هاشمی نشست و گفت: من بخاطر تیپ و چهره‌ام علاقه خاصی به هنرپیشگی داشتم و می‌دانستم اگر وارد این حرفه شوم، موفق خواهم شد.
آن شب در میهمانی، هانیه سر صحبت را با من بازکرد و مدعی شد آشنایی دارد که می‌تواند از من یک هنرپیشه معروف بسازد. رویای هنرپیشه شدن کافی بود تا رسیدن به آرزوهایم را در گرو زندگی با هانیه ببینم. هانیه ۱۰سال از من بزرگ‌تر است و ۲سال پیش از شوهرش طلاق گرفته بود. وی افزود: بعد از مدتی او را صیغه کردم و بعد از ازدواج موقت متوجه شدم که چه کلاهی سرم رفته است. چون حرف‌های هانیه دروغ بود و برخلاف آنچه تصور می‌کردم او مخالف هنرپیشه‌شدن من بود. در حالی که مدت صیغه ما در حال تمام‌شدن بود من با دختر دیگری آشنا شدم و از زندگی هانیه بیرون رفتم.

بعد از تمام شدن مدت ازدواجمان، هانیه مرتب با من تماس می‌گرفت و می‌گفت باید مهلت صیغه را تمدید کنم. اما من هرچه به او می‌گفتم دیگر حاضر به ادامه زندگی با یک زن فریبکار نیستم، گوشش بدهکار حرف‌هایم نبود تا اینکه چند وقت پیش وقتی از خانه‌ام بیرون آمدم، در کمال ناباوری خودرو مزدا خود را در دود و آتش دیدم. همان لحظه متوجه شدم که این توطئه هانیه است که برای انتقام‌جویی از من خودرو‌یم را به آتش کشیده است. وی در ادامه افزود: آن روز هانیه با من تماس گرفت و مرا تهدید به اسیدپاشی کرد. بعد از این تصمیم گرفتم از این زن توطئه‌گر شکایت کنم. بعد از شکایت پسر جوان، بازپرس پرونده دستور بازداشت زن توطئه‌گر را صادر کرد. این زن ۳۴ ساله وقتی پیش روی بازپرس قرار گرفت پذیرفت خودرو جوان مورد علاقه‌اش را آتش زده است. وی گفت: من عاشق تیپ و ظاهر مهران شدم تا جایی که بدون او نمی‌توانم زندگی کنم!

آن شب در میهمانی وقتی متوجه شدم او به بازیگری علاقه دارد ناچار شدم برای به دست آوردن او دروغ بگویم تا او حاضر شود با من زندگی کند. از طرفی من در زندگی اولم شکست خوردم و بعد از طلاق تنها در آپارتمانم زندگی می‌کنم. با مهران آشنا شدم تا تنهایی‌هایم پرشود.
وی افزود: مهران مرا صیغه کرد و وارد زندگی‌ام شد.
اوایل همه‌چیز خوب بود اما بعد از مدتی متوجه شدم که مهران با دختر جوانی آشنا شده و قصد ازدواج دارد، همچنین مدت صیغه ما نیز به پایان رسید و مهران دیگر تلفن‌های مرا جواب نمی‌داد. آنقدر عاشق او بودم که نمی‌توانستم بدون او زندگی کنم. حسادت همه وجودم را فرا گرفته بود تا جایی که مهران را تهدید به اسیدپاشی کردم تا مهلت صیغه را تمدید کند. اما او باز هم حاضر به زندگی با من نبود به همین خاطر نقشه یک انتقام‌جویی را طراحی کردم. روز حادثه با یک گالن بنزین جلوی خانه مهران رفتم و در فرصتی مناسب خودروی مزدای او را به آتش کشیدم.
همه این انتقام‌جویی بخاطر عشق و علاقه من به او بود و در این بین چیز دیگری نبود. با اعترافات این زن انتقام‌جو، بازپرس پرونده قرار بازداشت موقت وی را صادر کرد و زن توطئه‌گر با صدور قرار قانونی روانه زندان شد.

نوشته شده در 18 Mar 2011ساعت 7:51 PM توسط پدرام | |


نوروز یک جشن ملی است، جشن ملی را همه می شناسند که چیست نوروز هر ساله برپا می شود و هر ساله از آن سخن می رود. بسیار گفته اند و بسیار شنیده اید پس به تکرار نیازی نیست؟ چرا هست. مگر نوروز را خود مکرر نمی کنید؟ پس سخن از نوروز را نیز مکرر بشنوید. در علم و و ادب تکرار ملال آور است و بیهوده «عقل» تکرار را نمی پسندد: اما «احساس» تکرار را دوست دارد، طبیعت تکرار را دوست دارد، جامعه به تکرار نیازمند است و طبیعت را از تکرار ساخته اند: جامعه با تکرار نیرومند می شود، احساس با تکرار جان می گیرد و نوروز داستان زیبایی است که در آن طبیعت، احساس، و جامعه هر سه دست اندرکارند. نوروز که قرن های دراز است بر همه جشن های جهان فخر می فروشد، از آن رو هست که این قرارداد مصنوعی اجتماعی و یا بک جشن تحمیلی سیاسی نیست. جشن جهان است و روز شادمانی زمین و آسمان و آفتاب و جشن شکفتن ها و شور زادن ها و سرشار از هیجان هر «آغاز». جشن های دیگران غالباً انسان را از کارگاه ها، مزرعه ها، دشت و صحرا، کوچه و بازار، باغها و کشتزارها، در میان اتاق ها و زیر سقف ها و پشت درهای بسته جمع می کند: کافه ها، کاباره ها، زیر زمین ها، سالن ها، خانه ها ... در فضایی گرم از نفت، روشن از چراغ، لرزان از دود، زیبا از رنگ و آراسته از گل های کاغذی، مقوایی، مومی، بوی کندر و عطر و ... اما نوروز دست مردم را می گیرد و از زیر سقف ها و درهای بسته فضاهای خفه لای دیوارهای بلند و نزدیک شهرها و خانه ها، به دامن آزاد و بیکرانه طبیعت می کشاند: گرم از بهار، روشن از آفتاب لرزان از هیجان آفرینش و آفریدن، زیبا از هنرمندی باد و باران، آراسته با شکوفه، جوانه، سبزه و معطر از بوی باران، بوی پونه، بوی خاک، شاخه های شسته، باران خورده پاک و ...  نوروز تجدید خاطره بزرگی است: خاطره خویشاوندی انسان با طبیعت. هر سال آن فرزند فراموشکار که، سرگرم کارهای مصنوعی و ساخته های پیچیده خود، مادر

آری هر ساله حتی همان سالی که اسکندر چهره این خاک را به خون ملت ما رنگین کرده بود، در کنار شعله های مهیبی که از تخت جمشید زبانه می کشید همانجا همان وقت، مردم مصیبت زده ما نوروز را جدی تر و با ایمان سرخ رنگ، خیمه بر افراشته بودند
خویش را از یاد می برد، با یادآوری وسوسه آمیز نوروز به دامن وی باز می گردد و با او، این بازگشت و تجدید دیدار را جشن می گیرد. فرزند در دامن مادر، خود را باز می یابد و مادر، در کنار فرزند و چهره اش از شادی می شکفد اشک شوق می بارد فریادهای شادی می کشد، جوان می شود، حیات دوباره می گیرد. با دیدار یوسفش بینا و بیدار می شود. تمدن مصنوعی ما هر چه پیچیده تر و سنگین تر می گردد، نیاز به بازگشت و باز شناخت طبیعت را در انسان حیاتی تر می کند و بدین گونه است که نوروز بر خلاف سنت ها که پیر می شوند فرسوده و گاه بیهوده رو به توانایی می رود و در هر حال آینده ای جوان تر و درخشان تر دارد، چه نوروز را ه سومی است که جنگ دیرینه ای را که از روزگار لائوتسه و کنفوسیوس تا زمان روسو و ولتر درگیر است به آشتی می کشاند. نوروز تنها فرصتی برای آسایش، تفریح و خوشگذرانی نیست: نیاز ضروری جامعه، خوراک حیاتی یک ملت نیز هست. دنیایی که بر تغییر، تحول، گسیختن، زایل شدن، در هم ریختن و از دست رفتن بنا شده است، جایی که در آن آنچه ثابت است و همواره لایتغیر و همیشه پایدار، تنها تغییر است و ناپایداری، چه چیز می تواند ملتی را، جامعه ای را، در برابر ارابه بی رحم زمان – که بر همه چیز می گذرد و له می کند و می رود هر پایه ای را می شکند و هر شیرازه ای را می گسلد – از زوال مصون دارد؟ هیچ ملتی یا یک نسل و دو نسل شکل نمی گیرد: ملت، مجموعه پیوسته نسل های متوالی بسیار است، اما زمان این تیع بیرحم، پیوند نسل ها را قطع می کند، میان ما و گذشتگانمان، آنها که روح جامعه ما و ملت ما را ساخته اند، دره هولناک تاریخ حفر شده است قرن های تهی ما را از آنان جدا ساخته اند : تنها سنت ها هستند که پنهان از چشم جلاد زمان، ما را از این دره هولناک گذر می دهند و با گذشتگانمان و با گذشته هایمان آشنا می سازند. در چهره مقدس این سنت هاست که ما حضور آنان را در زمان خویش، کنارخویش و در  «خود خویش» احساس می کنیم حضور خود را در میان آنان می بینیم و جشن نوروز یکی از استوارترین و زیباترین سنت هاست. در آن هنگام که مراسم نوروز را به پا می داریم، گویی خود را در همه نورزهایی که هر ساله در این سرزمین بر پا می کرده اند، حاضر می یابیم و در این حال صحنه های تاریک و روشن و صفحات سیاه و سفید تاریخ ملت کهن ما در برابر دیدگانمان ورق می خورد، رژه می رود. ایمان به اینکه نوروز را ملت ما هر ساله در این سرزمین بر پا می داشته است، این اندیشه های پر هیجان را در مغز مان بیدار می کند که: آری هر ساله حتی همان سالی که اسکندر چهره این خاک را به خون ملت ما رنگین کرده بود، در کنار شعله های مهیبی که از تخت جمشید زبانه می کشید همانجا همان وقت، مردم مصیبت زده ما نوروز را جدی تر و با ایمان سرخ رنگ، خیمه بر افراشته بودند و مهلب خراسان را پیاپی قتل عام می کرد، در آرامش غمگین شهرهای مجروح و در کنار آتشکده های سرد و خاموش نوروز را گرم و پر شور جشن می گرفتند. تاریخ از مردی در سیستان خبر می دهد که در آن هنگام که
مسلماً بهار نخستین فصل و فروردین نخستین ماه و نوروز نخستین روز آفرینش است. هرگز خدا جهان را و طبیعت را با پاییز یا زمستان یا تابستان آغاز نکرده است.
عرب سراسر این سرزمین را در زیر شمشیر خلیفه جاهلی آرام کرده بود از قتل عام شهرها و ویرانی خانه ها و آوارگی سپاهیان می گفت و مردم را می گریاند و سپس چنگ خویش را بر می گرفت و می گفت: " اباتیمار : اندکی شادی باید " نوروز در این سال ها و در همه سال های همانندش شادی یی این چنین بوده است عیاشی و  «بی خودی»  نبوده است. اعلام ماندن و ادامه داشتن و بودن این ملت بوده و نشانه پیوند با گذشته ای که زمان و حوادث ویران کننده زمان همواره در گسستن آن می کوشیده است. نوروز همه وقت عزیز بوده است؛ در چشم مغان در چشم موبدان، در چشم مسلمانان و در چشم شیعیان مسلمان. همه نوروز را عزیز شمرده اند و با زبان خویش از آن سخن گفته اند. حتی فیلسوفان و دانشمندان که گفته اند "نوروز روز نخستین آفرینش است که اورمزد دست به خلقت جهان زد و شش روز در این کار بود و ششمین روز ، خلقت جهان پایان گرفت و از این روست که نخستین روز فروردین را اهورمزد نام داده اند و ششمین روز را مقدس شمرده اند. چه افسانه زیبایی زیباتر از واقعیت راستی مگر هر کسی احساس نمی کند که نخستین روز بهار، گویی نخستین روز آفرینش است. اگر روزی خدا جهان را آغاز کرده است. مسلماً آن روز، این نوروز بوده است. مسلماً بهار نخستین فصل و فروردین نخستین ماه و نوروز نخستین روز آفرینش است. هرگز خدا جهان را و طبیعت را با پاییز یا زمستان یا تابستان آغاز نکرده است. مسلماً اولین روز بهار، سبزه ها روییدن آغاز کرده اند و رودها رفتن و شکوفه ها سر زدن و جوانه ها شکفتن، یعنی نوروز بی شک، روح در این فصل زاده است و عشق در این روز سر زده است و نخستین بار، آفتاب در نخستین روز طلوع کرده است و زمان با وی آغاز شده است. اسلام که همه رنگ های قومیت را زدود و سنت ها را دگرگون کرد، نوروز را جلال بیشتر داد، شیرازه بست و آن را با پشتوانه ای استوار از خطر زوال در دوران مسلمانی ایرانیان، مصون داشت. انتخاب علی به خلاف و نیز انتخاب علی به وصایت، در غدیر خم هر دو در این هنگام بوده است و چه تصادف شگفتی آن همه خلوص و ایمان و عشقی که ایرانیان در اسلام به علی و حکومت علی داشتند پشتوانه نوروز شد. نوروز که با جان ملیت زنده بود، روح مذهب نیز گرفت: سنت ملی و نژادی، با ایمان مذهبی و عشق نیرومند تازه ای که در دل های مردم این سرزمین بر پا شده بود پیوند خورد و محکم گشت، مقدس شد و در دوران صفویه، رسماً یک شعار شیعی گردید، مملو از اخلاص و ایمان و همراه با دعاها و اوراد ویژه خویش، آنچنان که یک سال نوروز و عاشورا در یک روز افتاد و پادشاه صفوی آن روز را عاشورا گرفت و روز بعد را نوروز. این پیری که غبار
یک سال نوروز و عاشورا در یک روز افتاد و پادشاه صفوی آن روز را عاشورا گرفت و روز بعد را نوروز.
قرن های بسیار بر چهره اش نشسته است، در طول تاریخ کهن خویش، روزگاری در کنار مغان، اوراد مهر پرستان را خطاب به خویش می شنیده است پس از آن در کنار آتشکده های زردشتی، سرود مقدس موبدان و زمزمه اوستا و سروش اهورامزدا را به گوشش می خوانده اند از آن پس با آیات قرآن و زبان الله از او تجلیل می کرده اند و اکنون علاوه بر آن با نماز و دعای تشیع و عشق به حقیقت علی و حکومت علی او را جان می بخشند و در همه این چهره های گوناگونش این پیر روزگار آلود، که در همه قرن ها و با همه نسل ها و همه اجداد ما، از اکنون تا روزگار افسانه ای جمشید باستانی، زیسته است و با همه مان بوده است ، رسالت بزرگ خویش را همه وقت با قدرت و عشق و وفاداری و صمیمیت انجام داده است و آن، زدودن رنگ پژمردگی و اندوه از سیمای این ملت نومید و مجروح است و در آمیختن روح مردم این سرزمین بلاخیز با روح شاد و جانبخش طبیعت و عظیم تر از همه پیوند دادن نسل های متوالی این قوم که بر سر چهار راه حوادث تاریخ نشسته و همواره تیغ جلادان و غارتگران و سازندگان کله منارها بند بندش را از هم می گسسته است و نیز پیمان یگانگی بستن میان همه دل های خویشاوندی که دیوار عبوس و بیگانه دوران ها در میانه شان حایل می گشته و دره عمیق فراموشی میانشان جدایی می افکنده است. و ما در این لحظه در این نخستین لحظات آغاز آفرینش نخستین روز خلقت، روز اورمزد، آتش اهورایی نوروز را باز بر می افروزیم و درعمق وجدان خویش، به پایمردی خیال، از صحراهای سیاه و مرگ زده قرون تهی می گذریم و در همه نوروزهایی که در زیر آسمان پاک و آفتاب روشن سرزمین ما بر پا می شده است با همه زنان و مردانی که خون آنان در رگ هایمان می دود و روح آنان در دل هایمان می زند شرکت می کنیم و بدین گونه، بودن خویش، را به عنوان یک ملت در تند باد ریشه برانداز زمان ها و آشوب گسیختن ها و دگرگون شدن ها خلود می بخشیم و در هجوم این قرن دشمنکامی که ما را با خود بیگانه ساخته و خالی از خوی برده رام و طعمه زدوده از شخصیت این غرب غارتگر کرده است، در این میعاد گاهی که همه نسل های تاریخ و اساطیر ملت ما حضور دارند با آنان پیمان وفا می بندیم امانت عشق را از آنان به ودیعه می گیریم که هرگز نمیریم و دوام راستین خویش را به نام ملتی که در این صحرای عظیم بشری ریشه، در عمق فرهنگی سرشار از غنی و قداست و جلال دارد و بر پایه اصالت خویش در رهگذر تاریخ ایستاده است بر صحیفه عالم ثبت کنیم .
نوشته شده در 17 Mar 2011ساعت 10:2 PM توسط پدرام | |

—————————

بی اجازت دفتر  ۳۶۵ برگ جدیدتو دادم به خدا تا بهترین تقدیر رو برات نقاشی کنه

نوروز ۹۰ مبارک

—————————

یادت باشه:تعطیلات بزودی تموم میشه وبعدش سرکار رفتنه که انتظار تورو میکشه.

بازم ۱سال کار و خستگی!

(ستاد کوفت کردن تعطیلات نوروزی)

—————————

امروز ۲ نفر آدرس و شماره تلفنت رو ازم خواستن منم بهشون دادم

یکیشون خوشبختی و اون یکی سعادت

سال ۹۰ میان سراغت !

—————————

خواستم برات سبزه عید بفرستم گفتم شاید طاقت نیاری و تا عید بخوریش !!!

—————————
عید واقعی از آن کسی است که آخر سالش را جشن بگیرد نه اول سال را

نوروز ۹۰ بر شما مبارک . . .

—————————
با ارزوی ۱۲ ماه شادی ۵۲ هفته خنده ۳۶۵ روز سلامتی ۸۷۶۰ساعت عشق ۵۲۵۶۰۰دقیقه برکت ۳۱۵۳۰۰ثانیه دوستی سال نو پیشاپیش مبارک

—————————

عاقبت زمستون رفت و رو سیاهیش برای ما موند !

امضاء حاجی فیروز !!!

—————————

دنیا را برایتان شاد شاد و شادی را برایتان دنیا دنیا آرزو مندم

هر روزتان نوروز . . . سال ۹۰ مبارک

—————————

تو عید میوه ها گرون میشه ، قدر خودتو بدون گلابی !!!

—————————

شیشه می شکند و زندگی می گذرد.

نوروز می اید تا به ما بگوید تنها محبت ماندنی است

پس دوستت دارم چه شیشه باشم چه اسیر سرنوشت

نوروز ۹۰ مبارک

—————————

با تو از خاطره ها سرشارم.جشن نوروز تو را کم دارم

سال تحویل دلم می گیرد با تو تا اخر خط بیدارم . . .

—————————

لحظه ای که سال تحویل می شه

تنها لحظه ایه که بی منت به من لبخند می زنی

کاش هر ثانیه برای من سال تحویل باشه

تا لبخند همیشه مهمون لبهات بمونه

سال ۹۰مبارک

—————————

در این نوروز باستانی خیال امدنت را به اغوش خسته می کشم

نوروز ۹۰ مبارک

—————————

بهار امسال بی تو برایم از پاییز غم انگیز تر است

نوروز مبارک

—————————

چه عجیب است رسم روزگار تویی که بهترین بهار را بریم

رقم زدی امسال با رفتنت بد ترین نوروز را تجربه میکنم

امید وارم شیرینی لحظهایت به اندازه تلخی لحظها هایم زیاد باشد

—————————

ستاره بختتان بالا
سپیده صبحتان تابناک
سایه عمرتان بلند
ساز زندگیتان کوک
سرزمین دلتان سبز
سال جدید مبارک

—————————

دلت شاد و لبت خندان بماند
برایت عمرجاویدان بماند
خدارا میدهم سوگند برعشق
هرآن خواهی برایت آن بماند
بپایت ثروتی افزون بریزد
که چشم دشمنت حیران بماند
تنت سالم سرایت سبز باشد
برایت زندگی آسان بماند
تمام فصل سالت عید باشد
چراغ خانه ات تابان بماند

—————————

اس ام اس سرکاری مخصوص عید نوروز ۹۰

هر روزتان نوروز، نوروزتان پیروز، نوروزتان امروز،

امروزتان دیروز، دیروزتان پیروز، پیروزتان هر روز، اسگول شدی امروز!

—————————

e

… ei

… eid
. .. eide

. .. eidele ghafel

. .. didi sale 88 ham tamoom shod?

—————————

با توجه به گران شدن نرخ sms پیشاپیش نوروز ۹۱ ، ۹۰

تولدت ، تولدم ، پیوندتان و قدم نورسیده مبارک.نور به قبرت بباره !!

—————————

><(((>
><(((>
><(((>
من اولین کسی بودم که برای تو ماهی عید فرستادم.
سال نو مبارک
—————————
ساقیا آمدن عید مبارک بادت
وان مواعید که دادی مرواد از یادت
سال نو و نوروز باستانی مبارک
—————————
سایه حق
سلام عشق
سعادت روح
سلامت تن
سرمستی بهار
سکوت دعا
سرور جاودانه
این است هفت سین آریایی
نوروز مبارک
—————————
یک شاخه رز سفید تقدیم تو باد
رقصیدن شاخ بید تقدیم تو باد
تنها دل ساده ایست دارایی ما
آن هم شب عید تقدیم تو باد
—————————
مثل ماهی زنده
مثل سبزه زیبا
مثل سمنو شیرین
مثل سنبل خوشبو
مثل سیب خوش رنگ
و مثل سکه با ارزش باشید
سال نو مبارک
—————————
دنیا را برایتان شاد شاد
و شادی را برایتان دنیا دنیا آرزومندم
هر روزتان نوروز
—————————
سلامتی
سعادت
سیادت
سرور
سروری
سبزی
سرزندگی
هفت سین سفره زندگیتان باشد.
نوروز ۹۰ مبارک
—————————
با آرزوی
۱۲ ماه شادی،
۵۲ هفته پیروزی،
۳۶۵ روز سلامتی،
۸۷۶۰ ساعت عشق،
۵۲۵۶۰۰ دقیقه برکت،
۳۱۵۳۰۰۰ ثانیه دوستی.
سال نو مبارک باد
—————————
سال و مال و فال و حال و اصل و نسل و بخت و تخت
بادت اندر شهریاری برقرار و بر دوام
سال خرم، فال نیکو، مال وافر، حال خوش،
اصل ثابت، نسل باقی، تخت عالی، بخت رام
********سال نو مبارک********

><(((>
><(((>
><(((>
من اولین کسی بودم که برای تو ماهی عید فرستادم.
سال نو مبارک
—————————
بهار بهترین بهانه برای آغاز، وآغاز بهترین بهانه برای زیستن است
آغاز بهار بر شما مبارک
—————————
چند روز دیگه بهار میاد و همه‌چیز رو تازه می‌کنه، سال رو، ماه رو،
روزها رو، هوا رو، طبیعت رو، ولی فقط یک چیز کهنه میشه که به
همه اون تاز‌گی می‌ارزه، «دوستیمون»!
—————————
عاقبت زمستان رفت و رو سیاهیش برای ما موند
..

….
….
امضا
حاجی فیروز
—————————
سایه حق
سلام عشق
سعادت روح
سلامت تن
سرمستی بهار
سکوت دعا
سرور جاودانه
این است هفت سین آریایی
نوروز مبارک
—————————
بهار،نـیم بهار،ربـع بـهار، بهار را قسمت کردند؛بازارشان سکه شد!
دوست عزیز سبز ترین و همیشگی ترین بهار ها را برایت آرزو مندم
—————————
سلامتی
سعادت
سیادت
سرور
سروری
سبزی
سرزندگی
هفت سین سفره زندگیتان باشد.
نوروز مبارک
—————————
نزدیک عیده، توی خونه تکونیه دلت، مارو بیرون نکنی!!!
—————————
امروز ۲ نفر از من آدرس و شماره تلفن تو رو گرفتن که بیان پیشت
منم دادم. سال دیگه می یان سراغت
یکیشون خوشبختی بود
اون یکی هم موفقیت
—————————
یک شاخه رز سفید تقدیم تو باد
رقصیدن شاخ بید تقدیم تو باد
تنها دل ساده ایست دارایی ما
آن هم شب عید تقدیم تو باد
—————————
سلام، ببخشید این موقع شب بیدارت کردم.
.
.
خواستم یادآوری کنم: سال نو شده.
.
.
.
کم‌کم باید از خواب زمستونی بیدار بشی
—————————
ز کوی یار می آ ید نسیم باد نوروزی از این باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی . نوروز مبارک
با تبریک سال نو
—————————
یک شاخه رز سفید تقدیم تو باد
رقصیدن شاخ بید تقدیم تو باد
تنها دل ساده ایست دارایی ما
آن هم شب عید تقدیم تو باد
—————————
مثل ماهی زنده
مثل سبزه زیبا
مثل سمنو شیرین
مثل سنبل خوشبو
مثل سیب خوش رنگ
و مثل سکه با ارزش باشید
سال نو مبارک
—————————
سال و مال و فال و حال و اصل و نسل و بخت و تخت
بادت اندر شهریاری برقرار و بر دوام
سال خرم، فال نیکو، مال وافر، حال خوش،
اصل ثابت، نسل باقی، تخت عالی، بخت رام
******** سال نو مبارک ********
—————————
دنیا را برایتان شاد شاد
و شادی را برایتان دنیا دنیا آرزومندم
هر روزتان نوروز

—————————

دمت گرم بابا.خیلی با حالی . . . . اولین گوسفندی هستی که دلت طاقت اورد و سبزه ها رو تا سیزده نخوردی

نوشته شده در 17 Mar 2011ساعت 9:47 PM توسط پدرام | |

اعترافات تکان دهنده یک قاتل و آدم خوار: گوشت دختران خوشمزه تر است!! +عکس

دختر 12 ساله را خفه كرده، سر بریده و بدنش را مثله كرد. سپس قطعات بدن وی را در داخل قابلمه انداخته و با پیاز و هویج پخت!!

یك روانپزشك كه در سال 1934 با این پیرمرد 66 ساله مصاحبه كرد در پرونده وی می نویسد كاری نبود كه آلبرت فیش نكرده باشد. فیش یك نقاش ساختمان و پدر 6 فرزند علاوه بر قتل و اذیت و آزار كودكان، آدمخوار نیز بود. اینگونه ادعا می شود كه فیش به بیش از 100 كودك حمله كرده است.
مسائلی راكه وی در جریان اعترافاتش در دادگاه افشا كرده به حدی تكان دهنده بود كه دادستان ها از بلند خواندن دادخواست در دادگاه ابا داشتند. آلبرت فیش در واشنگتن به دنیا آمد و پدرش ، یك ناخدا در زمان تولد وی 75 سال سن داشت. تعدادی از اعضای خانواده فیش دچار اختلالات روانی بودند. یك برادر وی بشدت روانی و برادر دیگرش الكلی بود.
پدر فیش هنگامی كه وی 5 ساله بود درگذشت و وی را به یتیم خانه فرستادند و وی بارها از یتیم خانه گریخت. فیش در 49 سالگی با حادثه یی روبرو شد كه زندگی وی را تغییر داد. زنش با ترك وی به سراغ مردی دیگر رفت. پس از آن بود كه شخصیت وی بتدریج دگرگون و رفتارش بشدت عجیب و خصمانه شد. قربانی وی كودكانی بودند كه جذب رفتار مهربان و پدرانه وی می شدند، هیولایی كه شكنجه های غیرقابل تصوری را بر روی قربانیان خردسال خود به كار گرفت. وی به جمع آوری اخبار مربوط به آدمخوارانی چون فریتز هارمن معروف به «خوناشام هانوور» علاقه داشت. فیش در سال 1928 علاقه اش به خوردن گوشت انسان را نمایان كرد و در آن سال دختری 12 ساله به نام گراس باد را قربانی این عادت عجیبش كرد.

گراس فرزند پدر و مادری بود كه فیش را می شناختند و به وی اعتماد داشتند. والدین گراس هنگامی كه با پیشنهاد فیش برای بردن دخترشان به یك جشن روبرو شدند، مقاومتی نكرده و به وی اجازه چنین كاری را دادند. فیش به جای اینكه گراس را به جشن ببرد، به كلبه خود در وچستر كانتی نیویورك برده و دختر 12 ساله را خفه كرده، سر بریده و بدنش را مثله كرد. سپس قطعات بدن وی را در داخل قابلمه انداخته و با پیاز و هویج پخت!! فیش پس از این جنایت ناپدید شد، چندین سال بعد خانواده گراس نامه یی را از فیش دریافت كردند كه در آن وی آنچه را كه بر سر دختر آنها آورده بود، جز به جز تشریح كرد. ماموران با استفاده از آدرس روی پاكت نامه توانستند فیش را در خانه یی اجاره یی در مانهاتان به دام اندازند.
فیش دستگیر و سریعا محاكمه شد. هیات منصفه سابقه روانی وی را نادیده انگاشته وی را به اعدام با صندلی الكتریكی محكوم كرد. عكسبرداری با اشعه ایكس از وجود 29 سوزن در كشاله ران وی خبر داد كه وی طبق عادت به بدن خود فرو می كرد. فروكردن سوزن به بدن قربانیان از جمله علاقه مندی های فیش بود. فیش در 16 ژانویه سال 1936 اعدام شد. وی پیش از اعدام حتی به مامور اجرای اعدام خود كمك كرد تا كمربندهای صندلی الكتریكی را به پاهایش ببندد. آخرین جمله یی كه وی به زبان راند این بود: من سالها پیش در خشكسالی كه در چین روی داد، به خوردن گوشت انسان علاقه مند شدم . خیلی خوشمزه است . گوشت دختران لذیذتر از پسران كوچولو است!

نوشته شده در 13 Mar 2011ساعت 1:13 PM توسط پدرام | |

بیوگرافی کامل حمید ماهی صفت (مستربین ایران)

حمیدرضا ماهی صفت متولد ۲۰ بهمن ماه سال ۱۳۳۸ در شیراز است. پدری شیرازی و مادری اصفهانی دارد. دیپلم ریاضی دارد. دارای دو فرزنداست که پسرش گرافیست و دخترش کارشناس نرم افزار و همسرش نیز خانه دار است…

حمیدرضا ماهی صفت به غیر از خنداندن مردم که مهمترین دغدغه زندگی اوست در کارهای فرهنگی نیز فعالیت چشمگیری دارد.
حمیدرضا ماهی صفت که فعالیتهای فرهنگی در زمینه های قرآن، نماز و جمع آوری روایات اهل بیت(ع) نیز در کارنامه اش دیده می شود، بنا دارد کتاب آموزش نماز را نیز در شمارگان بالا و به صورت رایگان در کل جهان توزیع کند.
این هنرمند امروز در آگهی تبلیغاتی خود در یکی از روزنامه های چاپ صبح کشور، تنها مرکز اهدا کتاب آموزش نماز رایگان در جهان را معرفی کرده و نوشته است: من در میان طرفدارانم، کسانی که نماز می خوانند را بیشتر دوست دارم. چرا که آنها متبسم، منظم، با اراده و درستکارند.
حمیدرضا ماهی صفت کیست؟
حمیدرضا ماهی صفت متولد ۲۰ بهمن ماه سال ۱۳۳۸ در شیراز است. پدری شیرازی و مادری اصفهانی دارد. دیپلم ریاضی دارد. دارای دو فرزنداست که پسرش گرافیست و دخترش کارشناس نرم افزار و همسرش نیز خانه دار است. همه اینها مشخصات مردی است که به بمب خنده ایران معروف است. به غیر از خنداندن مردم که مهمترین دغدغه زندگی اوست در کارهای فرهنگی نیز فعالیت چشمگیری دارد. چاپ و نشر چندصدهزار کتاب آموزش نماز به صورت رایگان در سراسر کشور, تهیه پیامکهای قرآنی, تهیه و تنظیم احادیث و پخش در سراسر کشور و… گوشه ای از فعالیتهای فرهنگی ماهی صفت محسوب می شود.
وی اخیرا مصاحبه ای با ماهنامه راه موفقیت داشته که گوشه هایی از آن را با هم مرور می کنیم:
- انتخاب نام فامیلی ماهی صفت انتخاب پدربزرگم بود شاید می کرده که این اسم نشانه و سمبل پویایی و بی آزاری است.
- همه مطالب طنزی که در برنامه های خود بیان و اجرا می کنم برگرفته از مسائل اجتماعی و آمیخته ای از لطیفه های رایج در جامعه, SMSها و خاطرات و … است که با انتخاب بهترین سوژه ها آنها را در ذهنم ویرایش می کنم.
- روز ۱۷ بهمن سال ۸۳ صبح پدرم فوت کرد ولی همان شب چهار برنامه کنسل نشدنی داشتم ولی با این حال سر برنامه رفتم و اتفاقا خیلی انرژی هم گذاشتم و برنامه ها به خوبی اجرا شد ولی… من عاشق کارم هستم و هیچ چیزی برایم مهمتر از شاد کردن مردم نیست.
- اصلا دوست ندارم مرا با مستر بین مقایسه کنند.
- بارها در برنامه های خارج از کشور توسط منافقین تهدید شدم ولی همیشه خدا کمکم کرده است.
- خوشحالم که وسیله خندان مردم هستم

 

منبع : آلامتو

 

نوشته شده در 13 Mar 2011ساعت 9:26 AM توسط پدرام | |

بیوگرافی و گفتگو با افسانه پاکرو

افسانه پاکرو متولد ۴ اردیبهشت ۱۳۶۱ در تهران است ،یک خواهر بزرگتر و یک برادر کوچکتر از خود دارد ،مجرد است ،فوق دیپلم گرافیک دارد ،آرام و کم حرف است ،عاشق بازیگری است و از شهرت بیزار است و بازیگری را فقط به خاطر اینکه بتواند نقش یک انسان متفاوت با خود را بازی کند دوست دارد ،بعد از گرفتن فوق دیپلم و گذراندن یک دوره کلاسهای استاد سمندریان برای بازی در فیلم محکومین بهشت در سال ۸۳ انتخاب شد و بعد از آن برای بازی در سریال رسم عاشقی دعوت شد و شهرت خود را در این سریال به دست آورد، از جمله فعالیتهای هنری اش عبارتند از:محکومین بهشت ،پیدا و پنهان ،رسم عاشقی ،رویای خیس ،محاکمه ،زندگی شیرین ،شیر و عسل و……

گفتگوی افسانه پاکرو

این مصاحبه مربوط به زمان بعد از پخش سریال رسم عاشقی می شود.

خانم پاکرو ،به نظر کمی خجالتی میرسید؟

البته خجالتی که نیستم ولی کمتر حرف می زنم ،خیلی شیطنت نمی کنم و معمولا سرم به کار خودم گرم است.

خب فکر میکنید این خصیصه با شغلی که انتخاب کردید هم خوانی دارد؟

شغل ما مگر چگونه است (می خندد) البته وقتی نقشی به من بدهند که مثل طوبی شیطان و حاضر جواب باشد مجبورم خودم را به او نزدیک کنم و اصلا باید خودم را فراموش کنم ،آن وقت است که هنرم را نشان داده ام و می توانم بگویم بازیگرم ،البته این بستگی به موقعیتی دارد که در این زمینه کسب میکنم.

چطور شد که برای نقش طوبی انتخاب شدید؟

سر فیلمبرداری یک فیلم سینمایی به نام محکومین بهشت بودم و کار تقریبا در مراحل پایانی بود که آقای سلطانی از من خواستند که برای نقش طوبی به دفتر ایشان بروم و تست بدهم و با توجه به فیزیک و چهره ام که به یک دختر ۱۶ ساله شباهت داشت بعد از گرفتن تست انتخاب شدم و باتوجه به فشردگی کار فردای همان روز جلوی دوربین رفتم.

تستی که آقای سلطانی از شما گرفتند به چه نحوی صورت گرفت ؟

از من خواستند سکانسهای حسی که انتخاب کرده بودند را اجرا کنم

از اینکه با بازیگران حرفه ای  و پیشکسوت همبازی بودید نگرانی نداشتید ؟

تا جایی که یادم می آید فقط خشحال و ذوق زده بودم البته از آن بابت که نتوانم نقش را آنطوری که باید ایفا کنم کمی میترسیدم که آن هم برای یک بازیگر طبیعی است.

با توجه به تجربه کمی که داشتید کار با یک کارگردان موفق و سخت گیر تلویزیونی سخت نبود ؟

اتفاقا من خیلی نگران این موضوع بودم اما آقای سلطانی آنقدر خوش اخلاق و مهربان بودند که سختیهای کار به چشم نمی آمد ومن جلوی دوربین ایشان خیلی راحت بودم و این در باور کردن نقشم خیلی موثر بود.

نقش اکتیو طوبی هیچ تاثیری روی کاراکتر آرام و مظلوم شما نداشت ؟

مدتی که مشغول فیلمبرداری سریال بودیم من واقعا خودم نبودم و تمام حرکاتم حتی در منزل مثل طوبی شده بود ،اما سریال که تمام شد دوباره همانی شدم که بودم!(با خنده)

سیت و سماخی یعنی چه ؟

فکر میکنم یعنی سرخ و سفید و بانمک!

برخورد مردم بعد از این کار چطور بود ؟

عالی بود ،همه به من لطف داشتند ،البته به من که نه ،طوبی را خیلی دوست داشتند و این برای من بسیار ارزشمند بود و انگیزه ای برای ادامه راه…

نگفتید که چطور شد که بازیگر شدید ؟

خب شما نپرسیدید..من در ۱۴ سالگی قرار بود وارد این عرصه شوم اما قست نشد ،در واقع به خاطر درس و مشق ،خودم و خانواده ام خیلی با این کار موافق نبودیم ،بعد از گرفتن فوق دیپلم و گذراندن یک دوره کلاسهای استاد سمندریان برای فیلم محکومین بهشت و بعد از آن سریال رسم عاشقی انتخاب شدم که فکر می کنم این هم خواست خدا بود وگرنه خودم اصلا فکرش را نمی کردم که بتوانم به این زودی به نتیجه برسم از این به بعد هم خودم را دست خدا سپردم البته تمام تلاشم را می کنم تا بتوانم در این راه صاحب سبک و با تجربه ای موفق باشم اما می دانم که اگر او نخواهد اصرار من بی مورد و بی نتیجه است.

عاشق بازیگری هستید ؟

بله ،با تمام وجود این کار را دوست دارم اما اگر روزی دیگر بازی نکنم خیلی ناراحت نمی شوم چون می دانم به صلاحم بوده و خواست خداوند بوده.

شهرت چقدر برایتان لذت بخش بوده ؟

از شهرت بیزارم ،این را بدون اغراق می گویم . من واقعا به خاطر حس شهرت طلبی به سراغ این حرفه نیامدم.

پس در این عرصه به دنبال چه چیزی هستید ؟

فقط این که بنوانم در نقش یک آدم بیگانه با خودم زندگی و حسو حال آنها را جلوی دوربین تجربه کنم برایم لذت بخش است و بس.

به شانس و اقبال خیلی معتقدید ؟

نه آنقدر که تمام نشریات از زبان من بنویسند :تمام زندگی من شانس است ،که متاسفانه عده ای از نشریات نمی دانم به چه دلیل این کار را کردند ،من نه به شانس و اقبال بلکه به مشیت الهی اعتقاد ویژهای دارم.

اگر روزی بخواهید ازدواج کنید و همسرتان از شما بخواهد این شغل را کنار بگذارید چه می کنید ؟

اصلا به مقوله ازدواج فکر نمی کنم.

به خانه داری علاقه مند هستید ؟

من تمام غذاها را می توانم بپزم اما معمولا مادرم در خانه از من و خواهرم خیلی کمک نمی خواهد.

خانواده ات با شغلی که انتخاب کرده ای مخالف نبوده اند ؟

نه ،در واقع مشوق اصلی من خانواده ام هستند ،البته پدرم اوایل خیلی این شغل را دوست نداشت و دلش می خواست من حرفه ی دیگری را انتخاب کنم اما حالا خیلی هم علاقه مند شده و با شوق کارم را دنبال می کند.

با خواندن و نوشتن هم میانه ای داری ؟

البته خاطراتم را هر روز می نویسم اما خیلی فرصت اینکه بیشتر به آنها بپردازم را ندارم ،مدتی هم به رمان خیلی علاقه مند شده بودم و اکثر آثار دانیال استیل را خوانده ام.

به سفر چقدر علاقه مندید ؟

بر عکس خانواده ام خیلی به سفر علاقه ندارم ،اگر قرار باشد به مسافرت بروم شمال کشور را انتخاب می کنم.

در زندگی بیش از همه برای چه چیزی ارزش و احترام قایل هستید ؟

برای خانواده ام و خواسته های آنها.

بیشتر فرد آینده نگری هستید یا به امروز خیلی فکر می کنید ؟

اتفاقا به آینده خیلی فکر می کنم و تا حدی هم رویایی هستم.

برای جوانان هم سن وسال خودت که دوست دارند وارد این عرصه شوند چه پیامی داری ؟

اینکه اگر این شغل را واقعا به خاطر خودش دوست دارند ،از راه درستش وارد بشوند و مطمئن باشند که به یاری خداوند حتما موفق می شوند.

نوشته شده در 13 Mar 2011ساعت 9:22 AM توسط پدرام | |

گفتگو با الیکا عبدالرزاقی بازیگر نقش فخر‏التاج


با بازی در باغ مظفر به یکی از اعضای گروه تقریبا ثابت مهران مدیری تبدیل شدید؟

 
تقریبا، بله.
یکی مثل سحر زکریا؟

 
سحر زکریا عضو ثابت این گروه نیست! من هم اصولا از اینکه در گروهی ثابت شوم می‏ترسم! دوست ندارم این اتفاق بیافتد. بعد از باغ مظفر، به گروه فرزند صبح رفتم و بعد از آن هم کارهای دیگری داشتم. در این میان حتی بازی در «مرد دو هزار چهره» هم به من پیشنهاد شد که به خاطر کار دیگری که داشتم نتوانستم قبول کنم. برای قهوه تلخ هم از اردیبشهت قراردادها بسته شد تا به همکاران دیگر، قول همکاری ندهیم.
در طنز جدید مهران مدیری که در مورد شبکه‌های ماهواره‌ای ساخته شد، شما را هم کنار اعضای گروه قهوه تلخ می‏بینیم. از این جهت به نظر می‏رسد شاید عضو ثابت گروه شده باشید.
 

آن کار قبل از فکر برای قهوه تلخ فیلم‏برداری شد. بعد از اتمام کار، گروه احساس کرد تمام افرادش را پیدا کرده چون با این کار، افرادی به گروه آقای مدیری وارد شده بودند که قبلا نبودند. بعد از آن آقای مدیری برای کار جدیدش یعنی قهوه تلخ سراغ همین گروه آمد.
 
طنز ماهواره ای مدیری را چه کسی منتشر کرد ؟
 
قرار نبود این فیلم پخش شود و مهران مدیری نیز به هیچ عنوان به دنبال گرفتن مجوز این فیلم و آیتم های آنها نبود.
وی با اشاره به زمان ساخت این فیلم گفت: این آیتم ها حدود سه سال و نیم پیش ساخته شد و تهیه کننده و کارگردان آن پس از ساخت به فکر پخش آن نبود، البته در حال حاضر قسمت های مربوط به برنامه های شبکه های ماهواره ای به بازار قاچاق راه پیدا کرده است و قسمت های تلویزیونی در دستان تهیه کننده است.
 

برای باغ مظفر، مدیری چطور سراغ شما آمد؟

 
خودم هنوز به‌طور قطع این را نمی‏دانم. برای خودم هم بسیار سوال برانگیز بود که چرا برای کار طنز آمده‏اند سراغ من! چون قبل از آن به‌طور جدی کار طنز نکرده بودم. تنها چیزی که وجود داشت این بود که من در آن زمان، تئاتری روی صحنه داشتم به نام «الوتریا». به نظرم بچه‏های گروه آقای مدیری آن کار را دیده بودند و من را برای آن نقش پیشنهاد داده بودند ولی آخرش متوجه نشدم چه کسی من را به آقای مدیری معرفی کرده بود!
نقش‌تان در باغ مظفر حاشیه‏ای بود. به خاطر خوش‏نام بودن کارهای مدیری، نقش را قبول کردید؟
 

درست است که نقش برایم مهم بود اما همیشه فکر می‏کردم اگر روزی بخواهم کار طنز انجام دهم سراغ کسی می‏روم که هم سابقه درخشانی در زمینه طنز داشته باشد و هم اینکه نبض طنز جامعه را بشناسد. برای همین خیلی دوست داشتم با مدیری کار کنم.
برویم سراغ فخرالتاج. چرا اینقدر فخر التاج هوچی‏گر است؟! مخصوصا وقتی زبان فارسی دوران قاجار را به زبان فارسی امروزی می‏آمیزد؟
 

برای اینکه فخر‏التاج، از فرهنگی می‏آید که فرهنگ درباری نیست.
در واقع نجیب‌زاده نیست!

 
بله درست است. اصلا رفتارش با اصالت نیست. با اینکه سعی می‌کند نقش یک درباری یا نجیب‏زاده را بازی کند اما موقع عصبانیت نمی‌تواند جلوی خودش را بگیرد و به شدت خودش را رو می‌کند تا ما را با اصل قضیه مواجه کند. یعنی در واقع یک بازگشت به اصل دارد!
فلاش بکی که زمان آشنایی فخرالتاج و جهانگیر شاه را نشان داد، ایده چه کسی بود؟

 
نویسنده‏ها دوست داشتند یک چنین اتفاقی بیفتد و افتاد! منتها اینکه آنها در آن زمان چه شکلی داشته باشند، به شور و مشورت گذاشته شد. چون آدم‏های خیلی زشتی بودند از طبقه سطح پایین جامعه، برای همین هم تصمیم بر این شد که با گریم‏های خاص در فلاش بک ظاهر شوند و البته با آن دماغ‌های بسیار بزرگ! شما به عنوان بازیگر نقش فخر‏التاج، روی اجرای نقش نفوذ و اختیاری دارید؟ ‌یعنی می‏توانید پیشنهادی بدهید و آقای مدیری قبول کند؟
 
تقریبا همیشه این اتفاق می‏افتد. هیچ وقت تا الان، کار بدون هم‏فکری همه عوامل جلو نرفته.بعضی لحظات که نقش از دستم در می‌رود و جایگاه ملکه حفظ نمی‌شود، آقای مدیری سریع جلوی این اتفاق را می‏گیرد و مدام یادآوری می‌کند که من ملکه هستم! گاهی اوقات هم ایده‏هایی به ذهن من می‏رسد که شاید به درد نقش بخورد یا نه. خیلی وقت‏ها با خود نویسنده‏ها مشورت می‏کنم و آن‏ها خودشان به من ایده‏ می‏دهند. بالاخره یک همکاری خیلی خوبی اتفاق می‏افتد. چون هیچ ضرورتی نداریم که حتما آن سکانس را بگیریم و ردش کنیم.
دیالوگ‏های بداهه هم داشتید؟
 

بله. زیاد اتفاق افتاده. بازیگرها معمولا در بعضی از قسمت‏ها بداهه می‏گویند. ولی گاهی اگر این بداهه به شیرینی کار کمکی نکند و یا اینکه اصلا به کار لطمه بزند، صحنه دوباره تکرار می‌شود. ولی خیلی برای من پیش آمده که کار را به صلاح خودم پیش ببرم، مثلا در مورد شکسته شدن نقش فخرالتاج و بد و بیراه گفتن ‌و توهین‏هایی که به کاترین می‌کند.
یعنی این شکستن نقش، از طرف خود شماست؟!
 

مثلا در متن نوشته شده که فخرالتاج و کاترین کل کل می‏کنند ولی نوشته نشده که چه می‏گویند. این کل کل کردن بستگی به خودمان دارد. اینکه در این قسمت‏ها، چه بگویم و چه طور برخورد کنم و چه ارتباطی با کاترین داشته باشم همه‏اش دست خودم است. بالاخره این هنر بازیگر است که چطور با این صحنه‌ها کنار بیاید.
این نقش از ابتدا هم به شما پیشنهاد شده بود؟
 

بله. از اول قرار بود من این نقش را بازی کنم. در بعضی قسمت‏ها داستان، روندی ثابت دارد، یعنی هیچ اتفاقی در آن قسمت نمی‌افتد و تنها چیزی که شاید آن را جذاب کند همان تکه‌کلام‏ها و حرف‏های بامزه‌ای است که بازیگران می‏گویند. این ساکن بودن و نداشتن روند رو به جلو در بعضی قسمت‏ها، باعث از دست دادن مخاطب نمی‌شود؟
 
چون درگیر قصه فیلمنامه نیستم و خیلی به این قضیه توجه نمی‏کنم، نمی‏توانم در این مورد نظر بدهم. موقع تماشای برنامه‏ هم، معمولا در جایگاه منتقد قرار می‏گیرم تا تماشگر صرف. در واقع مدام دنبال این هستم که بازی خودم را نقد کنم یا به نکات بازیگری دیگران، دقت کنم برای همین قصه را به آن صورت دنبال نمی‏کنم. اگر هم به قول شما خیلی ایستاست حتما ایده‏ای پشت آن وجود دارد.‌ شاید هم چون پخش روتین و تلویزیونی نداریم نویسنده‏ها دنبال این هستند که نظر و بازخورد بیننده‏ها را متوجه شوند تا ببینند داستان به کدام سمت برود بهتر است.
گویا قرار است بیخودی الملک و کاترین، از روند داستان حذف شوند درست است؟

 
در مورد کاترین می‏دانم که بازی‏اش تمام شده بود. کاری نمی‎شد کرد و ایده دیگری هم در مورد نقشش وجود نداشت. چون او باردار بود و باید منتظر این می‏ماندیم که بچه‌اش به دنیا بیاید. اگر پسر می‎شد که سلطنت بلوتوس به خطر می‏افتاد و اگر هم دختر می‏شد باید می‌رفت. بچه که دختر می‌شود، داستان کاترین هم به پایان می‏رسد. اما در مورد آقای بنفشه خواه دقیق نمی‏دانم چه اتفاقی افتاده است.
شما تا آخر داستان هستید یا به‌طور ناگهانی حذف می‏شوید؟!
 

در کارهای این‌چنینی که آخر کار معلوم نیست، دقیقانمی‏توان فهمید که نقش تا کجا ادامه دارد و چقدر پررنگ می‌شود و کلا قرار است چه اتفاقی برای نقش بیفتد. این بستگی به نظر مخاطبان دارد. یک وقت‏هایی تماشاچی دیگر نقش فخرالتاج را دوست ندارد و فخرالتاج باید از کار جدا شود.
یعنی بیخودی الملک هم به این دلیل رفته؟

 
نه قاعدتا اینطور نیست. این چیزی که برای شما تعریف کردم در مورد بیخودی صادق نیست. چون تازه شروع ماجرای بیخودی الملک بود و خیلی‏ها به حضور بنفشه‏خواه در کار اشتیاق داشتند. شاید قرار است سر کار دیگری برود یا مشکل دیگری داشته باشد، اگرنه که نقشش هنوز تمام نشده و کماکان ادامه داشت ولی نویسنده‌ها مجبور شدند که آن را تمام کنند.
کار با مدیری را دوست دارید؟
 

بله. خیلی. من کلا کار کردن در فضاهای بی‌حاشیه و آرام را خیلی دوست دارم و کار با آقای مدیری دقیقا همین است. بی‌حاشیه ترین کارم همین قهوه تلخ است.
حالا که کار در ژانر کمدی را شروع کردید، دوست دارید در این ژانر بمانید یا نه، نقش‏های جدی را هم برای بازی قبول می‏کنید؟
 

بله. حتما. من نقش‏های جدی هم بازی می‏کنم. در کاری که در جشنواره کودک همدان به نمایش درآمد، به تهیه کنندگی نادر مقدم و کارگردانی افسانه منادی در کنار امین زندگانی هستم که کاری کاملا جدی است.
بعد از باغ مظفر رفتید سراغ فرزند صبح. رفتن از یک کار طنز به یک کار جدی تاریخی کمی سخت نیست؟
 

زمانی این سخت می‌شود که همزمان هم در یک کار جدی کار کنم و هم در یک کار طنز. ولی وقتی پرونده یک کار در ذهن من بسته شد، سراغ کار دیگری بروم، دیگر آن سختی را ندارد. به نظر من کار طنز خیلی مشکل است. وقتی بعد از یک کار طنز، وارد کار جدی می‏شوم، حس بهتری دارم و راحت‏تر می‏توانم کار کنم و آمادگی بیشتری دارم چون در کار طنز بیشتر به تمرکز و تمرین نیاز است. در قهوه تلخ مجبورم نقش را سریع بگیرم و ایده برایش بدهم و خیلی سریع هم حفظ کنم برای همین هم وقتی سر یک کار جدی می‌روم راحت تر می‌توانم ایده پردازی کنم و متن را سریع‏تر حفظ می‏کنم.
تاخیری که در ارائه قسمت‏های بعدی وجود دارد برای چیست؟
 
این نه دست گروه تولید است و نه دست گروه تهیه. بخشی از این تاخیر به خاطر محرم بود و بقیه، همه‌اش مربوط می‌شود به شرکت‌هایی که مسئولیت پخش کارها را برعهده دارندو یک وقت‏هایی خیلی ضعیف عمل می‏کنند. در خیلی شهرستان‌ها حتی به پخش هم نمی‏رسد. از بعضی شهرستان‏ها تماس می‏گیرند و گلایه می‏کنند که حتی بیلبورد تبلیغاتی هم در شهرشان وجود ندارد برای این سریال.

 

منبع : آلامتو

 

نوشته شده در 13 Mar 2011ساعت 9:21 AM توسط پدرام | |

گفتگو با سیما تیرانداز، بازیگر سریال ستایش

تیرانداز متولد ۱۳۴۹ و دارای مدرک کارشناسی ارشد کارگردانی و بازیگری از دانشکده سینما و تئاتر است. با او به بهانه ایفای نقشش در سریال تلویزیونی ستایش….

مخاطب، ‌نقش ‌منفی را بیشتر می‌پسندد
آنهایی که سریال جمعه شب شبکه ۳ تلویزیون را دنبال می‌کنند، می‌دانند که سیما تیرانداز ایفاگر نقش محوری انیس در سریال ستایش است.
 
از او تا‌کنون مجموعه‌های تلویزیونی موفقی چون وکلای جوان، دومین انفجار، باران عشق و حلقه سبز را شاهد بوده‌ایم.
او در عرصه سینما و تئاتر هم فعالیت پررنگی داشته و جایزه بهترین بازیگر زن از دهمین جشنواره تئاتر فجر برای نمایش «مرگ یزد‌گرد» را دریافت کرده است.
او هم‌اکنون نمایش «خانمچه و مهتابی» به کارگردانی هادی مرزبان را روی صحنه دارد.
تیرانداز سال‌ها در تئاتر فعالیت کرده و خود را فرزند تئاتر می داند اما بازی او در فیلم بانو ساخته داریوش مهرجویی باعث شد او توانمندی های خود را در سینما به نمایش بگذارد، اما بانو راهی برای جذب تیرانداز به سینما نبود.
بازی او در سریال‌ حلقه سبز به کارگردانی ابراهیم حاتمی‌کیا تیرانداز را بین عموم مردم به شهرت رساند و باعث محبوبیت او شد.
او در این سریال نقش پرستاری را بازی می کرد که می‌توانست با روح مرد معلولی که به مرگ مغزی دچار شده بود ارتباط برقرار کند.
نقش مقابل تیرانداز در حلقه سبز را حمید فرخ نژاد بازی می‌کرد.
تیرانداز متولد ۱۳۴۹ و دارای مدرک کارشناسی ارشد کارگردانی و بازیگری از دانشکده سینما و تئاتر است. با او به بهانه ایفای نقشش در سریال تلویزیونی ستایش هم صحبت شدیم.
 
کارنامه سینمایی‌تان نشان می‌دهد که بیشتر در فیلم‌های به اصطلاح مخاطب خاص بازی کرده اید. فیلم‌هایی مثل پاداش سکوت، شکلات داغ، بانو، سایه‌های هجوم و… خودتان به این‌گونه فیلم‌ها تمایل دارید یا این که فکر می‌کنید در بین کارهای دیگر محصولات ارزشمندی دیده نمی‌شود؟
برای من واقعا پیش آمده است که در این فیلم‌ها بازی کنم. دوستان ما در برنامه «هفت» به کارهای عامه پسند لقب مبتذل می‌دهند. اما من معتقدم این دوگونه سینما باید پا به پای هم کار بکنند. هم سینمای مخاطب خاص و هم سینمای عامه پسند، باید فعال باشند. تماشاگر باید حق انتخاب داشته باشد. ما وظیفه داریم فرهنگسازی کنیم و سطح فرهنگ جامعه را بالا ببریم. اما در نهایت تماشاگر باید خودش انتخاب کند.
برای من هم این طوری پیش آمده است، وگرنه خودم خیلی به فیلم کمدی علاقه دارم. فیلم‌های کمدی را دنبال می‌کنم. در سینما بخش مهمی از انتخاب نقش به شانس بازیگر بستگی دارد.
 
خودتان به عنوان یک بازیگر در انتخاب هایتان چه معیارهایی دارید؟
من اول از همه به نقش اهمیت می‌دهم. نقش را در کلیت اثر می‌بینم. به نظر من اصلا اشکال ندارد بازیگر در سینمای عامه پسند یا بدنه حضور پیدا کند. در آن طرف دنیا هم سینمای عامه پسند وجود دارد.
 
یک شانس دیگر شما هم این بوده که در آثار کارگردان‌های مطرحی چون حاتمی‌کیا و مهرجویی بازی کنید. این معیار چقدر برایتان اهمیت دارد؟
خدا را شکر که این اتفاق افتاده است. من کمتر ریسک می‌کنم. هیچ بازیگری بدش نمی‌آید که با کارگردان‌های خوب کار کند. من خوش شانس بودم. ولی همیشه در کنارش از کار کردن با کارگردان‌های جوان استقبال می‌کنم.
 
به نظر من جوان‌ها یک سری حسن دارند؛ از تجربه کردن نمی‌ترسند و ریسک پذیرند.
من از همکاری با جوان‌ها ترسی ندارم. اما خیلی پیش نیامده است. در فیلم «شکلات داغ» با حامد کلاهداری که کار اولش را می‌ساخت، همکاری کردم.
آقای سعید سلطانی، کارگردان سریال ستایش هم کارگردان خوب، انسان و فهمیده‌ای هستند. این سومین تجربه‌ای است که با او داشتم. قبلا در سریال‌های خانه‌ای در تاریکی و جوانی به کارگردانی او بازی کرده‌ام.
 
بازی در سریال ستایش چطور به شما پیشنهاد شد؟
تقریبا یک سال قبل از طرف آقای اصغر هاشمی با من تماس گرفتند و سریال ستایش را به من پیشنهاد کردند. البته قرار بود اسمش به «سنگ و صخره» تغییر پیدا کند. این سریال قرار بود ۱۸ قسمتی باشد. نقشی را که به من پیشنهاد کردند یک نقش خاکستری بود که در مقابل ستایش قرار می‌گرفت. آقای اصغر هاشمی، سال قبل گروه را ترک کرد و به جایش آقای سلطانی آمد. پس از آن سریال ۱۸ قسمتی ستایش تبدیل به ۵۰ قسمت شد. داستان ستایش بسط پیدا کرد. نقش انیس در ۱۸ قسمت خیلی پر رنگ بود. اما در داستان ۵۰ قسمتی می‌بینیم که ستایش خانه را ترک می‌کند و جریان چیز دیگری می‌شود. گاهی وقت‌ها تهیه‌کننده به تو یک قولی می‌دهد اما قولش اجرایی نمی‌شود. از یک بخشی داستان ستایش به مسیر دیگری می‌رود و از خانه حشمت فردوس خارج می‌شود. اگر می‌دانستم داستان ۵۰ قسمت می‌شود شاید اصلا در آن بازی نمی‌کردم.
 
یک بازیگر در مواجهه با این مشکل چه کاری می‌تواند انجام دهد؟
متاسفانه الان این قضیه باب شده است. وقتی سر صحنه می‌روی و ۲۰ قسمت را می‌خوانی، می‌گویند ۱۰ قسمت دیگر هم دارد به فیلمنامه اضافه می‌شود. تو هیچ کاری نمی‌توانی بکنی. چون قرار داد بسته‌ای و به تهیه‌کننده و کارگردان اعتماد کرده‌ای. تو به عنوان یک بازیگر موظفی سر کار بمانی. بازیگران تنها گروهی هستند که در یک گروه بازیگری نمی‌توانند عوض بشوند. من نقشم را دوست دارم، چون برایش تلاش کرده‌ام اما قرار نبود داستان عوض شود.
 
زمانی که پیشنهاد بازی در ستایش را پذیرفتید، چه بخشی از فیلمنامه‌اش نوشته شده بود؟
۱۰ قسمت از فیلمنامه آماده بود. بعدا تمام ۱۸ قسمتش آماده شد. بعد از آن هم فیلمنامه ۵۰ قستمی شد.
 
با توجه به این که فیلمنامه ستایش روایتی داستانگو و پر اوج و فرود دارد، خودتان چه پیش‌بینی‌ای درباره میزان موفقیت آن نزد مخاطبان داشتید؟
من همان موقع هم می‌دانستم که ستایش بشدت با مخاطب ارتباط برقرار می‌کند.
همیشه قصه‌گویی در شرق جذاب است. مردم شرق نشین داستان‌های هزار و یک شب را دوست داشته‌اند. همیشه در کشور ما سریال‌های داستانگو موفق‌تر بوده‌اند.
 
همزمان با ستایش بازی دیگری نداشتید؟
من معمولا دو سه تا کار را با هم انجام نمی‌دهم. اصلا نمی‌فهمم که بازیگر چطور می‌خواهد خودش را بین چند نقش تقسیم کند. من این توانایی را ندارم و بلد هم نیستم. همزمان با بازی در ستایش فقط کار تدریس را انجام می‌دادم. به عنوان یک بازیگر نمی‌توانم درک کنم وقتی داری با یک نقشی زندگی می‌کنی چطور می‌خواهی بروی در یک نقش دیگر هم بازی کنی؟
 
تا اینجا انیس را به عنوان زنی شناخته‌ایم که یک کمی بدجنس است و در کار دیگران فضولی می‌کند. قبول دارید که سویه‌های منفی نقش انیس پر رنگ‌تر است؟‌
من ۳ ماه با اصغر هاشمی همکاری کردم. تاکید او این بود که نگوییم انیس آدم خیلی سیاهی است. معمولا نقش‌های منفی در سریال‌های ایرانی جذاب‌تر هستند. چون نقش‌های مثبت آنقدر مثبت‌اند که باورپذیر نیستند. ما چنین آدم مثبتی نداریم. من نمی‌دانم این آدم‌های خوب از کجا آمده‌اند؟ خود ما در زندگی عادیمان ممکن است دروغ بگوییم یا حسادت کنیم. معمولا وجه تیرگی آدم‌ها در نقش‌های منفی باورپذیرتر می‌شود. به همین دلیل نقش‌های منفی موفق‌ترند. نمونه موفقش نقش حسن پورشیرازی در سریال «نرگس» بود که شوکت نام داشت. همه شوکت را بیشتر از خود نرگس دوست داشتند، چون نرگس فداکار و ناز و مهربان بود و هیچ بدی نداشت.
البته رضا عطاران معمولا کلیشه را می‌شکند. من عطاران را در کارگردانی و نویسندگی به شدت قبول دارم. آدم‌های خوب او به همان اندازه که خوبند، بد هم هستند. آدم‌های بد او هم به همان اندازه که بدند، خوبند. آدم‌های کارهای عطاران قابل باورند. اما در بیشتر سریال‌های ایرانی آدم‌ها قابل باور نیستند. آدم بد خیلی بد است و آدم خوب خیلی خوب است.
 
خودتان با نقش‌های منفی راحت تر کنار می‌آیید یا نقش‌های مثبت؟
من فکر می‌کنم بازی در نقش منفی خیلی سخت تر است. برای من بازی در نقش‌هایی که جای کار دارند، مهم‌تر از مثبت یا منفی بودن آن است. در نقش منفی خیلی مهم است که منفی بودن کلیشه‌ای نباشد. من سعی کردم این نکته را رعایت کنم، البته قضاوتش با بیننده است. باید ببینیم مخاطب چه نظری داشته است.
 
برخی بازیگران می‌گویند نقش‌های مثبت را بیشتر دوست دارند. چون فکر می‌کنند مردم آنها را در نقش‌های مثبت بیشتر دوست دارند. شما چنین حسی ندارید؟
برای من بیشتر خود بازیگری مهم است تا این که مردم بخواهند مرا دوست داشته باشند. معمولا به طول نقش دقت نمی‌کنم. دنبال این نیستم که نقش مثبت بازی کنم یا از اول تا آخر سریال حضور داشته باشم.
برای من سر و کله زدن با نقش مهم است. در فیلم «شکلات داغ» نقش زنی را بازی کردم که ارمنی صحبت می‌کرد. در سریال ستایش هم بعدها تماشاگر می‌بیند که انیس چه کارهای عجیب و غریبی انجام می‌دهد. تماشاگر نقش منفی را دوست دارد.
 
با توجه به این که انیس خانواده قدیمی و سنتی داشت در ایفای نقشش بیشتر به چه نکاتی توجه می‌کردید؟
زمان تاریخی که انیس در آن زندگی می‌کرد، خیلی در شخصیت آن تاثیر نداشت. انیس اصلا از خانه بیرون نمی‌رود. ما خیلی کم او را بیرون از خانه می‌بینیم. برای من این نکته مهم بود که بخش خاکستری نقش دربیاید و منفی بودنش باور پذیر باشد. من نمی‌خواهم داستان را لو بدهم. انیس دائم به فکر توطئه است و می‌خواهد برای اعضای خانه نقشی را بازی کند که اصلا نیست.
داستان ستایش قرار است تا زمان حال ادامه پیدا کند. ما انیس را در مقطع زمانی حال هم می‌بینیم. هنوز این صحنه‌ها را بازی نکرده‌ام.
 
چطور تلاش کردید به انیس نزدیک شوید و ویژگی‌های اخلاقی بدجنسی و فضولی او را باورپذیر کنید؟
از لحظه‌ای که النگوهای انیس را در دستم کردم حس انیس بودن در من به وجود آمد.
انیس نتیجه کاری است که حشمت فردوس دارد انجام می‌دهد. شخصیت حشمت فردوس اصلا مثبت نیست. آدمی است که سر منشا همه مشکلات می‌شود. او مصداق ضرب‌المثل «از ماست که برماست» است. انیس آیینه حشمت فردوس است. هنوز انگیزه‌های پنهانی انیس مشخص نشده است.
 
انیس به خاطر رفتار حشمت فردوس دارد چنین رفتاری از خودش نشان می‌دهد.
شخصیت‌پردازی انیس منوط به چیدن این مهره‌ها در کنار هم بود. انیس نقطه مقابل ستایش است، این دو مقابل هم قرار می‌گیرند. برای من انیس به اندازه ستایش جذاب است.
 
شما در سریالی بازی کردید که بستر تاریخی‌اش دوران دهه ۶۰ است. در رفتارهای انیس با دیگران مناسبات خانوادگی آن دوران دیده می‌شود. چگونه سعی کردید خودتان را در فضای آن دوره و زمانه قرار دهید؟
مناسبات خانوادگی امروز اصلا در سال ۶۸ نبود. من آن زمان نوجوان بودم و با همان مناسبات بزرگ شدم. الان زمانه خیلی تغییر کرده است. به عنوان یک بازیگر با آن دوره ناآشنا نیستم. خانواده ما هم یک جورهایی سنتی بود. ما هم جلوی پدربزرگ و مادربزرگ مان پایمان را دراز نمی‌کردیم و به آنها احترام می‌گذاشتیم. به آنها مرتب سر می‌زدیم. این شکل از زندگی در برخی جاها هنوز وجود دارد اما در تهران این شکل زندگی از بین رفته است. تهران قضیه‌اش با همه جا فرق دارد. تهران مورد عجیب و غریبی است که درباره شرایط اجتماعی و فرهنگی‌اش باید ساعت‌ها صحبت کرد.
آن زمان مادر بودن یک موضوعیت دیگری داشت. الان زن و مرد جفتشان دارند با هم کار می‌کنند. در یک بانک گاهی وقت‌ها تعداد کارمندان زن و مرد برابر است. در دانشگاه‌ها تعداد دانشجویان زن بیشتر است. الان شکل زندگی سنتی گذشته را نمی‌بینیم که خرج خانه را فقط مردها بدهند.
الان یک ملغمه‌ای از زندگی مدرن و سنتی شده‌ایم. زن‌ها در بیرون از خانه کار می‌کنند در داخل خانه هم کار می‌کنند.
 
اگر کارهای شما را در ۲ کفه ترازو بگذاریم کفه‌ای که مربوط به تئاتر می‌شود نسبت به سینما و تلویزیون سنگین‌تر است. معمولا لابه‌لای نمایش‌هایتان در فیلم‌ها و سریال‌های معدودی بازی می‌کنید. علاقه‌تان به تئاتر از کجا ناشی می‌شود؟‌
علاقه شخصی من به تئاتر بیشتر است. اما این‌طور نیست که فقط تئاتر بازی کنم.
من بازیگری را از تئاتر شروع کرده‌ام. در همه جای دنیا هم تئاتر به عنوان یک هنر مادر و برتر بازیگری شناخته می‌شود. تئاتر پایه بازیگری را به بازیگر یاد می‌دهد. در سینما و تلویزیون فقط تکنیک‌ها عوض می‌شود و شما باید تکنیک‌ها را یاد بگیرید. البته در ایران برخی دوستان سینمایی نسبت به تئاتر خیلی کم لطف هستند.
 
البته جدیدا در بین بازیگران سینما گرایش شدیدی به تئاتر دیده می‌شود. ستاره‌های سینما سعی می‌کنند هر چند سال یک بار در حداقل یک تئاتر حضور پیدا کنند. منظورتان از کم لطفی دقیقا چیست؟
در بین بازیگران ارزش تئاتر شناخته شده‌تر است. کم لطفی که به آن اشاره کردم بیشتر شامل فیلمبردار‌ها و کارگردان‌ها و این‌جور آدم‌ها می‌شود. در ایران همه بازیگرها به ارزش هنر تئاتر واقف هستند.
 
تجربه نشان داده که بازیگران تئاتر وقتی به سینما می‌آیند نقش آفرینی‌های موفق‌تری دارند. به نظر شما رمز و راز موفقیت بازیگران تئاتری در چیست؟
کسی که در تئاتر کار کرده بیشتر روی تکنیک‌های حسی کار کرده و پخته‌تر شده است.
استیل روی سن ایستادن، نحوه ارائه حس و نحوه استفاده از بدن را آموخته است.
در تئاتر همواره در یک لانگ شات بازی می‌کنیم. در سینما به مدد دوربین در کلوزآپ هم قرار می‌گیریم. در سینما کارگردان است که انتخاب می‌کند اما در تئاتر تماشاگر انتخاب می‌کند.
بازیگری که از سینما شروع می‌کند تکنیک به مددش می‌آید. در سینما اشکالات بازیگری مثل راه رفتن، نحوه صحبت کردن و نگاه کردن و زاویه‌های بد صورت به مدد تدوین حذف می‌شود. سینما بازیگرها را تنبل می‌کند. اما تئاتر این طوری نیست.
در تئاتر باید خوب راه بروی. چون همیشه تماشاگر در لانگ شات تو را می‌بیند. به خاطر همین است که بازیگران تئاتر معمولا موفق‌تر هستند. در تئاتر نمی‌توانی بی‌حس بودن چهره‌ات را بپوشانی.
البته بعضی وقت‌ها هم تئاتری‌ها در معرض این اتهام قرار می‌گیرند که چرا در سینما و تلویزیون به اصطلاح تئاتری بازی کرده‌اند. یعنی واکنش‌های درشت داشته‌اند و…
آن شیوه بازیگری تئاتر مربوط به هزار سال پیش است. این روش الان منسوخ شده است. الان با نگاهی به همه تئاترهای روی صحنه می‌بینیم دیگر هیچ‌کس از آن بازی‌های غلو شده بدن استفاده نمی‌کند.

 

منبع : آلامتو

نوشته شده در 13 Mar 2011ساعت 9:20 AM توسط پدرام | |

بزرگترین سایت سرگرمی تفریحی  www.m0ri.com

کافی است درزندگی، مرد خانواده یک بد بیاری بیاورد و ورشکسته شود. این بار نوبت به زن خانواده می‌رسد تا برای تامین مخارج خانواده و زندگی کار کند. چه کاری؟ گاهی اوقات تبلیغ از یک شرکت تاکسیرانی خصوصی آینده کاری او را رقم می‌زند. راننده تاکسی می‌شود و به رغم مخالفت‌های همسر پاشنه کفش خود را ‌ور می‌کشد و از جا بلند می‌شود تا کار کند. بسیاری از زنان تاکسیران سرپرست خانوار هستند و مانند یک راننده مرد از صبح تا ساعت ۱۲ شب پشت فرمان کار می‌کنند. اعظم کوئین سه سال قبل از اینکه راننده تاکسی شود یک زن خانه‌دار بودکه حتی برای خرید کردن نیز بیرون نمی‌رفت. چه برسدکه راننده تاکسی شود و با مردم برای گرفتن کرایه چانه بزند. هرچند به گفته خودش هنوز هم برای گرفتن کرایه تاکسی خجالت می‌کشد.

همشهری تاکسی در شماره آذرماه خود به سراغ این تاکسیران زن رفته است.

چقدر با رانندگی آشنایی داشتید؟ چرا این شغل را برای پول درآوردن انتخاب کردید؟
ده سال می‌شود که رانندگی می‌کنم. مدت سه سال و نیم است که راننده تاکسی هستم. یک بار تبلیغ تاکسی بی‌سیم بانوان را در تلویزیون دیدم. هم رانندگی را دوست داشتم و هم احتیاج به کار داشتم.
به این فکر کردم که حداقل در این کار کارفرمایی بالای سرم نیست که دائم امر و نهی کند. به خاطر همین شدم راننده تاکسی.
حالا که راننده تاکسی شدید درآمد آن خوب است؟ خانواده را چطور راضی کردید؟ سخت نبود؟
درآمد این شغل به نسبت خوب است ، البته اگر کارباشد. زمانی که شوهرم ورشکسته و بیکار شد تصمیم گرفتم کار کنم. دو تا پسر دارم. ابتدا همسرم با این کار مخالف بود. با نارضایتی رضایت داد. قبل از این کارم یک زن خانه‌دار ساده بودم. حتی برای خرید کمتر از خانه بیرون می‌آمدم. اولش این کار برایم سخت بود. اینکه ازصبح تا شب کار کنم. کار که یکنواخت ‌شود خسته‌کننده می‌شود. الان هم که سه سالی می‌شود راننده تاکسی هستم هنوز گرفتن کرایه برایم سخت است. همیشه تعارف می‌کنم و در نهایت می‌گویم هرچی که راضی هستند به من کرایه بدهند. حداقل اینجوری می‌دانم پولی که از مردم می‌گیرم حلال است.
وقتی که تازه وارد این کار شدید چه سختی‌ها و مشکلاتی داشتید؟
یکی از مشکلاتی که داشتم بلد نبودن مسیر خیابان‌ها بود که به مرور این مشکل حل شد. اما زنان راننده تاکسی مشکلات زیادی دارند. الان نزدیک به دو ماه است که بی‌سیم مرکز قطع است و عملا همه راننده‌ها بیکار هستند. الان من ۳۰۰ هزار تومان کرایه خانه و ماهی ۲۰۰ هزارتومان قسط ماشین می‌دهم و هر دو ماه یک بارهم ۵۰ هزار تومان پول شارژ می‌دهم. یک پسر دانشجوی دانشگاه آزاد دارم و یک پسر محصل. وقتی کار نباشد باید بیشتر تلاش کنم تا مخارج زندگی را دربیاورم.

مثل اینکه یکی از مشکلات زنان راننده پرداخت اقساط خودرو است؟
ماه گذشته ۲۵ روز قسط ماشین عقب افتاده بود و من ۲۵ هزار تومان جریمه تاخیر دادم. پیش مدیرعامل شرکت رفتم و مشکلاتم را با او در میان گذاشتم. گفتم که بی‌سیم خراب است و کار نیست اما مشکل من حل نشد و باید، هم دیرکرد اقساط را می‌دادم و هم قسط عقب افتاده تاکسی را می‌پرداختم. در سال اول خودرو تاکسی را با وامی با بهره ۱۴ درصد به ما واگذار کردند. اما بعد شنیدیم که شرکت‌های دیگر با بهره‌های بین ۸ تا ۱۲ درصد خودروهای خود را به رانندگان تحویل داده‌اند. بابت اقساط و حق شارژ بارها شکایت کردیم اما ترتیب اثر داده نشد. در حال حاضر تاکسی ما گروی  بانک و شرکت سایپاست. قراردادی که به ما دادند، اجاره به شرط تملیک است. دفترچه اقساط برای راننده‌ها درست کردند. اگر من بخواهم تاکسی را به شرکت واگذار کنم چون اجاره به شرط تملیک است، در این مدت سه سال هرچه قسط داده‌ام بابت اجاره حساب می‌شود. بعد هم تاکسی را به اصطلاح کارشناسی می‌کنند و از پیش پرداخت پولی که برای گرفتن تاکسی داده‌ایم کم می‌شود. بعد از سه سال از ۷ میلیونی که گرفته‌اند ۳ تا ۴ تومان بیشتر نمی‌شود. وقتی اعتراض می‌کنیم می‌گویند این قانون است. یکی دیگر از مشکلات زنان راننده کمبود پمپ گاز در سطح شهر است. قبلا یک ساعت و نیم تا دو ساعت در صف گاز می‌ایستادیم و امکان داشت در بین ۲۰۰ تاکسی که داخل صف بودند تنها یک زن راننده تاکسی حضورداشته باشد. درخواست کردیم که یک پمپ گاز برای خانم‌ها بگذارند تا مشکل خانم‌ها حل شود. اما تا به حال ترتیب اثر داده نشده است.

از چه  ساعتی ازخانه بیرون می‌آیی و در طول روز چند ساعت کارمی‌کنید؟
از ساعت پنج و نیم صبح به خاطر سرویس مدرسه‌ای که دارم از خانه خارج می‌شوم و یک موقع تا ۱۲ شب پشت فرمان هستم. تابستان پایه درآمدی‌ای که برای خودم قرارداده بودم، ۳۵ هزار تومان بود. الان ۲۰ هزار تومان است و تا نه شب کار می‌کنم. گاهی اوقات شب و نیمه شب هم سرویس می‌گیریم.
پسرهایت نسبت به شغل مادرشان چه حس و برخوردی دارند؟
پسر کوچکم روی لباس یونیفرمی که می‌پوشم، حساس است. دوست ندارد با لباس فرم جلوی مدرسه‌اش بروم. همیشه از من می‌خواهد که دو کوچه آنطرف‌تر بایستم. نگاه مردم نسبت به زنان راننده هنوز خوب نیست. اما خانم‌ها از تاکسی بانوان استقبال می‌کنند.

امکانات رفاهی شرکت به رانندگان چگونه است؟
هیچ امکانات رفاهی برای ما قرار داده نشده ‌است.‌زمانی یک تعاونی خرید ایجاد کردند تا راننده‌ها از آن خرید کنند اما قیمت اجناس این تعاونی با بیرون فرقی ندارد. ‌ای کاش بن خرید کالا به راننده‌ها می‌دادند که هنوز این اتفاق نیفتاده است. از سوی دیگر حق بیمه تامین اجتماعی که از ما گرفته می‌شود نیز زیاد است. زنان راننده تاکسی ماهانه ۵۴ هزار و ۳۰۰ تومان حق بیمه می‌دهند. البته جا داردکه از آقای قالیباف شهردار تهران و معاون حمل و نقل و ترافیک و مهندس سنندجی تشکر کنم که بیمه تکمیلی و عمر را به صورت رایگان برای رانندگان قرار داد.
چه کار باشد و راننده‌ مشغول سرویس‌رسانی باشد و چه بی‌سیم خراب باشد و کار نباشد باید حق شارژ را بپردازیم. چند وقت پیش پسرم دستش شکست و شش ماه در بیمارستان بودم. اقساطم عقب افتاده بود هرچه التماس کردم تا دیرکرد ندهم اما قبول نکردند. روز اولی که می‌خواستیم وارد این کار شویم به ما گفتند درمانگاه اختصاصی و تعمیرگاه اختصاصی، مهدکودک برای زنان راننده قرار می‌دهند که هیچ کدام از این وعده‌ها عملی نشد. قرار بود مزایای زیادی را برای ما بگذارند که این اتفاق نیز نیفتاد.

بااین شرایطی که به آن اشاره کردید چند درصد از زنان راننده انگیزه کارکردن دارند؟
الان ۷۰ تا۸۰ درصد از کد اولی‌ها تاکسی‌های خود را واگذار کرده‌اند. ۳۰ تا۴۰ نفر دیگر بیشتر باقی نمانده‌اند. راننده‌های مرد این مزیت را دارند که به راحتی در بین راه مسافر سوار ‌کنند اما ما وقتی سرویسی را به مقصد می‌رسانیم باید خالی برگردیم چون حق نداریم مسافر بین‌راهی سوار کنیم. یکی از مشکلات ما سوار نکردن خانواده است.
چون محدودیت برای ما قرار داده‌اند در نتیجه کارکرد راننده‌ها کم و درآمد کمتری عاید ما می‌شود. آن هم در شرایطی که هزینه بیشتری را باید نسبت به آقایان پرداخت کنیم.

نوشته شده در 13 Mar 2011ساعت 9:16 AM توسط پدرام | |

 


ماجرا اينه كه  سال 2012 پايان دنياست در يكي از معابد قديمي كه در جنگلهاي آمازون ساعتي وجود دارد كه دقيقا ترين و شايد قديميترين ساعت دنياست اين ساعت سال 2012 خراب مي شود .

سال 2012 دقیقا در مقاله ای قدیمی باعنوان " آیا جهان در سال 2012 پایان خواهد یافت" آمده است . در این مقاله بر اساس پیشگویی سرخپوستان " مایا" نهایت جهان در این تاریخ پیش بینی شده است . هر چند ملل متعددی سعی در پیش گویی تاریخ پایان جهان نموده اند اما تمدن " مایا " در امریکای لاتین با رسم جداول ریاضی و محاسبات فلکی دقیق و پیچیده ای تعداد زیادی از بلایای آسمانی و اتفاقات طبیعی و اموری از قبیل سیل و طوفان و خشکسالی را بطور دقیق پیش بینی و ثبت نموده است .  اما پیشگویی بزرگ مایا در خصوص تاریخ پایان این جهان مورد توجه بسیاری از مورخین قرار گرفته زیرا این پیشگوییها نه بر اساس اساطیر و خرافات و پیش گویی های منجمان بلکه بر اساس محاسبات دقیق ریاضی و متابعت ان در زمانی طولانی صورت گرفته است .  نکته قابل توجه در این خصوص تنها حقایق زمین شناسی در این خصوص نبوده بلکه تمدنهای جهانی دیگری در این عقیده مشترک هستند که سال 2012 سالی مصیبت بار برای جهان است .

مثلا در آسیا در کتابهای منجمین چینی آمده است که مدت "امپراطوری شانج " که از سال 1766 قبل از میلاد مسیح در چین حکومت می کرده اند بمدت 3778 سال و تا پایان جهان ادامه خواهد داشت و این تاریخ تقریبا مطابق با سال 2012 میلادی می باشد . 

در فرانسه نیز بر اساس پیش گویی های نوستراداموس " مستشار ملک شارل نهم " آمده است که سیارات منظومه شمسی در پایان دو هزار سال دچار آشفتگی شده و پس از 12 سال بعد از آن یعنی 2012 موجب ویرانی و نابودی حیات خواهند شد.

این پیشگویی مجددا در سال 1980 در ژاپن قوت گرفت هنگامی که دانشمند ریاضیدان ژاپنی " هایدو ایتاکاوا" بیان داشت که مجموعه سیارات منظومه شمسی در اگوست سال 2012 در یک پدیده ای نادر همگی در یک خط در پشت خورشید قرار خواهند گرفت و این موضوع سبب تغییرات شدید جوی و آب و هوایی در کره زمین و پایان حیات بر روی آن خواهد شد .

 نکته عجیب تر اینکه ادیان سه گانه آسمانی در این موضوع که سال 2012 سال مصیبت باری خواهد بود اتفاق نظر دارند .

 در حالیکه قوم "مایا " معتقد است که بشر در دوره های مساوی زمانی پنج هزار ساله عمر می کند ، همین نظریه را در تورات شاهد هستیم که معتقد است خلقت انسان از زمان پیدایش و بقای آن بر روی زمین پنج هزار سال طول خواهد کشید که انتهای آن بر اساس تورات سال 2012 می باشد . این پیشگویی موافق بسیاری از پیشگوییهای مسیحی می باشد که غالب آنها از کتب عهد عتیق و تورات برگرفته شده و بیشتر مسیحیان همانند ما مسلمانان اعتقاد به ظهور مهدی در اخر الزمان دارند. بسیاری از مسیحیان بر اساس پیش بینی دانیال نبی در انجیل معتقدند که ظهور مهدی در تاریخ 2012 می باشد . 

برخي از دانشمندان نيز اين نظريه را پذيرفتن اما ماجرا به همين قضيه ختم نميشه !

ناسا در هشداری اعلام کرد که یک توفان خورشیدی که در سال ۲۰۱۲ به زمین می رسد موجب خواهد شد که برق تمام دنیا خاموش شود.

طلوع 2 خورشید در آسمان در سال 2012  كه توسط  "برد کارتر" یکی از اخترشناسان دانشگاه کوئینزلند جنوبی که این انفجار را پیش بینی کرده است .

و .........

پيشامدهاي عجيب كه صحت اين ماجرا را به ما ثابت ميكند

وقوع جنگ هاي زياد كه كشورهاي مختلف درگير آن مي شوند ( ليبي , مصر , يمن و ....)

از همه مهمتر وقوع زلزله و سونامي ژاپن كه علت اصلي صحبت بنده است .

ژاپن اخيرا فيلم سينمايي رو ساخت كه شايد خيلي از شما دوستان عزيز ديده باشيد . ماجرا اينه كه زلزله اي در ژاپن مياد و همه بعد زلزله ي سونامي بسيار بزرگ به وجود مياد كه شهر و همراه با آدما به خودش ميبره !

دقيقاً تصاوير شبيه اون فيلميه كه ژاپن ساخته !

نمونه از تصاوير وقوع حادثه زلزله و سونامي ژاپن

گزارش تصویری(3): بدترین زلزله و سونامی تاریخ ژاپن

گزارش تصویری(3): بدترین زلزله و سونامی تاریخ ژاپن

گزارش تصویری(3): بدترین زلزله و سونامی تاریخ ژاپن

گزارش تصویری(3): بدترین زلزله و سونامی تاریخ ژاپن

گزارش تصویری(3): بدترین زلزله و سونامی تاریخ ژاپن

 

شايد بپرسيد چرا ماجراي 2012 رو براتون شرح دادم ؟

راستش من اعتقادي به ماجراي 2012 ندارم و قدرت اولو خدا ميدونم قدرت دومم ذهن انسان. اما از طرفي ايمان دارم كه سالهاي بدي در انتظار دنياست و شايد ماجراي پايان دنيا هم رخ يده .

 ما دو نوع ذهنيت داريم يك ذهنيت فردي و ديگري ذهنيت گروهي (اجتماعي)

وقتي افراد در ذهنشون يك تصوير واحد رو تجسم ميكنند اون وقت اين تجسم واحد تبديل به يك نيروي واحد ميشه و اون تصوير به واقعيت خيلي نزديك ميشه

اين همون قدرت ذهنه انسانه كه قدرت برتر اين دنياست

الان ذهنيت دنيا رفته سمت اينكه سال 2012 سال پايان دنياست ! پس مطمئناً دنيا رو به نابوديه

نمونه بارز ذهنيت اشتباه مردم رو در ژاپن ببينيد در طول تاريخ اولين باريه كه همچين حادثه اي در ژاپن رخ ميده چرا واقعاً همچين اتفاقي بايد رخ بده ؟

آيا اين نيست كه ذهن واحد مردم اون جامعه متمركز ميشه رو اين موضوع اونقد كه حتي براش فيلم ميسازند .

نوشته شده در 13 Mar 2011ساعت 9:11 AM توسط پدرام | |

پرواز دسته جمعي سارها در شمال غرب بريتانيا


پرواز دسته جمعي سارها



عبور بازديدكنندگان از مقابل يك گوزن آمريكاي شمالي در پارك وحشي در آلاسكا


پارک وحش




حمل دو كاميون كوچك تر از سوي يك كاميون بزرگ در استان جيلين چين


حمل کامیون




سرويس مدرسه در استان كاندال كامبوج


سرويس مدرسه




آدمك قذافي در نمايش عروسكي "شاه شاهان" كه از سوي يك كارگردان بوسنيايي تئاتر دربرلين به روي صحنه رفته است 


آدمك قذافي




بازي فوتبال در زمين تنيس. اندي موري تنيسور مشهور بريتانيايي مشغول تمرين فوتبال در زمين تنيس "اينديان گاردن" كاليفرنيا


اندي موري




عكس هايي تكان دهنده از زلزله مهيب و سونامي ويرانگر روز جمعه در ژاپن


زلزله مهيب در ژاپن


زلزله مهيب در ژاپن


زلزله مهيب در ژاپن


زلزله مهيب در ژاپن




يك بز 4 شاخ در چين


بز 4 شاخ




يك توريست در حال غذا دادن به يك اسب آبي در باغ وحش سان ديه گو آمريكا


غذا دادن به يك اسب آبي




بدون شرح!


بدون شرح


بدون شرح


بدون شرح


بدون شرح

نوشته شده در 13 Mar 2011ساعت 8:54 AM توسط پدرام | |

شاید یکی از سخت ترین کارهای نظافت تمیز کردن ساختمان ها یا مجسمه های بزرگ باشد که باید با دقت و ایمنی کاملی این کار انجام شود در تصاویر این پست نظافت چی هایی را مشاهده می کنید که با دقت و البته ترس این کار خطرناک را انجام می دهند و شاید هم لذت می برند.


نوشته شده در 13 Mar 2011ساعت 8:38 AM توسط پدرام | |

*اصفهانی یه با اتومبیلش وارد تعمیرگاهی شدو به مکانیک گفت: لطفا یه استکان روغن توی موتور، یه لیوان آب توی رادیاتور بریزین. مکانیک گفت: لاستیکاتون هم کم بادن اجازه بدین توش کمی سرفه کنم!!!


*یه روز یه موش میره خونه ی یه اصفهانی سو هاضمه می گیره میمیره


*یه روز یه آلمانی و یه تهرانی و یه اصفهانی می افتند تو دریا نهنگه میاد آلمانیه و تهرانیه را میخوره ازش میپرسند پس چرا اصفهانی را نخوردی میگه آخه دو سال پیش یه اصفهانی خوردم تا حالا اسهالم


*یه روز یه اصفهانی ازدواج میکنه برای اینکه خرجش کمتر بشه تنها میره ماه عسل


*در اصفهان هیچکس ساعت ندارد برای اینکه همه از ساعت میدان شهر استفاده می کنند


*اصفهانیه یه موز میخوره تا یه هفته دستشویی نمیره!


*یه وزنه محکم از بالای یه ساختمون می افته روی پای یه اصفهانی،  اصفهانی داد میزنه:آخ! کفشم، اوخ!


بازم میخوای بورو ادامه مطلب.

بچه یه اصفهانی شکم درد میگیره میبرنش بیمارستان دکتره بعد از عمل از اتاق عمل میاد بیرونو میگه الحمد و لله عمل با موفقیت انجام شد و ما این سکه 5 ریالی رو از شکم بچه در اوردیم اصفهانیه میره جلو میگه آقای دکتر اول 5 ریال ما رو بدین حسابمون با هم قاطی نشه .

 

 

 

یه اصفهانیه به دوستش میگه : حسن خودکار داری . میگه نه جوهرش تموم شده . به اون یکی دوستش میگه : مجتبی مداد داری میگه نه مدادم نوکش شکسته . اصفهانیه میگه ای بدبختا حالا باید از خودکار خودم استفاده کنم

 

 

 

*یک اصفهانی چایی میاره برای مهموناش ولی قند نمی یاره .می گه به قند بالای یخچال نگاه کنید و چای بخورید یه بچه ای میره تو بحر قنده اصفهانیه میزنه پشت کله پسره  می گه من گفتم چای با قند بخور نه چای شیرین

 

 

 

 

*اصفهانیه پسرش بعد از ده سال از آمرکا برمیگرده میبینه پدرش یک متر ریش داره پسره میپرسه بابا چرا ریش گذاشتی پدرش میگه :آخه مادرت رو طلاق دادم ریش تراش هارو با خودش بردست

 

 

 

یه نفر با یه اصفهانی دست به یقه میشه.اصفهانی بجای عمل متقابل التماس کنان با لهجه شیرین اصفهانی میگه آقا شما را به خدا یقمو ول کنین گوشمو بیگیرین.آخه یقم پاره میشه  

 

اصفهانیه میره دکتر میپرسه آقای دکتر من چکار کنم خساستم از بین بره؟ دکتر جواب میده : ژنتیکیه، ولی اگه 18 میلیون خرج کنید مغزتونو جراحی میکنم خوب میشید. خلاصه عملش میکنند بعد که به هوش میاد و میخواد بره خونه میگه: آقای دکتر سکه 25 تومنی باقیه پولمو بدین، اگه توی راه خیلی خسته شدم باقیشو با اتوبوس برم!  

 

چندتا تهرونی اومده بودن اصفهون گردش، توی میدون نقش جهان درشکه سوار میشن تا کمی تاب بخورن، اسب درشکه زبون بسته بهش فشار میآدو وسط راه یه صدائی ازش در میره، تهرونیها هم برا اینکه درشکه چی رو مسخره کنن بلند بلند بهم دیگه میگن به به، بجه ها درشکه های اصفهان هم رادیو داره، پیرمرد درشکه چی خیلی خونسرد سرشو برمیگردونه و میگه: آره آمو (عمو ) ولی فقط موج تهرونو میگیره

 

یه بار یه اصفهانیه داشته با خانوادش از جلوی رستوران رد میشده بوی خوب غذا رو احساس می کنن. به بچه هاش میگه بچا اگه بچای خوبی باشین یه دفه دیگه هم از اینجا ردتون می کنم

 

جشنواره فیلم اصفهان 1- دو نفر با یک تخم مرغ ! 2- تا حالا موز خوردی؟ ! 3- 10 نفر زیر یک چتر ! 4- من هوشنگ 15 تومان دارم ! 5- دیشب باز هم پیتزا خوردم

 

اصفهانیه گوشت غذا رو میخوره آبشو میده زنش میگه بخور گوشت توش بوده .نصف شب زنش شورتشو در میاره میده شوهرش میگه بکن کس توش بوده

نوشته شده در 12 Mar 2011ساعت 4:37 PM توسط پدرام | |

×اگه گفتید چه جوری میشه اصفهانی رو زجر داد: ببندیش به تیر برق وبهش بگیه کوچه اونطرفی شام میدند

×نوار مغز نرمال /_ /_ /_ /_ /_ نوارمغزقزوینی (|) (|) (|) (|) نوارمغزاصفهانی $ $ $ $ $ $ $ نوارمغزلر _____________!!!

×اصفهانیه کارت اینترنتش تموم میشه میندازتش تو آب جوش

×یکبار یه اصفهانی خونش آتیش میگیره یه تک زنگ به آتش نشانی می زنه

×گنجشک تهرانی : داش جیک جیک گنجشک اصفهانی:جیک جیکسا

×اصفهانی تف میکنه اب بدنش کم میشه

×اصفهانیه توی یکی از پادگانهای تهران خدمت می کرده . بچه تهرونی ها برای اینکه اونو اذیت بکنند توی غذایش توف می کردند و اون هیچ چی نمی گفت بعد از چند روز تهرونی ها قرار میگزارند که باهاش دوست بشوند اصفهانیه میگه از کی میخواهید با من دوست بشوید میگند از فردا اصفهانیه هم میگه من هم از فردا نمیشاشم توی سماور

×اصفهانیه موبایل می خره صفرشو می بنده

×اصفهانیه موز می خوره ! پوستشو میزاره لای دفترچه خاطراتش

×اصفهونیا رو از چهار تا چیز میشه شناخت: - همشون زیرشلواری آبی راه راه دارن - هر قلوپ نوشابه که می‌خورن به شیشه نگاه می‌کنن ببینن تا کجاش رفته - جلوی در وامیستن و به جای اینکه بگن بفرمایین تو، میگن حالا چرا نمیان تو؟ - بستنی لیوانی که می‌خورن حتما درش رو می‌لیسن.

×یک روز یک اصفهانی به پسرش میگه بابا برو در خونه همسایه و اره انها رو بگیر پسر میره و میاد میگه بابا نداد بابا میگه محترمانه بگو پسر میره و محترمانه میگه و بعد میاد میگه بابا نداد بابا باز میگه این دفعه برو خواهش کن پسر میره و بعد میاد میگه بابا نداد گفت به تو بگم که ما اره نداریم و بعد بابا میگه که عجب مردم خسیسی نمیخواد برو اره خودمونو از تو انباری ور دار بیار

نوشته شده در 12 Mar 2011ساعت 4:36 PM توسط پدرام | |

*یه روز یه لره با تهرانیه ازدواج میکنه شب عروسی تهرانیا میخونن سبد سبد گل یاس عروس ما چه زیباس لرا میخونن گونی گونی پشکل غلامعلی خوشکل


*به یه لر میگن زبون لری چه جوریه؟ میگه فارسی بلدی؟ میگه آره. میگه برین توش میشه لری!!


* لره میره دزدی تفنگش رو میزاره پشت گردنه طرف میگه تکون بخوری با لگد میزنم در کونت!!!


* یه روز دوتا لر سوار یه تاکسی میشن. تاکسیه پژو بوده. بعد یکی از لرا به راننده میگه: اقای راننده یه نوار بزار حال کنیم. راننده میگه: خودت یکی از تو داشبورت انتخاب کن بزار. لره هم از تو داشبورت بین چند تا نوار یه نوار ویدیو پیدا میکنه هر چی سعی میکنه بزاره تو ضبط نمیتونه بزاره اون رفیقش می زنه تو سرش میگه ای گیج این نوار مال تریلی نه پژو


*یک لر برای چند روز میره توی هتل یک روز میبینن توی دستشوئی داره یک نفر خارجی رو میزنه میان میگیرنش ازش میپرسن قضیه چیه چرا این بدبخت را میزنی لره میگه اینجا یک چشمه اویی بیده (دستشوئی فرنگی ) که مو هر روز ازش او میخوردم این بی پدر و مادر امروز اومده توش ریده


* لره داشته با تمام وجود وضو می گرفته بهش میگن چرا اینقدر محکم وضو می گیری؟ میگه یه وضویی بگیرم که هیچ گوزی نتونه باطلش کنه


* بچه مثبته از لره میپرسه: آقا ببخشید... خیلی خیلی عذر میخوام..شرمنده.. روم به دیوار.. اسمتون چیه؟! لره شاکی میشه، میگه: ایجو که تو پرسیدی، اسمم انه!!!


*لره با خوشحالی به دوستش میگه بالاخره این پازل رو بعد از ۲ سال حل کردم . دوستش میگه: ۲ سال زیاد نیست؟ میگه:نه بابا رو جعبه اش نوشته ۷ تا ۱۰ سال


*قوچعلی میخواست سواره گاوش بشه گاوه مو مو میکرده قوچعلی میگه خفه شو اول مو بعد تو


* لره هر روز زنگ یک کلیسا رو می زده و در می رفته. آخر پدر روحانی شاکی میشه، یک روز پشت در کمین می کنه، تا طرف زنگ می زنه، خرشو می گیره و می پرسه چیکار داری؟ یارو حول میشه، با تتپته میگه: ببخشید، حضرت عیسی هست؟!


*لره داشته با اتوبوس 100تا می رفته بعد میاد ترمز کنه می بینه ترمز بریده می بینیه یک کامیون هم از روبه رو با سرعت میاد می بینه کاری از دستش بر نمیاد به شاگردش میگه مهراد پاشو تصادف ببین حال کن!


*دریای غم ساحل ندارد. لرا همشو آســـــــفالت کردند


*لره گوزید و مرد سر قبر او نوشتن : بادی وزید و گلی پرپر شد


*به لره می گن :اگه یه دختری بهت راه داد چکار می کنی؟ می گه ازش سبقت می گیرم


*لره می ره تهران زنگ می زنه خونه می گه: من دیگه ایران برنمی گردم


*لره تلویزیون می خره فرداش کنترلشو می بره پس می ده می گه: اقا این ماشین حسابه توش بود به ما حروم خوری نیومده


*از لره میپرسن نظرت راجع به فکر, شعور, معرفت و درک چیه؟ لره جواب میده ما به اینها میگم چهار محال بختیاری


*لره از دهشون اومده بوده تهران رانندگی یاد بگیره، جلسة اول از معلمش می پرسه: این چراغ رنگیه چیه؟! یارو میاد سرکارش بگذاره، میگه: این چراغ راهنماییه؛ وقتی سبزه یعنی اهل تهران برن، وقتی زرده شهرستانی‌ها و قرمز هم مال لراست! خلاصه این جریان میگذره و لره هم امتحان میده وقبول میشه، روز اول میشینه پشت ماشین و میرسه به چراغ قرمز و خوب طبعاً رد میکنه. افسره داد میزنه: راننده پیکان، بزن کنار! لره سرشو از پنجره میاره بیرون، داد میزنه: لـُــرُم... مــن لـُـــرُم!! افسره یک نگاه میندازه، میگه: باشه بابا...برو...برو


*از یه لره می‌پرسند: کدوم برنامه تلویزیون رو بیشتر از همه دوست داری؟ میگه: پیام بازرگانی! میپرسن: چرا؟ میگه: چون بینش سریال پخش می‌کنند!


*میخواستن لره رو شکنجه روحی بدن، میفرستنش تو یک اتاق گرد، میگن برو یک گوشه بشین!


* لره داشته شیر می خورده می میره می دونین چرا ؟.........گاوه می شینه روش.

نوشته شده در 12 Mar 2011ساعت 4:31 PM توسط پدرام | |

×لره داشته خودشو می زده

بهش میگن براچی خودتو می زنی؟

میگه منه بی غیرت تازه فهمیدم از کجای ننم اومدم بیرون!

×یه لره میره تهران

می بینه همه آستین کوتاه پوشیدن

با خودش میگه پس اینا با چی دماغشون رو پاک می کنن؟!


×به یه لره میگن چجوری جلق می زنی؟

میگه به سبک بنیامین!

میگن یعنی چی؟

میگه: چشمامو رو هم میزارمو

تو رو به یادم میارمو .............


×به لره میگن:.. دخترتو به کی دادی؟ میگه: غریبه نیست. دامادمه..

×میدونید شباهت لر و خورشید چیه؟


هر دوتاش از پشت کوه درمیاد!


×یه گونی پشکل میخرن بازش که می کنن یه لره از توش میپره بیرون میگن:
تو اینجا چکارمی کنی؟؟ میگه من جایزشم

×به یه لره میگن تو شهر شما آدم معروف هست؟؟لره:آره سوفیا لره... جسیکا تی لر...لره  «
و هاردی... تازاش هم یه مولکول کشف کردیم که اسمش اینه: کلر .....
نوشته شده در 12 Mar 2011ساعت 4:30 PM توسط پدرام | |

 لک‌لک کاکل‌دار آسیایی
لک‌لک کاکل‌دار آسیایی
این عکس مربوط به پرواز لک‌لک کاکل‌دار آسیایی (Nipponia nippon) در چین است که در این رقابت بین المللی عکاسی برنده جایزه اول بخش در معرض خطر انقراض یا کمبود اطلاعات شده است. این گونه زمانی در روسیه، ژاپن و چین زندگی می‌کرد اما در حال حاضر جمعیت آن به حدود تنها 250 نمونه در استان "شانژی" چین کاهش یافته است. احتمالا کشاورزی و کاهش زیستگاه این لک‌لک، مهم‌ترین عامل تهدید این پرنده است.
 کاکاپو (طوطی نیوزلندی)
کاکاپو (طوطی نیوزلندی)
طوطی نیوزلندی (Strigops habroptilus) گونه‌ای طوطی و قطعاً یکی از کمیاب‌ترین پرندگان دنیا است. این عکس برنده جایزه اول در بخش با خطر بالای انقراض یا منقرض شده در طبیعت، شده است. تنها 124 نمونه از این طوطی در طبیعت باقیمانده‌اند. این گونه پرواز نمی‌کند و توسط پستانداران شکارچی از جمله گربه‌های انسان‌ها شکار می شود.
 ماهی‌خوار کاکل قرمز
ماهی‌خوار کاکل قرمز
این عکس برنده جایزه دوم بخش در معرض خطر یا کمبود اطلاعات،‌ شده است و یک ماهی‌خوار کاکل قرمز ژاپنی (Grus japonensis) را در حال یافتن جفت نشان می دهد. بر پایه گزارش سازمان بین‌المللی حیات پرندگان، جمعیت این پرنده در ژاپن تثبیت شده اما در آسیا بر اثر کاهش زیستگاه به دلیل کشاورزی و افزایش مناطق شهری، رو به کاهش است.
 طوطی شکم نارنجی
طوطی شکم نارنجی
این عکس که دو طوطی شکم نارنجی (Neophema chrysogaster) را نشان می دهد جایزه اول بخش پرندگان مهاجر در معرض خطر را به دست آورده است. این گونه تنها در جنوب غربی تاسمانی تولیدمثل می‌کند و در زمستان به جنوب شرقی استرالیا مهاجرت می کند اما کشاورزی و توسعه فضاهای شهری زیستگاه زمستانی این پرنده را نابود کرده اند و کمتر از 150 نمونه از این گونه باقیمانده است.
 اردک ماهی‌خوار پولک - پهلو
اردک ماهی‌خوار پولک - پهلو
دو اردک ماهی‌خوار پولک - پهلو چینی (Neophema chrysogaster) که در این تصویر در حال شنا در آب هستند جایزه پنجم در بخش در معرض خطر یا کمبود اطلاعات را به خود اختصاص داده‌اند. کاهش سرزمین‌های زیستگاه موجب کاهش جمعیت این گونه به حدود 2 هزار و 500 نمونه، تنها در چین و روسیه شده است.
 جغد جنگلی
جغد جنگلی
این عکس یک جغد جنگلی (Athene blewitti) است که زمانی در جنگل‌های هند فراوان بود. این تصویر رتبه چهارم در بخش پرندگان در خطر بالای انقراض یا منقرض شده در طبیعت را به خود اختصاص داده است.
 پالیلا
پالیلا
این تصویر یک پالیلا (Loxioides bailleui) در هاوایی است که رتبه ششم بخش پرندگان در خطر بالای انقراض یا منقرض شده در طبیعت را به دست آورده است. کاهش زیستگاه و شکار توسط گربه‌سانان سبب کاهش این پرنده شده است. پیش‌بینی‌ها نشان می‌دهد که تا 14 سال آینده تعداد این گونه به میزان 97 درصد در هاوایی کاهش خواهد یافت.
 لاشخور دریایی جزیره کریسمس
لاشخور دریایی جزیره کریسمس
این تصویر یک لاشخور دریایی جزیره کریسمس (Fregata andrewsi) در حال پرواز بر روی اقیانوس هند است. این عکس جایزه سوم بخش پرندگان در معرض خطر بالای انقراض یا منقرض شده در طبیعت را به خود اختصاص داد. این پرنده تنها در جزیره کریسمس استرالیا ساکن است و به دلیل کاهش زیستگاه در اثر آلودگی و صید بی‌رویه ماهی از تعداد آن به شدت کم شده است.
 اردک ماهی‌خوار برزیلی
اردک ماهی‌خوار برزیلی
این ماده اردک ماهی‌خوار برزیلی (Mergus octosetaceus) به همراه جوجه‌های خود برنده جایزه دوم در بخش پرندگان با خطر بالای انقراض یا منقرض شده در طبیعت شده است.
 هوبره بزرگ هندی
هوبره بزرگ هندی
این عکسی از هوبره بزرگ هندی (Ardeotis nigriceps) است که جایزه چهارم بخش پرندگان در معرض خطر یا کمبود اطلاعات را به دست آورده است.
 دم‌جارویی عجیب
دم‌جارویی عجیب
رتبه سوم بخش پرندگان در معرض خطر یا کمبود اطلاعات به این گونه پرویی به نام دم جارویی عجیب (Loddigesia mirabilis) رسید. جمعیت این گونه در حدود هزار نمونه ارزیابی شده است اما به دلیل افزایش جنگل‌زدایی، تعداد این گونه نیز به شدت در حال کاهش است.
نوشته شده در 12 Mar 2011ساعت 4:27 PM توسط پدرام | |

به گزارش ايسنا، مراحل نصب و راه اندازي اين دوربين که از مجهزترين دوربين هاي متحرک (Spider Cam) در دنيا است، به اتمام رسيده و در مسابقه امروز عصر که بين تيمهاي سايپا البرز و استقلال تهران برگزار خواهد شد بطور آزمايشي مورد بهره برداري قرار مي گيرد.

اين پروژه که در واقع اولين پروژه Spider Cam در کشور است، ساعت 9 صبح فردا طي مراسمي با حضور ضرغامي رئيس سازمان صداوسيما، علي سعيدلو معاون رئيس جمهور و رئيس سازمان تربيت بدني، ترکاشوند مديرعامل شرکت توسعه ونگهداري اماکن ورزشي کشور و جمعي از مديران و معاونين سازمان صدا و سيما و سازمان تربيت بدني رسماً افتتاح مي‌شود.

نوشته شده در 12 Mar 2011ساعت 4:26 PM توسط پدرام | |

عصر ایران: اگر بسیاری از فیلم های خارجی با حذف برخی صحنه ها ، با استانداردهای نمایش فیلم در جمهوری اسلامی مطابق می شوند ولی داستان سریال معروف لاست در جزیره ای دور افتاده و یک محیط ساحلی اتفاق می افتد و طبیعتاً پوشش زنان و دختران حاضر در سریال به گونه ای نیست که بتواند نظر مساعد ممیزان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را به خود جلب کند و اجازه نمایش یابد.بدیهی است که اگر می خواستند با روش قدیمی سانسور این سریال را نمایش دهند ، تقریباً چیزی از آن باقی نمی ماند چون هر صحنه ای که زنی در آن وجود دارد ، باید حذف می شد!

از این رو ، مسوولان نمایش این سریال به صرافت افتادند تا لباس هایی برای زنان این سریال که عمدتاً لباس های نیمه باز دارند طراحی کنند و به مدد تکنولوژی های رایانه ای بر تن شان بپوشانند تا بلکه مخاطبان ایرانی که تا کنون لاست را ندیده اند نیز بتوانند به تماشای آن بنشینند و البته هیچ زنی را هم بدون لباس کافی نبینند.
نکته جالب آن که در سی دی ای این اثر ، نقد های حسن عباسی هم بر سریال گنجانده شده تا مخاطب بلافاصله بعد از دیدن سریال ، پای سخنان عباسی بنشیند و از منظر تحلیل های او سریال را واکاوی کند.

در اینجا بد نیست نگاهی به لباس های رایانه ای که در ایران بر تن زنان لاست شده است بیندازیم و بخشی از سریال را هم ببینیم:













نوشته شده در 12 Mar 2011ساعت 4:24 PM توسط پدرام | |

ایسنا: ديكتاتورها هميشه سعي مي‌كنند با سوار شدن بر خودروهاي لوكس و مجهز قدرت خود را به رخ مخالفشان بكشانند.

در اين بين البته بين ديكتاتورهاي كشورهاي مختلف تفاوتهايي وجود دارد، به طوري كه به عنوان مثال سليقه‌ي ديكتاتورهاي كشورهاي كمونيست با ديكتاتورهاي كشورهاي آفريقايي متفاوت است.

در زير با برخي از خودروهاي لوكسي كه ديكتاتورهاي معروف جهان سوار بر آنها مي‌شدند و يا مي‌شوند آشنا مي‌شويد:

معمر قذافي، ديكتاتور ليبي كه اين روزها در كشورش حمام خون به راه انداخته در جشن 40 سالگي كودتايش خودروي جديدي را دريافت كرد كه شبيه يك راكت بوده و داراي بيني و دم است.

 


اين خودرو به موتور سه ليتري V6 مجهز است. البته او در نخستين نمايش تلويزيوني خود بعد از شروع ناآراميهاي سياسي در ليبي در حالي كه چتري در دست گرفته بود سواري بر خودروي گلف كارتي شد كه اين خودرو در كشورهاي آسيايي مورد استفاده قرار مي‌گيرد.

در همين حال عيدي امين معروف به قصاب اوگاندا مالك چندين خودروي سيتروئن SM بود. خودرويي با شمايل اسپورت كه در حوالي سالهاي بين 1970 تا 1975 توليد شد.


آدولف هيتلر، ديكتاتور آلمان نيز سوار خودروي مرسدس بنز 770 مي‌شد. اين خودرو هم‌اكنون در موزه‌يي در شهر اتاواي كانادا نگهداري مي‌شود.


هيتلر رهبر كشوري بود كه امروزه صاحب بزرگترين خودروساز اروپا و يكي از بزرگترين خودروسازان جهان است. او از خودروي لوكس مرسدس بنز 770 گروسر استفاده مي‌كرد. ديگر سران حزب نازي هم با خودروهاي ساخت بنز رفت‌وآمد مي‌كردند.

در شرق آسيا و در كشور كمونيستي كره‌شمالي گزارش شده كه كيم جونگ دوم صاحب تعداد زيادي خودروهاي لوكس بوده كه بعضي از آنها خودروهاي مسابقه‌اي هستند. كيم 20 ميليون دلار صرف كرده كه 200 دستگاه مرسدس بنز S500 لوكس سدان را وارد كشورش كند. كشوري كه بيش از هفت هزار دستگاه ذخيره بنز دارد.

به عقب‌تر بر مي‌گرديم. رهبر انقلاب كمونيستي شوروي يعني ولاديمر لنين سوار يك رولز رويس نقره‌اي گوست مي‌شد. اين در حالي است كه بنيتو موسوليني، متحد هيتلر در جنگ جهاني دوم علاقه داشت سوار لانسياي آستورا شود. البته موسوليني در سال 1945 با يك خودروي سياه فيات برلينتاي كوپه قصد فرار داشت، اما در يك ايستگاه بنزين دستگير و اعدام شد.خودروي موسيليني در سال 2005 در حراجي به قيمت 165 هزار دلار فروخته شد.

ديكتاتور گينه استوايي تئودور انگوئما اويانگ و پسرش در كشوري زندگي مي‌كنند كه 60 درصد از مردمش روزانه كمتر از يك دلار درآمد دارند. با اين حال آنها سوار يك بوگاتي ويرون و يك مازراتي MC12 مي‌شوند.

 

تروخيلو ديكتاتور دمونيكن به خودروي كرون كرايسلر علاقه داشت. مائو هم شبيه استالين كه به كنترل توليد اعتقاد داشت سوار بر خودروي كرايسلر و يا بيوك مي‌شد.

تيتو، رهبر يوگسلاوي سابق نيز مالك دو دستگاه خودروي مرسدس 600 و يك فانتوم V بود. اين خودروها بعد از مرگ تيتو در گاراژ خانه‌اش پارك شده بودند و ديگر براي او خاصيتي نداشتند.

ژنرال فرانكو، ديكتاتور اسپانيا نيز سواري خودروي رولز رويس مي‌شد، در حالي كه چائوشسكو، رهبر كمونيست روماني صاحب خودروهاي متعددي مانند مرسدس بنز 600 پولمن، بيوك الكترا و البته يك دستگاه پيكان ايراني بود.
نوشته شده در 12 Mar 2011ساعت 4:22 PM توسط پدرام | |

ایسنا: به گزارش خبرگزاري آلمان، بيشتر اين پول‌هاي بلوكه شده مربوط به دارايي‌هاي بانك مركزي ليبي است.

طبق اظهارات وزير اقتصاد آلمان، معمر قذافي رهبر ليبي، از اين پس قادر نخواهد بود از حساب‌هاي خود در بانك‌هاي آلمان پول برداشت كند.

اين اقدام آلمان درپي اعمال تحريم‌هاي اتحاديه اروپا عليه اين كشور آفريقايي انجام شد.

نوشته شده در 12 Mar 2011ساعت 4:22 PM توسط پدرام | |

ایسنا: به گزارش خبرگزاري آلمان، بيشتر اين پول‌هاي بلوكه شده مربوط به دارايي‌هاي بانك مركزي ليبي است.

طبق اظهارات وزير اقتصاد آلمان، معمر قذافي رهبر ليبي، از اين پس قادر نخواهد بود از حساب‌هاي خود در بانك‌هاي آلمان پول برداشت كند.

اين اقدام آلمان درپي اعمال تحريم‌هاي اتحاديه اروپا عليه اين كشور آفريقايي انجام شد.

نوشته شده در 12 Mar 2011ساعت 4:21 PM توسط پدرام | |

خبر آنلاین: او به سرعت در عرصه هنر هفتم درخشید و علاوه بر بازیگری در سینما، تلویزیون و تئاتر، کارگردانی چند مجموعه‌ تلویزیونی را نیز در کارنامه کار خود ثبت کرد.

از مهمترین آثار وی می‌توان به «الو ‌الو من جوجوام» (مرضیه برومند)، «جنگجوی پیروز» (مجتبی راعی)، «مربای شیرین» (مرضیه برومند)، «شارلاتان» (آرش معیریان)، «شام عروسی» (ابراهیم وحیدزاده)، «اخراجی‌ها» (مسعود ده‌نمکی)، «اخراجی‌ها2» (مسعود ده‌نمکی)، «محاکمه در خیابان» (مسعود کیمیایی) و «افراطی‌ها» (جهانگیر جهانگیری) اشاره کرد. وی درباره حادثه‌ای می‌گوید که بعد از گذشت سال‌های سال هنوز گاهی تکرار آن آزارش می‌دهد.

امیرفضلی توضیح می‌دهد: «آدم شوخی هستم و زیاد عادت ندارم به مشکلاتی که پیش می‌آید به دید بد نگاه کنم. در کل ‌ آدمیزاد این‌طوری است که به هر اتفاقی که امروز برایش بسیار تلخ و سخت است فردا به عنوان یک خاطره ‌نگاه می‌کند.»

او ادامه می‌دهد: «دوره دبیرستان بودم و مثل همیشه توی پیاده‌رو راه می‌رفتم و به چیزی که دیگر اصلا برایم اهمیتی ندارد فکر می‌کردم، ناگهان صدای بلندی آمد و پخش زمین شدم.»

امیرفضلی گفت: «سرم شکست و دستم هم زخمی شد، اما از صدای خنده‌هایی که به گوشم می‌رسید جرات نمی‌کردم بلند شوم و ببینم چرا این‌طوری شدم. سرانجام مردی دستم را گرفت و در حالی که می‌خندید ‌گفت این‌طوری تا مدرسه بروی خسته می‌شوی، از دو پایت استفاده کن! خجالتم بیشتر شد اما در آن لحظه راحت‌تر بودم کسی بلندم کند.... بلند که شدم فهمیدم یکی از مغازه‌ها در شیشه‌‌ای‌اش را باز گذاشته و در هم بخشی از عرض پیاده‌رو را اشغال کرده و من بدون آن که در را ببینم با آن برخورد کردم.... درد زیاد سرم که شکسته بود و زخم دستم به اندازه خنده‌هایی که قطع نمی‌شد آزارم نمی‌داد! آن روز بدترین روز زندگی من بود.»

ارژنگ امیرفضلی توصیه می‌کند مواظب درهای شیشه‌ای باشید که یکباره با کله در آن فرو نروید که عاقبت خونینی دارد. البته او در عین حال به صاحبان مغازه‌ها پیشنهاد می‌کند، روی درهای شیشه‌ای مغازه خود را علامتگذاری کنند!

نوشته شده در 12 Mar 2011ساعت 4:18 PM توسط پدرام | |

خبر آنلاین: او به سرعت در عرصه هنر هفتم درخشید و علاوه بر بازیگری در سینما، تلویزیون و تئاتر، کارگردانی چند مجموعه‌ تلویزیونی را نیز در کارنامه کار خود ثبت کرد.

از مهمترین آثار وی می‌توان به «الو ‌الو من جوجوام» (مرضیه برومند)، «جنگجوی پیروز» (مجتبی راعی)، «مربای شیرین» (مرضیه برومند)، «شارلاتان» (آرش معیریان)، «شام عروسی» (ابراهیم وحیدزاده)، «اخراجی‌ها» (مسعود ده‌نمکی)، «اخراجی‌ها2» (مسعود ده‌نمکی)، «محاکمه در خیابان» (مسعود کیمیایی) و «افراطی‌ها» (جهانگیر جهانگیری) اشاره کرد. وی درباره حادثه‌ای می‌گوید که بعد از گذشت سال‌های سال هنوز گاهی تکرار آن آزارش می‌دهد.

امیرفضلی توضیح می‌دهد: «آدم شوخی هستم و زیاد عادت ندارم به مشکلاتی که پیش می‌آید به دید بد نگاه کنم. در کل ‌ آدمیزاد این‌طوری است که به هر اتفاقی که امروز برایش بسیار تلخ و سخت است فردا به عنوان یک خاطره ‌نگاه می‌کند.»

او ادامه می‌دهد: «دوره دبیرستان بودم و مثل همیشه توی پیاده‌رو راه می‌رفتم و به چیزی که دیگر اصلا برایم اهمیتی ندارد فکر می‌کردم، ناگهان صدای بلندی آمد و پخش زمین شدم.»

امیرفضلی گفت: «سرم شکست و دستم هم زخمی شد، اما از صدای خنده‌هایی که به گوشم می‌رسید جرات نمی‌کردم بلند شوم و ببینم چرا این‌طوری شدم. سرانجام مردی دستم را گرفت و در حالی که می‌خندید ‌گفت این‌طوری تا مدرسه بروی خسته می‌شوی، از دو پایت استفاده کن! خجالتم بیشتر شد اما در آن لحظه راحت‌تر بودم کسی بلندم کند.... بلند که شدم فهمیدم یکی از مغازه‌ها در شیشه‌‌ای‌اش را باز گذاشته و در هم بخشی از عرض پیاده‌رو را اشغال کرده و من بدون آن که در را ببینم با آن برخورد کردم.... درد زیاد سرم که شکسته بود و زخم دستم به اندازه خنده‌هایی که قطع نمی‌شد آزارم نمی‌داد! آن روز بدترین روز زندگی من بود.»

ارژنگ امیرفضلی توصیه می‌کند مواظب درهای شیشه‌ای باشید که یکباره با کله در آن فرو نروید که عاقبت خونینی دارد. البته او در عین حال به صاحبان مغازه‌ها پیشنهاد می‌کند، روی درهای شیشه‌ای مغازه خود را علامتگذاری کنند!

نوشته شده در 12 Mar 2011ساعت 4:17 PM توسط پدرام | |

كنت هودنوت،‌ يك متخصص ژئوفيزيك در سازمان زمين‌شناسي آمريكا اظهار كرد: در حال حاضر ما مي‌دانيم كه يك ايستگاه سامانه موقعيت‌ياب جهاني (GPS) به ميزان 2.4 متر جابه‌جا شده و نقشه‌اي ديگر از سازمان اطلاعات فضازمين ژاپن نشان‌دهنده يك انتقال در يك ناحيه بزرگ متناسب با همان ميزان تغيير در جرم زمين است.

گراف نشان دهنده لحظه وقوع زلزله

گزارش‌هاي موسسه ملي ژئوفيزيك و آتنشفشان‌شناسي در ايتاليا برآورد كرده كه زلزه 8.9 ريشتري زمين را به ميزان 10 سانتي‌متر در مدار خود جابجا كرده است.

سونامي در سواحل ژاپن

اين زلزله كه صبح جمعه به وقت ايران در نزديكي سواحل شرقي ژاپن اتفاق افتاد منجر به كشته‌شدن صدها تن از مردم شده و در پي آن يك سونامي با موج‌هايي به ارتفاع حدود 30 متر تمام شهرهاي ساحلي را شسته و باعث ويراني‌هاي بسياري شد. برخي از امواج تا 10 كيلومتري شهر مياجي در ساحل شرقي ژاپن رسيدند.

گردبادهاي ناشي از سونامي

پس‌لرزه‌هاي اين زلزله در 24 ساعت اول تا بيش از 160 عدد رسيد كه بزرگي 141 پس‌لرزه، 5 ريشتر و بيشتر بوده است.

يكي ديگر از يك متخصصان ژئوفيزيك سازمان زمين‌شناسي آمريكا اظهار كرد كه اين زمين‌لرزه با لغزش بيش از 18 متري صفحات تكتونيكي منجر به از هم گسيختن پوسته زمين در ناحيه‌اي با حدود 400 كيلومتر درازا و وسعت 160 كيلومتر شده است.

نقشه گرافيكي از ارتفاع امواج سونامي در ژاپن

ژاپن در ناحيه حلقه آتش اقيانوس آرام قرار دارد كه از نيوزيلند و ژاپن تا آلاسكا و سواحل غربي آمريكاي شمالي و جنوبي كشيده شده و از فعاليت بالاي لرزه‌اي و آتشفشاني برخوردار است.

دو نيم شدن جاده در پي زلزله

مقامات ژاپني در مبارزه‌اي تازه براي محدود كردن فشار رو به افزايش ناشي از زلزله و سونامي اخير بر راكتورهاي اتمي اين كشور مجبور شدند پس از تخليه مردم منطقه، بخار راديواكتيو يكي از نيروگاه‌ها را در فضا آزاد كنند.

شركت برق توكيو همچنين اعلام كرد كه احتمالا سوخت به دليل كاهش سطح آب در تجهيزات دايچي، يكي از دو نيروگاه انرژي هسته‌اي فوكوشيما در 240 كيلومتري شمال توكيو، آسيب ديده است.

مقامات، ميزان نشت تشعشعات را كم اعلام كرده‌اند.

آتش سوزي ناشي از زلزله

نائوتو سكيمورا، استاد دانشگاه توكيو، فاجعه راديواكتيوي را نامحتمل دانست.

وي اظهار كرد: از دست‌دادن مايع خنك‌كننده به معني افزايش دماست اما همچنين فعل و انفعالات را متوقف مي‌كند. حتي در بدترين شكل ممكن، احتمال دارد مقداري نشت راديواكتيو و آسيب به تجهيزات اتفاق بيفتد اما انفجاري در كار نخواهد بود. اگر عمل تخليه با دقت صورت بگيرد، احتمالا ميزان بسيار كمي نشت وجود داشته باشد. اما اين ميزان مسلما بيشتر از شعاع سه كيلومتر نخواهد بود.

مردم زلزله زده در فرودگاه هاندا

همچنين خبرگزاري‌هاي ژاپن اعلام كردند كه مقامات اين كشور تعداد 20 هزار تن را از حومه نيروگاه دايني، ديگر تاسيسات هسته‌اي فوكوشيما تخليه كردند.

آتش سوزي در شهر ياماداي ژاپن

نائوتوكان، نخست‌وزير ژاپن كه براي بازديد از اين منطقه با هلي‌كوپتر به آنجا سفر كرده بود، پيش از اين خواسته بود كه ساكنان تا شعاع 10 كيلومتري نيروگاه دايچي را از منطقه خارج كنند.

شركت برق توكيو اعلام كرد كه توانايي خود را براي كنترل فشار در برخي راكتورهاي نيروگاه دايني مانند نيروگاه دايچي از دست داده است. فشار در داخل راكتورهاي نيروگاه دايني ثابت بوده اما در لوله‌هاي مهار افزايش يافته است.

آتش سوزي پالايشگاه نفت چيلبا

به گفته وزير بازرگاني ژاپن، فشار در راكتور دايچي ممكن است تا 2.1 برابر ظرفيت طراحي‌شده افزايش يابد.

زمين‌لرزه و سونامي منجر به قطع شدن خط برق خارج سايت به نيروگاه و ژنراتورهاي ديزلي شد كه براي تامين برق اضطراري سيستم خنك‌كننده در نظر گرفته شده بود.

فرودگاه سنداي در شمال غرب ژاپن از اولين مناطق مورد هجوم سونامي

مشكل پيش‌آمده براي خنك‌كننده‌ها باعث افزايش نگراني‌ها از تكرار حادثه تري‌مايل آيلند سال 1970، بدترين فاجعه اتمي آمريكا شده‌است.

پالايشگاه ايچيبارا در چيبا در آتش

سطح تشعشع شناسايي‌شده در واحد كنترل راكتورهاي دايچي 1000 برابر بيشتر از سطح معمول گزارش شده،‌اما هنوز به ميزان لازم كه در آن كاركنان به تخليه كامل مي‌پردازند نرسيده است.

نوشته شده در 12 Mar 2011ساعت 4:15 PM توسط پدرام | |

فارس: مشاور وزیر و مدیرکل دفتر وزارتی آموزش و پرورش گفت: تمام ادارات آموزش و پرورش سراسر کشور در روز شنبه 28 اسفند دایر است.

سید جمال صبح‌خیز  با اشاره به تعطیلی تمام مدارس کشور در روز شنبه 28 اسفند 89، اظهار داشت: علی‌رغم این تصمیم، تمام ادرات آموزش و پرورش در این روز دایر بوده و به فعالیت می‌پردازند.

وی افزود: کارمندان اداری در صورت تمایل می‌توانند در این روز از مرخصی استفاده کنند.

 ارشاد استعداد، قائم مقام مرکز اطلاع‌ رسانی و روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش نیز درباره تعطیلی مدارس سراسر کشور در روز شنبه 28 اسفند سال‌ جاری اظهار داشت: این خبر را وزیر آموزش و پرورش پس از تصمیم وزارتخانه اعلام کرده است و تعطیلی مدارس در این روز قطعی است.

وی افزود: با توجه به وضعیت فعالیت بانک‌ها، هیئت دولت تاکنون درباره تعطیلی سراسری روز 28 اسفند امسال تصمیم قطعی و رسمی نگرفته است و حتی ادارات آموزش و پرورش نیز در این روز دایر بوده و به فعالیت می‌پردازند.

نوشته شده در 12 Mar 2011ساعت 4:11 PM توسط پدرام | |

به گزارش ايسنا، هفتم اسفندماه سال جاري، مأموران کلانتري 118 ستارخان در حين گشت زني در خيابان جاويدان، فردي را مشاهده کردند که با کمک تعدادي ديگر از افراد، جواني را دستگير کرده بودند که بلافاصله با مشاهده مأموران اين جوان را به اتهام سرقت به مأموران تحويل دادند.

شاکي پس از حضور در کلانتري در شکايت خود به مأموران گفت: اين جوان به عنوان مسافر سوار تاكسي من شد ودر صندلي جلو نشست و من نيز که منتظر بودم تا مسافران ديگري را سوار خودرو کنم شروع به پيدا کردن مسافر کردم؛ در يک لحظه صحنه عجيبي را مشاهده کردم؛ در حاليکه اين جوان يک روزنامه را باز کرده و خود را در حال خواندن آن نشان مي داد متوجه شدم که با دست ديگرش درب داشبورد خودرو را باز کرده و قصد دارد تا تمامي وجوه نقد حاصل از مسافرکشي و ديگر اموال داخل داشبورد را سرقت كند که با کمک چند نفر از رانندگاني خطي او را دستگير و مانع از فرار او شديم .

با تشکيل پرونده مقدماتي، به دستور بازپرس شعبه نهم دادسراي ناحيه 2 تهران، پرونده جهت رسيدگي تخصصي در اختيار کارآگاهان پايگاه دوم پليس آگاهي تهران بزرگ قرار گرفت.

با آغاز تحقيقات از متهم وي در اعترافات خود به کارآگاهان گفت: به عنوان مسافر سوار خودروهاي مسافرکشي شده و در صندلي جلو مي‌نشستم؛ در حالي ‌که يا يک کيف ورزشي و يا روزنامه به همراه داشتم سعي مي‌کردم تا ديد راننده را نسبت به داشبور خودرو محدود کرده تا بتوانم وجوه نقد و ديگر اموال داخل داشبور را سرقت كنم .

کارآگاهان پايگاه دوم در ادامه تحقيقات با استفاده از اموال و مدارک بدست آمده از متهم تعداد ديگري از مالباختگان را شناسايي كردند.

با شناسايي اين تعداد از مالباختگان و انجام تحقيقات از آنها مشخص شد که متهم درمناطق غرب تهران بويژه در منطقه ميدان آزادي، ستارخان، اشرفي اصفهاني، پونک، خيابان جناح اقدام به ارتکاب سرقت‌هاي مشابه داشته است .

سرهنگ کارآگاه مهرداد يگانه، رييس پايگاه دوم پليس آگاهي تهران بزرگ، با اعلام اين خبر گفت: با توجه به شيوه و شگرد سرقت‌هاي انجام شده، تحقيقات جهت شناسايي ديگر مسافرکشان مالباخته‌اي که بدين شيوه مورد سرقت داخل خودرو قرار گرفته‌اند در دستور کار کارآگاهان پايگاه دوم پليس آگاهي تهران بزرگ قرار گرفته است؛ لذا از کليه اين افراد دعوت مي‌شود تا جهت طرح و يا پيگيري شکايات خود به پايگاه دوم پليس آگاهي تهران بزرگ واقع در خيابان آزادي – خيابان زنجان شمالي مراجعه كنند.

نوشته شده در 12 Mar 2011ساعت 4:9 PM توسط پدرام | |

رده بندی زیر 10 شهر از تمیزترین شهرهای جهان را نشان می دهد که این رتبه بندی از سوی مجمع کشورهای عضو اکو و بر اساس ذخایر آب آشامیدنی، چگونگی دفع زباله مواد زائد، فاضلاب شهری، آلودگی هوا و تراکم ترافیک بدست آمده است.

1. ولینگتون ، نیوزیلند



2. مینیاپولیس ، امریکا



3. اسلو ، نروژ



4. هونولولو ، هاوایی



5. کوبه ، ژاپن



6. اتاوا ، کانادا



7. کپنهاگ ، دانمارک



8. آدلاید ، استرالیا



9. هلسینکی ، فنلاند



10. کلگری ، کانادا



نوشته شده در 12 Mar 2011ساعت 3:9 PM توسط پدرام | |


 



يك لاك پشت دو سر در اسلواكي



نمايش هاي رزمي سربازان ارتش بلاروس در مينسك




نمايش  با ماكت كوسه در كارناوال سالانه ريودو ژانيرو




كارناوال سالانه در شهر اوولن سوييس




جشنواره گل بازي در برزيل




مسابقه اسكي در سوئد




درگيري شديد بين انقلابيون ليبي و نيروهاي قذافي در حومه شهر بن جواد




يكي از انقلابيون ليبي در شهر بن جواد




يك زن اسكيمو در قطب شمال




به بالا پرتاب كردن يك كودك يمني در جريان تجمع معترضان در صنعا




قاضي كلافه شده در دادگاه رسيدگي به جنايات يكي از ژنرال هاي دولت كمونيستي لهستان در ورشو




انبار يك كارگاه عروسك سازي در چين




به آتش كشيدن پرچم آمريكا در جريان تظاهرات ضد آمريكايي در جلال آباد افغانستان





ابداعات جديد 

مسواكي كه در هر حالت مي ايستد



يك گلدان متحرك



پنكه بدون پره





بدون شرح!




نوشته شده در 11 Mar 2011ساعت 9:7 AM توسط پدرام | |



از دیرباز بشر شکار را به عنوان یک راه تامین غذا و پوشاک یاد گرفته و در آن تبحر پیدا کرده است. اما با گذشت زمان این کار اهمیت حیاتی و غذایی خود را از دست داده و تبدیل به یک سرگرمی برای عده ای شده است. ولی باعث تاسف است که برخی این تفریح را تبدیل به رفتارهایی دیوانه وار کرده اند و با ساخت سلاح ها و روش های جدید، به شکل وحشیانه ای به کشتار حیوانات می پردازند. در اینجا نگاهی به ۳ مورد از قویترین ابزارهای شکار خواهیم داشت.

اگر شما هم به این موضوع علاقه مند هستید در ادامه مطلب با ما همراه باشید.

گلوله تیرانوزوروس ۵۷۷

اول از همه به گلوله فوق قوی T-Rex می پردازیم. بهتر است قبل از صحبت درباره قدرت آن نگاهی به قیافه اش بیاندازیم. در عکس زیر، اولین گلوله از سمت چپ همان تیرانوزوروس ۵۷۷ خودمان است و اولین گلوله از سمت راست، مربوط به تفنگهای شکاری معمولی است.

در حقیقت این گلوله اینقدر بزرگ است که شما نمی توانید از آن استفاده کنید، در این کلیپ افرادی را که از آن استفاده کرده اند می توانید ببینید.

مسئله این نیست که گلوله می تواند فیل، بوفالو یا کرگدن را از پای در آورد، بلکه این نکته مهم است که آیا بعد از استفاده از این سلاح دست شما سالم باقی خواهد ماند!

نارنجک Barnes Varmint

این گلوله در حقیقت یک نارنجک نیست. تنها یکی از انواع گلوله های hollow-point است. گلوله hollow-point به شکلی طراحی می شود که قدرت نفوذ کمی داشته باشد و معمولا پس از نفوذ در بدن هدف از ان خارج نمی شود. یکی از مهمترین استفاده های این گلوله در سلاح های نیروی امنیت پرواز است تا به بدنه هواپیما آسیبی نرسد.

این گلوله ها معمولا از نوع معمولی خود کشنده تر هستند، اما گلوله های Barnes Varmint نسل جدیدی از این تکنولوژی هستند. بهتر است نگاهی به این کلیپ بیاندازید. این گلوله حقیقتا مانند یک نارنجک سنجاب و کایوت را پودر کرده و تبدیل به بخار می کند!

دلیل اصلی ساخت این گلوله شکار حیوانات بزرگ جثه با پوست گران قیمت است، زیرا فقط یک سوراخ بر روی پوست ایجاد خواهد شد و چیزی از طرف دیگر بدن حیوان خارج نخواهد شد. نتیجه یک شلیک خوب با این اسلحه یک کیسه از پوست است که درونش از سوپ حیوان پر شده است!

جالب اینکه استفاده از گلوله های hollow-point در جنگ بر علیه انسان طبق معاهده های بین المللی ممنوع شده است، اما حیوانات زبان بسته باید آن را تحمل کنند.


The Punt Gun

به عکس بالا کمی دقت کنید. به نظر یک اسلحه دکوری می آید؟ فکر می کنید اصلا قابلیت استفاده و شلیک را دارد؟ یا فقط به درد عکس گرفتن می خورد؟

در حقیقت این یک تفنگ واقعی است که می تواند شلیک کنید و بسیار هم کشنده و قوی است. به این نوع از سلاح ها اصطلاحا The Punt Gun یا تفنگ توپ زنی می گویند. یک تفنگ شکاری که با هر بار شلیک نزدیک به نیم کیلو مواد انفجاری را پرتاب می کند. این تفنگ ها معمولا بین دو تا سه متر طول دارند.

خب فکر می کنید با چنین سلاحی چه شکاری می توان زد؟ یک لشکر خرس یا کرگدن؟ خیر اشتباه می کنید. این سلاح در قرن ۱۸ و ۱۹ برای شکار مرغابی طراحی شده بود. بله، اشتباه نشنیده اید، مرغابی! با هر بار شلیک این اسلحه به سمت یک گله مرغابی می توان تا ۵۰ پرنده را به صورت همزمان شکار کرد

یعنی استفاده از این:

برای شکار این:
منبع : نارنجی

نوشته شده در 11 Mar 2011ساعت 9:3 AM توسط پدرام | |

آهنگ جدید و بسیار زیبای گلشیفته فراهانی به نام جستجوی سرنوشت با دو کیفیت متفاوت

http://dl.01.mahyarmusic.net/Image/Golshifiteh_Farahani.jpg



دانلود آهنگ با کیفیت MP3 192

جستجوی سرنوشت

دانلود آهنگ با کیفیت MP3 64

جستجوی سرنوشت

نوشته شده در 24 Feb 2011ساعت 5:20 PM توسط پدرام | |

www.RangarangGroup.com | گروه اینترنتی رنگارنگ
www.RangarangGroup.com | گروه اینترنتی رنگارنگ
www.RangarangGroup.com | گروه اینترنتی رنگارنگ

www.RangarangGroup.com | گروه اینترنتی رنگارنگ
www.RangarangGroup.com | گروه اینترنتی رنگارنگ
www.RangarangGroup.com | گروه اینترنتی رنگارنگ

www.RangarangGroup.com | گروه اینترنتی رنگارنگ
www.RangarangGroup.com | گروه اینترنتی رنگارنگ
www.RangarangGroup.com | گروه اینترنتی رنگارنگ

www.RangarangGroup.com | گروه اینترنتی رنگارنگ
www.RangarangGroup.com | گروه اینترنتی رنگارنگ
www.RangarangGroup.com | گروه اینترنتی رنگارنگ

www.RangarangGroup.com | گروه اینترنتی رنگارنگ
www.RangarangGroup.com | گروه اینترنتی رنگارنگ
www.RangarangGroup.com | گروه اینترنتی رنگارنگ

www.RangarangGroup.com | گروه اینترنتی رنگارنگ
www.RangarangGroup.com | گروه اینترنتی رنگارنگ
www.RangarangGroup.com | گروه اینترنتی رنگارنگ

www.RangarangGroup.com | گروه اینترنتی رنگارنگ
www.RangarangGroup.com | گروه اینترنتی رنگارنگ
www.RangarangGroup.com | گروه اینترنتی رنگارنگ

www.RangarangGroup.com | گروه اینترنتی رنگارنگ
www.RangarangGroup.com | گروه اینترنتی رنگارنگ
www.RangarangGroup.com | گروه اینترنتی رنگارنگ

www.RangarangGroup.com | گروه اینترنتی رنگارنگ
www.RangarangGroup.com | گروه اینترنتی رنگارنگ
www.RangarangGroup.com | گروه اینترنتی رنگارنگ

www.RangarangGroup.com | گروه اینترنتی رنگارنگ
www.RangarangGroup.com | گروه اینترنتی رنگارنگ
www.RangarangGroup.com | گروه اینترنتی رنگارنگ

www.RangarangGroup.com | گروه اینترنتی رنگارنگ
www.RangarangGroup.com | گروه اینترنتی رنگارنگ
www.RangarangGroup.com | گروه اینترنتی رنگارنگ

www.RangarangGroup.com | گروه اینترنتی رنگارنگ
www.RangarangGroup.com | گروه اینترنتی رنگارنگ
www.RangarangGroup.com | گروه اینترنتی رنگارنگ

www.RangarangGroup.com | گروه اینترنتی رنگارنگ
www.RangarangGroup.com | گروه اینترنتی رنگارنگ
www.RangarangGroup.com | گروه اینترنتی رنگارنگ

www.RangarangGroup.com | گروه اینترنتی رنگارنگ
www.RangarangGroup.com | گروه اینترنتی رنگارنگ
www.RangarangGroup.com | گروه اینترنتی رنگارنگ

www.RangarangGroup.com | گروه اینترنتی رنگارنگ
www.RangarangGroup.com | گروه اینترنتی رنگارنگ
www.RangarangGroup.com | گروه اینترنتی رنگارنگ

www.RangarangGroup.com | گروه اینترنتی رنگارنگ
www.RangarangGroup.com | گروه اینترنتی رنگارنگ
www.RangarangGroup.com | گروه اینترنتی رنگارنگ

www.RangarangGroup.com | گروه اینترنتی رنگارنگ
نوشته شده در 10 Feb 2011ساعت 11:50 AM توسط پدرام | |

www.RangarangGroup.com | گروه اینترنتی رنگارنگ
www.RangarangGroup.com | گروه اینترنتی رنگارنگ
www.RangarangGroup.com | گروه اینترنتی رنگارنگ

www.RangarangGroup.com | گروه اینترنتی رنگارنگ
www.RangarangGroup.com | گروه اینترنتی رنگارنگ
www.RangarangGroup.com | گروه اینترنتی رنگارنگ

www.RangarangGroup.com | گروه اینترنتی رنگارنگ
www.RangarangGroup.com | گروه اینترنتی رنگارنگ
www.RangarangGroup.com | گروه اینترنتی رنگارنگ

www.RangarangGroup.com | گروه اینترنتی رنگارنگ
www.RangarangGroup.com | گروه اینترنتی رنگارنگ
www.RangarangGroup.com | گروه اینترنتی رنگارنگ

www.RangarangGroup.com | گروه اینترنتی رنگارنگ
نوشته شده در 10 Feb 2011ساعت 11:45 AM توسط پدرام | |

مونیکا یک عکاس زن اهل لهستان است که با نگاهی هنرمندانه دوران پرهیاهو و تکرار نشدنی کودکان را در مجموعه ای زیبا که بخشی از آن را در این پست خواهید دید ثبت کرده است. او معتقد است هر یک از ما از سنین کودکی، خاطراتی را بیاد می آوریم که بعضی مواقع حتی مشتاق به بازگشت به زمان خیال و اوج گرفتن در فضای آن روزهای شیرین کودکی هستیم. زمانی که شاید امروز جژئی از رویاهای دیروزمان بود ولی افسوس که بازگشت به آن میسر نیست !





www.RangarangGroup.com | گروه اینترنتی رنگارنگ
www.RangarangGroup.com | گروه اینترنتی رنگارنگ
www.RangarangGroup.com | گروه اینترنتی رنگارنگ

www.RangarangGroup.com | گروه اینترنتی رنگارنگ
www.RangarangGroup.com | گروه اینترنتی رنگارنگ
www.RangarangGroup.com | گروه اینترنتی رنگارنگ

www.RangarangGroup.com | گروه اینترنتی رنگارنگ
www.RangarangGroup.com | گروه اینترنتی رنگارنگ
www.RangarangGroup.com | گروه اینترنتی رنگارنگ

www.RangarangGroup.com | گروه اینترنتی رنگارنگ
www.RangarangGroup.com | گروه اینترنتی رنگارنگ
www.RangarangGroup.com | گروه اینترنتی رنگارنگ

www.RangarangGroup.com | گروه اینترنتی رنگارنگ
www.RangarangGroup.com | گروه اینترنتی رنگارنگ
www.RangarangGroup.com | گروه اینترنتی رنگارنگ

www.RangarangGroup.com | گروه اینترنتی رنگارنگ
www.RangarangGroup.com | گروه اینترنتی رنگارنگ
www.RangarangGroup.com | گروه اینترنتی رنگارنگ

www.RangarangGroup.com | گروه اینترنتی رنگارنگ
www.RangarangGroup.com | گروه اینترنتی رنگارنگ
www.RangarangGroup.com | گروه اینترنتی رنگارنگ

www.RangarangGroup.com | گروه اینترنتی رنگارنگ
www.RangarangGroup.com | گروه اینترنتی رنگارنگ
www.RangarangGroup.com | گروه اینترنتی رنگارنگ

www.RangarangGroup.com | گروه اینترنتی رنگارنگ
www.RangarangGroup.com | گروه اینترنتی رنگارنگ
www.RangarangGroup.com | گروه اینترنتی رنگارنگ

www.RangarangGroup.com | گروه اینترنتی رنگارنگ
www.RangarangGroup.com | گروه اینترنتی رنگارنگ
www.RangarangGroup.com | گروه اینترنتی رنگارنگ

www.RangarangGroup.com | گروه اینترنتی رنگارنگ
www.RangarangGroup.com | گروه اینترنتی رنگارنگ
www.RangarangGroup.com | گروه اینترنتی رنگارنگ

www.RangarangGroup.com | گروه اینترنتی رنگارنگ
www.RangarangGroup.com | گروه اینترنتی رنگارنگ
www.RangarangGroup.com | گروه اینترنتی رنگارنگ

www.RangarangGroup.com | گروه اینترنتی رنگارنگ
www.RangarangGroup.com | گروه اینترنتی رنگارنگ
www.RangarangGroup.com | گروه اینترنتی رنگارنگ

www.RangarangGroup.com | گروه اینترنتی رنگارنگ

نوشته شده در 10 Feb 2011ساعت 11:42 AM توسط پدرام | |

این چند تا پست آخر رو از وب یکی از دوستان گرفتم که لینکش اینجا است .


اغلب مردهایی که در معرض استرس شدید قرار دارند در خود فرو‌می‌روند، سکوت می‌کنند و بی‌احساس می‌شوند تا مسئله خود را به شکلی حل کنند.

از آنجایی که طبیعت اصلی مرد، مردانه و مذکر است برای مبارزه با استرس به این نیاز دارد که خود را از معرکه عقب بکشد و مدتی را به تنهایی بگذارند. این رفتار قدرت مردانه او را تشدید و تقویت می‌کند.بنابراین زمان مناسبی برای رسیدگی به واکنش‌های عاطفی و احساسی نیست. اغلب مردها در برخورد با استرس ابتدا با احساسات خود قطع رابطه می‌کنند تا بتوانند به طور عینی و منطقی با مسئله پیش آمده برخورد کنند.
زن‌‌ها از این رفتار مردها به هراس می‌افتند زیرا اگر قرار باشد زنی با احساسات خود قطع ارتباط کند باید به قدری ناراحت باشد که بخواهد کسی را رد کند اما این موضوع در مورد مردها صدق نمی‌کند در حالی‌که مردها خود به خود در واکنش به استرس با احساسات خود قطع رابطه می‌کنند.
مرد توانایی آن را دارد که در لحظه‌ای در خود فرو برود و سکوت اختیار کند به همین شکل می‌تواند در لحظه‌ای از این حال خارج شود.
وقتی مردها متعادل‌تر می‌شوند برای آنها صحبت درباره این‌که از چه موضوعی ناراحت بودند ساده‌تر می‌شود.
وقتی مرد از دنیای سکوت و تنهایی بازمی‌گردد ممکن است حرفی برای گفتن نداشته باشد زیرا ممکن است به این نتیجه رسیده باشد که دلیل و موضوعی برای ناراحت شدن وجود ندارد. در اغلب موارد وقتی مرد از سکوت و انزوا خارج می‌شود و می‌گوید که همه چیز خوب و عالیست بهتر است زنش به این گفته او اطمینان کند و در شرایط آرام قرار بگیرد.

زن‌ها را درک کــنید
 
نیاز به درک شدن برای زن‌ها
 وقتی مرد، زمان کافی برای درک کردن احساسات و نیازهای همسرش صرف نمی‌کند زن به سادگی سردرگم می‌شود و امکان این‌که واکنشی شدید و بی‌تناسب نشان دهد افزایش می‌یابد.
وقتی زنی احساسات خود را با شوهرش در میان می‌گذارد اگر شوهر به حالت انفعالی به صحبت‌های او گوش فرا دهد و امیدوار باقی بماند که به زودی حرف‌های زنش تمام خواهد شد روی او اثر می‌گذارد و بر ابهامات یا ناراحتی‌هایش می‌افزاید.
وقتی زن‌ها تصمیم می‌گیرند مانند مردها رفتار کنند و به منطق بیش از احساسات خود بها بدهند گیج و سردرگم می‌شوند به خصوص اگر قرار باشد زیر فشاری برای تصمیم‌گیری باشند. معمولا وقتی زنی سردرگم است، می‌خواهد تصمیمی بگیرد در این زمان او بیش از هر چیز به آرامش نیاز دارد وباید آرام بگیرد و احساساتش را مرور کند. در این زمان است که می‌تواند به راحتی تصمیم بگیرد. وقتی مردی برای درک کردن زنش به حرف‌های او گوش می‌دهد خود به خود متعادل‌تر می‌شود و زن زمانی متعادل‌تر می‌شود که بتواند حرف‌ها و احساساتش را بازگوید و این تنها زمانی میسر است که مردها بتوانند زبان تکلم زن‌ها را بیاموزند و زن‌ها هم به طریقی سخن بگویند که مردها میل به شنیدن داشته باشند.
یکی از فواید گوش‌دادن مردها به صحبت همسرانشان این است که آنها احساسات خود را کنار می‌گذارند و از افکار خود برای درک احساسات زنشان و این که چرا او چنین احساسی دارد استفاده می‌کنند
نوشته شده در 9 Feb 2011ساعت 4:58 PM توسط پدرام | |

بزر گترین حق خداوند بر تو اینست که : فقط او را بپرستی و در عبودیت

کسی او را شریک نگردانی  که اگر این کار را از روی اخلاص انجام دهی 

خداوند بعهده گرفته است که امور دنیا وآخرت تو را کفایت کند.

حق نفس بر تو اینست که :

به اطاعت خداوند عزوجل در آوری.

حق زبان بر تو اینست که :

گرامی اش داشته.به گفتار زشت آلوده نسازی.وبه سخن نیک عادت دهی

ومسائلی  را که هیچ فائده در آن نیست ترک کنی

وبه مردم نیکی نموده.با انان پسندیده سخن گوئی

حق گوش بر تو اینست که :

از شنیدن غیبت پاک سازی او را و از مجموعه سخنان حرام باز داری.

حق چشم بر تو اینست که :

از نگاه حرام باز داری و از نگاه خود عبرت گیری.

حق دست بر تو اینست که :

آنرا به سوی محرمات دراز نکنی.

حق پا بر تو اینست که :

به سوی محرمات نرود.بر همین پاها (فردای قیامت ) در صراط می ایستی

پس مواظب باش که پاهایت از صراط نلغزد (که در اتش جهنم خواهی افتاد

)به جهنم نیفتی.

حق شکم بر تو اینست که :

آنرا ظرفی برای حرام قرار ندهی وبیشتر از سیری در آن نریزی.

حق فرج(آلات جنسی)بر تو اینست که :

از زنا آن را باز داری واز نگاه دیگران حفظ کنی.

حق نمازبر تو اینست که :

بدانی نماز ورود بر خداوند عزوجل است و تو در آن حال در مقابل خدای

متعال ایستاده ای واگر این را بدانی همچون بنده ای ذلیل و حقیر که رغبت

به رحمت خدا دارد و ترس از عذاب او دارد وامید به قبول بسته وخوف و

نیازمند وبا کمال فر وتنی در حال تضرع وبا وقار سکینه مولایش را تعظیم

می کند به نماز می ایستی و نماز را با حضور قلب بخوانی ودر آن حدود

وحقوق قانون نماز را انجام دهی.

 

نوشته شده در 9 Feb 2011ساعت 4:57 PM توسط پدرام | |

1. دو چیز است که جزای آن را در دنیا می دهند : ظلم ، و بدرفتاری با پدر و مادر.

2. سخن حق را از هر کس شنیدی بپذیر، اگر چه دشمن و بیگانه باشد و ناحق را از هر که شنیدی نپذیر، اگر چه دوست و نزدیک باشد.

3. خوشا به حال آن کس که باطنش نیکو و ظاهرش خوب است و شرش به دیگران نمی رسد.

4. هرکس که به درستی و حقیقت مسلمان شده باشد ، هرگز آنچه را که به خود نمی پسندد در حق دیگران روا نمی دارد .

5. جامه ای که بر پیکر دیگری بپوشانی، برایت پاینده تر از جامه ای است که خود آن را به تن کنی .

6. بهترین شما  کسی است که بر اهل و عیالش مهربان تر باشد.

7. دو خصلت است که بهتر از آن چیزی نیست: ایمان به خدا  و مفید بودن برای مردم .

8. خوشا به حال آن کس که زیادی مال خود را ببخشد و از سخن گفتن زیاد خودداری کند .

9. در این جهان فقط یک چیز دچار تحول نمی شود و آن خداوند است .

10. هر که تیغ ستم برکشد ، با همان تیغ کشته خواهد شد .

11. در مصاحبت کسی که تو را همسنگ خود نداند خیری نیست .

12. دو چیز را پیوسته در یاد دار: خدا  و مرگ . دو چیز را فراموش کن: نیکی خود و بدی دیگران .

13. بهترین جهاد آن است که با نفس و هوی و هوس خود مبارزه کنید.

14. کسی که خودخواهی و اسراف پیشه کند، از برتری و بزرگواری می افتد.

15. هر که بر مرکب باطل سوار شود ، آن مرکب او را در سرزمین پشیمانی پیاده خواهد کرد .

16. دو چیز عجیب است: «سخن حکمت آمیزی که سفیه گوید»، آن را بپذیرید ؛ و «سخن زشتی که خردمند گوید»، از آن در گذرید.

17. روزگار دوگونه است: روزی به سودت و روزی به زیانت، روزی که به مراد تو است سرکشی مکن و روزی که به زیانت بود، شکیب ورز.

18. زیاده روی در ملامت و سرزنش، آتش لجاجت را شعله ور می سازد.

19. دینِ مرد  خرد اوست؛ کسی که عقل ندارد، دین ندارد.

نوشته شده در 9 Feb 2011ساعت 4:55 PM توسط پدرام | |

Tweet

همه می دانیم که یادگیری لغات و اصطلاحات انگلیسی به صورت روزانه و به زبان عامیانه چقدر ارزشمند است و قصد ندارم از اهمیت یادگیری زبان انگلیسی صحبت کنم.

در زیر ۱۰ تا از بهترین سایت هایی که شما می توانید دامنه لغات خود را افزایش دهید معرفی خواهد شد ، ضمن این که این سایت ها اکثرا سبک و ساده هستند و شما می توانید با تلفن همراه خود به این سایت ها سر بزنید و زبان انگلیسی خود را غنی تر کنید و یا با عضویت در خبرنامه سایت روزانه بر دامنه لغات خود بیافزاید .


Wordsmith

a word a day

سایت Wordsmith.org یکی از بهترین ها یادگیری لغات انگلیسی است و دارای چند سرویس مختلف می باشد . مثلا با ثبت نام در سرویس newsletter هر روز در صندوق میل های شما یک لغت جدید با توضیحات آن قرار خواهد گرفت.


Weboword

random word a day

در این سایت هر روز یک لغت بوسیله یک کارتون مصور خواهد شد .


Wordia

random word a day

این سایت کاملا یک دیکشنری مصور هست که همراه با توضیحات نوشتاری درباره یک لغت به شما یک ویدئوی کوتاه میده که در اون یک فرد به صورت خیلی جالب و فان یه لغت رو توضیح میده و در کنار یادگیری سرگرم کننده هم هست .


Vocab Vitamins

random word a day

این سایت هم دارای خبرنامه هست که هر روز یه لغت جدید با توضیحات کامل و تلفظ آن (در یک فایل صوتی ) به میل شما خواهد آمد.


Save The Words

learn a new word each day

یک سایت زیبا از نظر طراحی است که تلاش می کند تا روی لغاتی که کمتر شناخته شده هستند در زبان انگلیسی تمرکز کند و لغاتی که در حال حذف شدن از گفتار هستند را دوباره جا بندازد .


Wordnik

learn a new word each day

Wordnik.com فهم لغات جدید را با استفاده از ذکر نمونه هایی از لغات مشابه ، مثال زدن و  تصویر سازی از لغت برای شما آسان تر خواهد کرد ( همراه با تلفظ لغت ).


Phrays

learn a new word each day

Phrays.com با ایجاد یک فضای رقابتی برای شما باعث می شود که هر روز یک لغت را یاد بگیرید .هر روز ، یک لغت با معنی آن روی سایت نمایش داده می شود و شما باید این لغت را در یک جمله به کار ببرید .جمله ای که بیشتر امتیاز را از سوی کاربران بگیرد برنده خواهد شد .شما با اکانت توییتر خود می توانید وارد این سایت شوید .


WordThink

در این سایت شما می تواند لغت سخت ، مفهومی و مناسب را یاد بگیرید .WordThink.com منبعی از لغات مشکل و پیچیده می باشد که شما می توانید در قالب یک جمله با این لغات آشنا شوید.


Vocabsushi

شما می توانید در این سایت تست بدهید و سطح خود را مشخص کنید .Vocabsushiبا استفاده از هزاران جمله از منابع خبری جدید به شما نحوه استفاده از لغات مختلف را در دنیای واقعی می آموزید .همچنین این سایت امکاناتی مثل فایل های MP3 برای تلفظ ، بازی های لغتی ، کوئیز های آفلاین و … را برای شما آماده کرده است.


BBC Learning English

a word a day

این سرویس از سایت BBC ابزارهایی به شما ارائه خواهد کرد که با آنها می توانید دامنه لغات خود را غنی تر و زبان خود را تقویت کنید .شما با Word in the News می توانید لغات جدید را در قالب خبرهای واقعی یا نکات جالب واقعی یاد بگیرید .News English Extra به شما نحوه استفاده از یک لغت را در متن اخبار روزانه نشان می دهد .با Keep your English up to date هم می توانید توضیحاتی کامل در مورد یک لغت داشته باشید .بعضی از قسمت های این سایت قابل دانلود هستند و همچنین پادکست را هم می توانید گوش کنید

نوشته شده در 9 Feb 2011ساعت 4:46 PM توسط پدرام | |

این همه ژست عکس این چیه دیگه ؟؟؟؟؟؟؟؟

نوشته شده در 9 Feb 2011ساعت 4:44 PM توسط پدرام | |

اینجا محله‌های دیترویت یا تگزاس یا نمی دونم شیکاگو نیست! - قلب تهرانه! - اول بهمن 1389، پارک ملت گردهمایی مو فرفری‌های تهران!!! - و این موجودات عجیب و غریب هم از فضا نیومدن. تو همین شهر زندگی می کننن و شاید هرکس در طول روز یه چنتایی از این اینا رو دیده باشه!

همایش دختر و پسرهای مو فرفری در پارک ملت تهران / گزارش تصويري

همایش دختر و پسرهای مو فرفری در پارک ملت تهران / گزارش تصويري

همایش دختر و پسرهای مو فرفری در پارک ملت تهران / گزارش تصويري

همایش دختر و پسرهای مو فرفری در پارک ملت تهران / گزارش تصويري

همایش دختر و پسرهای مو فرفری در پارک ملت تهران / گزارش تصويري

همایش دختر و پسرهای مو فرفری در پارک ملت تهران / گزارش تصويري

همایش دختر و پسرهای مو فرفری در پارک ملت تهران / گزارش تصويري

همایش دختر و پسرهای مو فرفری در پارک ملت تهران / گزارش تصويري

نوشته شده در 2 Feb 2011ساعت 2:29 PM توسط پدرام | |


عکس های دیدنی : عجیب ترین زن دنیا !!

عکس های دیدنی : عجیب ترین زن دنیا !!

عکس های دیدنی : عجیب ترین زن دنیا !!

عکس های دیدنی : عجیب ترین زن دنیا !!

عکس های دیدنی : عجیب ترین زن دنیا !!

عکس های دیدنی : عجیب ترین زن دنیا !!

عکس های دیدنی : عجیب ترین زن دنیا !!

عکس های دیدنی : عجیب ترین زن دنیا !!

عکس های دیدنی : عجیب ترین زن دنیا !!

عکس های دیدنی : عجیب ترین زن دنیا !!

عکس های دیدنی : عجیب ترین زن دنیا !!

عکس های دیدنی : عجیب ترین زن دنیا !!

عکس های دیدنی : عجیب ترین زن دنیا !!

عکس های دیدنی : عجیب ترین زن دنیا !!

عکس های دیدنی : عجیب ترین زن دنیا !!

عکس های دیدنی : عجیب ترین زن دنیا !!

عکس های دیدنی : عجیب ترین زن دنیا !!

عکس های دیدنی : عجیب ترین زن دنیا !!

نوشته شده در 2 Feb 2011ساعت 2:22 PM توسط پدرام | |

پوستر فیلم یک عکس در اندازه ی مخصوص است که معمولاً گرافیست ها برای ساخت آن خلاقیت زیادی به خرج می دهند. در سال های گذشته با سه بعدی شدن دنیای فیلم ها، دنیای پوستر ها نیز تحت تاثیر قرار گرفته و به نوعی هنر و خلاقیت آن ها چند برابر شده است. پوستر فیلم شاید اولین چیزی است که می تواند مخاطب و بیننده را تحت تاثیر قرار دهد و باعث ایجاد علاقه در بیننده برای تماشای فیلم می شود. از این رو طراحان پوسترها سعی می کنند تا پوسترهای خلاقانه ای بسازند، به همین منظور امروز خلاقانه ترین پوسترهای فیلم در سال ۲۰۱۰ را برای شما آماده کرده ایم:

۱- From Paris with Love :

خلاقانه ترین پوسترهای فیلم در سال 2010 - www.ITTutorial.ir

2- Eat, Pray, Love :

خلاقانه ترین پوسترهای فیلم در سال 2010 - www.ITTutorial.ir

3- Kick-Ass :

خلاقانه ترین پوسترهای فیلم در سال 2010 - www.ITTutorial.ir

4- Inception :

خلاقانه ترین پوسترهای فیلم در سال 2010 - www.ITTutorial.ir

5- The Next Three Days:

خلاقانه ترین پوسترهای فیلم در سال 2010 - www.ITTutorial.ir

6- Alice in Wonderland :

خلاقانه ترین پوسترهای فیلم در سال 2010 - www.ITTutorial.ir

7- Tron Legacy :

خلاقانه ترین پوسترهای فیلم در سال 2010 - www.ITTutorial.ir

8- Freakonomics :

خلاقانه ترین پوسترهای فیلم در سال 2010 - www.ITTutorial.ir

9- Leaves of Grass :

خلاقانه ترین پوسترهای فیلم در سال 2010 - www.ITTutorial.ir

10- Saw 3D :

خلاقانه ترین پوسترهای فیلم در سال 2010 - www.ITTutorial.ir

11- Black Swan :

خلاقانه ترین پوسترهای فیلم در سال 2010 - www.ITTutorial.ir

12- Diary of a Wimpy Kid :

خلاقانه ترین پوسترهای فیلم در سال 2010 - www.ITTutorial.ir

13- Tangled :

خلاقانه ترین پوسترهای فیلم در سال 2010 - www.ITTutorial.ir

14- Let Me In :

خلاقانه ترین پوسترهای فیلم در سال 2010 - www.ITTutorial.ir

15- The Social Network :

خلاقانه ترین پوسترهای فیلم در سال 2010 - www.ITTutorial.ir

16- Iron Man 2 :

خلاقانه ترین پوسترهای فیلم در سال 2010 - www.ITTutorial.ir

17- The Wolfman :

خلاقانه ترین پوسترهای فیلم در سال 2010 - www.ITTutorial.ir

18- The Last Airbender :

خلاقانه ترین پوسترهای فیلم در سال 2010 - www.ITTutorial.ir

19- The Twilight Saga: Eclipse :

خلاقانه ترین پوسترهای فیلم در سال 2010 - www.ITTutorial.ir

20- Gulliver’s Travels :

خلاقانه ترین پوسترهای فیلم در سال 2010 - www.ITTutorial.ir

21- For Colored Girls :

خلاقانه ترین پوسترهای فیلم در سال 2010 - www.ITTutorial.ir

22- Repo Men :

خلاقانه ترین پوسترهای فیلم در سال 2010 - www.ITTutorial.ir

23- Piranha 3-D :

خلاقانه ترین پوسترهای فیلم در سال 2010 - www.ITTutorial.ir

24- A Nightmare on Elm Street :

خلاقانه ترین پوسترهای فیلم در سال 2010 - www.ITTutorial.ir

25- Why Did I Get Married Too :

خلاقانه ترین پوسترهای فیلم در سال 2010 - www.ITTutorial.ir

26- High School :

خلاقانه ترین پوسترهای فیلم در سال 2010 - www.ITTutorial.ir

27- Predators :

خلاقانه ترین پوسترهای فیلم در سال 2010 - www.ITTutorial.ir

28- The Expendables :

خلاقانه ترین پوسترهای فیلم در سال 2010 - www.ITTutorial.ir

29- Resident Evil: Afterlife :

خلاقانه ترین پوسترهای فیلم در سال 2010 - www.ITTutorial.ir

30- Happy thankyou more please :

خلاقانه ترین پوسترهای فیلم در سال 2010 - www.ITTutorial.ir

31- You Will Meet a Tall Dark Stranger :

خلاقانه ترین پوسترهای فیلم در سال 2010 - www.ITTutorial.ir

32- Percy Jackson & the Olympians: The Lightning Thief :

خلاقانه ترین پوسترهای فیلم در سال 2010 - www.ITTutorial.ir

نوشته شده در 27 Jan 2011ساعت 12:30 PM توسط پدرام | |

براتون آدرس سایت چند تا موزه تهرانو گذاشتم که خیلی بدرد بخوره 

موزه رضا عباسي
موزه آبگينه و سفالينه هاي ايران
موزه فرش ايران
موزه ملي ايران
موزه هنرهاي معاصر
كاخ موزه گلستان
كاخ موزه نياوران
كاخ موزه سعدآباد
نوشته شده در 27 Jan 2011ساعت 12:19 PM توسط پدرام | |

دختری که فرزند کریس رونالدو را به دنیا آورده، دراوج ناامیدی و افسردگی فقط گریه می‌کند و آرزو دارد فرزندش را ببیند. این خانم که مادر مخفی کریستیانو جونیور فرزند کریس رونالدو ستاره پرتغالی رئال مادرید است، در زمان تولد این نوزاد با رونالدو توافقی کرده بود که براساس آن ده میلیون پوند از ستاره پرتغالی دریافت کند و در ازای آن برای همیشه از فرزند خود چشم پوشی کند و حتی به والدین خویش هم نگوید که مادر فرزند رونالدو است.
این توافق با کریستیانو رونالدو این زن را به ثروتی کلان رساند، ولی ظاهراً و به نقل از افشاگری های نشریه ساندی میرر او احساس می‌کند که قلبش شکسته است. این روزنامه در گزارشی در این خصوص و به نقل از یکی از دوستان، این زن که نخواسته نامش فاش شود، نوشته است:«او بشدت از تصمیم و انتخابی که کرده ناراحت است و بعد از ماهها افسردگی در مورد اقدام خود تجدید نظرکرده است. او مرتب به رونالدو زنگ می‌زند تا بچه را ببیند و حتی به رونالدو گفته که حاضر است همه پول را به او پس دهد تا بتواند فرزندش را ببیند.
«شرایط سختی را تجربه می‌کند، چون نمی‌تواند داستان را برای هیچکس تعریف کند و بشدت احساس تنهایی می‌کند.» این نشریه حتی جزئیاتی در مورد مادر مخفی فرزند کریس هم فاش کرده و نوشته است: «او یک دانشجوی بیست ساله است که بعد از آشنایی با کریس رونالدو در یکی از کلوپهای شبانه لندن باردار شد.
رونالدو این فرزند را نمی‌خواست ولی وقتی در برابر عمل انجام شده قرارگرفت، این فرزند را پذیرفت تا بتواند درعین حال خود را به عنوان ستاره تازه پدر شده دنیای فوتبال مطرح کند. او وکلایش را در جریان ماجرا قرار داد و قراردادی معادل ده میلیون پوند با این دختر امضا کرد. این دختر به مدت یک سال از انظار محو شد و بدون اینکه حتی به والدین خود بگوید فرزندش را به دنیا آورد و پول را از رونالدو گرفت و غیب شد. ولی اکنون بشدت پشیمان است.
هرشب دیر وقت به رونالدو زنگ می‌زند و علاوه بر اینکه به او بابت گلهایی که می‌زند تبریک می‌گوید، به ستاره رئال التماس می‌کند تا بتواند فرزندش را ببیند. رونالدو درابتدا هیچ امیدی به او نداده بود. ولی بعد در مورد این ماجرا کمی‌فکر کرده و گفته اگر دختر حاضر شود پولهای او را پس دهد، او هم در مورد ملاقات دختر با فرزندش تجدید نظر می‌کند.» این طور که مشخص است، کریس رونالدو نمی‌خواهد به خاطراین موضوع با این دختر وارد یک جدال حقوقی شود.
اگرچه توافقنامه ای که دو طرف امضا کرده اند، هیچ حقی برای این دختر دانشجو در مورد فرزندش قائل نمی‌شود و در صورت کشیده شدن ماجرا به دادگاه هم نفعی به حال او نخواهد داشت. در حال حاضر کریس رونالدو نگهداری از فرزند خود را به مادرش دولورس و دوخواهرش اما ولیلیانا کاتیا سپرده وحتی تصاویر فرزند کوچک رونالدو با خانواده او در جریان تعطیلات ژانویه طی روزهای اخیر در همه نشریات مهم دنیا منتشرشده بود.

نوشته شده در 23 Jan 2011ساعت 5:21 PM توسط پدرام | |

کریس هر وقت گلی را به ثمر می رساند، ژست خاصی را به نمایش می گذارد و در اینجا ژستهای مختلف کریس بعد از گلزنی را تماشا می کنید:
توضیح هر عکس زیرش نوشته شده

Cristiano Ronaldo manda callar al Vicente Calderón tras anotar el gol de la victoria del Real Madrid, en el partido de vuelta de los cuartos de final de la Copa del Rey. گزارش تصویری: 1001 ژست کریس رونالدو پس از گلزنی www.TAFRIHI.com

دعوت به سکوت:رونالدو که تک گل تیمش در دیدار 5شنبه شب مقابل اتلتیکومادرید و در داربی شهر مادرید را به ثمر رساند، هواداران حاضر در ورزشگاه بیسنته کالدرون را به سکوت دعوت کرد

CR7 se lleva el dedo a la boca tras anotar un gol dedicándoselo a su hijo de seis meses. www.TAFRIHI.com
برای فرزند:رونالدو با این ژست ، گلش را به نوزاد پسر شش ماه اش تقدیم کرد

Cristiano hace un peculiar gesto con sus manos tras anotar un tanto. Una celebración que ha venido repitiendo a lo largo de la temporada. www.TAFRIHI.com

شادی عجیب غریب:رونالدو با بالا بردن دستهایش به این ترتیب، گلهای متعددی را جشن گرفت.این شادی پس از گل چندین بار در رقابتهای این فصل تکرار شد

Ronaldo celebra bailando su gol frente al Atlético en el partido de ida de los cuartos de final de la Copa del Rey
در حال رقص: کریس رونالدو پس از گلزنی در دیدار رفت مقابل اتلتیکومادرید در سانتیاگو برنابئو.

Cristiano celebra cerrando el puño un gol frente al Racing de Santander en el estadio Santiago Bernabéu.
چه جذبه ای: کریس گلزنی اش مقابل راسینگ سانتاندر در ورزشگاه سانتیاگو برنابئو  را با مشتی گره کرده جشن گرفت



CR7 se lleva una mano a la oreja tras anotar un gol frente al Hércules en Alicante.
صدایتان را نمی شنوم: او پس از گلی که در دیدار مقابل ارکولس در آلیکانته به ثمر رساند، دستش را در کنارگوشش قرار داد


Cristiano se lanza al cesped tras anotar un gol frente al Racing de Santander en la Liga.
روی زمین: این هم شادی کریس پس از گلی که در لالیگا وارد دروازه راسینگ سانتاندر کرد


CR7 se lleva la mano a la frente en una dedicatoria, tras anotar un gol en el Estadio Santiago Bernabéu, en un gesto parecido al del ex jugador del Real Madrid, Ronaldo Nazario.
به یاد رونالدو ناساریو: سی آر 7 پس از گلزنی در ورزشگاه سانتیاگو برنابئو، یکی از دستانش را برروی پیشانی قرار داد.این ژست، یادآور شادی پس از گل رونالدو ناساریو، در هنگامی که بازیکن رئال بود، می باشد.

 Ronaldo y Di Maria celebran de la mano un gol del portugués en un partido de Champions League frente al Ajax de Amsterdam.
دست در دست:  رونالدو و دی ماریا، گلی که رونالدو در آمستردام و در رقابتهای لیگ قهرمانان اروپا وارد دروازه آژاکس نمود را دست در دست جشن می گیرند.

CR7 celebra con Marcelo un gol en el Coliseum Alfonso Pérez de Getafe. A ambos jugadores les une una gran relación y es habitual verles juntos en las celebraciones. www.TAFRIHI.com
شادی با مارسلو: سی آر7 گلی که در ورزشگاه «ال کولیسئوم آلفونسو پرس » ختافه به ثمر رساند را بدین ترتیب با مارسلو جشن گرفت.این دو بازیکن رابطه دوستانه خیلی خوبی با یکدیگر دارند و از همین رو معمولا گلها را با هم جشن می گیرند
نوشته شده در 23 Jan 2011ساعت 5:13 PM توسط پدرام | |

سال گذشته با سفر سانگ ایل گوک به ایران,مهناز افشار و رضا رشید پور با این بازیگر مصاحبه ای داشتند که به درخواست کاربران شما را به خواندن و دیدن تصاویر این مصاحبه دعوت می کنیم.
مهناز افشار:من نمی توانم زیاد سئوال تخصصی بپرسم.فقط دوست دارم حس و حال آقای سانگ را که جلوی دوربین قرار می گیرند ,بدانم.زمانی که از کارگردان صدا,دوربین و اکشن را می شنود و باید یک پلان حسی و عاطفی کنند چه حالی دارند؟
سانگ ایل گوک:برای من سخت ترین موقعیت زمانی است که باید در مقابل دوربین گریه کنم.برای این کار از صبح تمرین می کنم.مادر من یک بازیگر معروف کره ای هستش که همیشه به من می گوید,هر وقت توانستی صحنه گریه و خنده را خوب بازی کنی آن زمان بازیگر خوب شده ای.
 
گفتگوی مهناز افشار با جومونگ!! + عکس www.TAFRIHI.com

مهناز افشار:
شهرت در کشور شما چطور است؟شناخته شدن در زندگی عادی تان تاثیر گذاشته؟اذیت نمی شوید؟
سانگ ایل گوک:خیلی در زندگی من تاثیر گذاشته است,همانطور که در ایران هوادار دارم در کشور خودم کره نیز هواداران زیادی دارم.به خاطر همین در خیابان های کره نمی توان قدم بزنم یا خیلی وقت ها تصویربرداری فیلم ها و سریال ها با جمع شدن هواداران تعطیل می شود.
 
گفتگوی مهناز افشار با جومونگ!! + عکس www.TAFRIHI.com
 
مهناز افشار:دغدغه همه بازیگران سراسر دنیا,وارد شدن به سینمای هالیوود هستش که البته این دغدغه من نیست.می خواستم بدانم شما به این موضوع فکر می کنید؟
سانگ ایل گوک:من به هالیوود اصلا فکر نمی کنم و زیاد دوست نخواهم داشت که سینما و هنر کره را رها کنم و پایبند فرهنگ هالیوودی شوم.دوست دارم که سینمای کشورم با بازیگران توانمند کره رشد کند.
 
گفتگوی مهناز افشار با جومونگ!! + عکس www.TAFRIHI.com
نوشته شده در 23 Jan 2011ساعت 7:4 AM توسط پدرام | |

Design By : Mihantheme